صدر
نویسنده: صدر - چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !
مسافر : نوش جونش !
راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟
مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده
راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟
مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟
راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !
مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...
راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...
راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.
راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !
من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

منبع : گروه منابع انسانی در گوگل
http://groups.google.com/group/modiriran?hl=fa

نویسنده: صدر - جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠

اگر شما خود را یک کاربر حرفه ای یا حتی آماتور پی.سی بدانید، حتما ارزش میانبر های کیبرد در افزایش کارایی را درک می کنید. تقریبا اکثر کاربران، برای کار هایی مثل کپی و پیست کردن متن هایشان از کیبرد استفاده می کنند. یا وقتی وضع پایداری ویندوز وخیم می شود از میانبری مثل Ctrl + Alt + Delete استفاده می کنند. این ها میانبر های رایج و جا افتاده ای در میان کاربران هستند. اما یک بخش دیگر هم از میان بر ها هستند که در چند سال اخیر به ویندوز اضافه شده اند. اما متاسفانه بسیاری از کاربران از آن ها بی اطلاع هستند. بنابر این اگر می خواهید به طور مختصر و مفید با 15 میانبر عالی برای افزایش کارایی، آشنا شوید؛ در ادامه مطلب همراه ما باشید.

 

- تکان دادن یک کلمه ای اشاره گر با هر حرکت:

1.JPG

مشغول تایپ هستید. نگاهی به صفحه مانیتور می اندازید و می بینید یک کلمه در وسط خط شما اشتباه تایپ شده. احتمال زیاد از کلید های جهت دار کیبرد برای رسیدن به آن کلمه و ویرایشش استفاده می کنید. اشاره گر با هر بار فشار دادن کلید های جهت دار، یک حرف به عقب یا جلو می رود. از این به بعد کلید Ctrl را هم درگیر کنید تا اشاره گر مجبور شود یک کلمه به جلو/عقب برود. به این ترتیب سرعت شما افزایش خواهد یافت.

 

- انتخاب یک کلمه ای متون با هر حرکت:

2.JPG

گاهی وقتی مشغول تایپ هستید و متوجه اشتباه بودن چند کلمه می شوید، شیفت را می گیرید و با کلید های جهت دار ویندوز کلمه های غلط را انتخاب کرده، ویرایش می کنید. در این هنگام با هر بار زدن کلید های جهت دار، یک حرف انتخاب می شود. اما اگر دوباره به سراغ کلید Ctrl بروید، می توانید با هر بار زدن کلید، یک کلمه را انتخاب کنید.

 

- حذف یک کلمه با هر حرکت:

3.JPG

کاملا طبیعی است که برای حذف کلمات از کلید Backspace استفاده کنید. اما این کلید هم حرف ها را پاک می کند. برای عملکرد سریع تر لازم است Ctrl را هم همراه بک اسپیس فشار دهید تا با هر بار فشار دادن این دکمه یک کلمه از متنتان پاک شود.

 

- انتخاب تمام متن های خط فعلی:

4.JPG

برای این که بخواهید متن ها را در خط فعلیتان انتخاب کنید، راه درازی پیش رو ندارید! کافی است کلید شیفت را با دکمه Home یا End ترکیب کنید تا این عمل انجام شود. ضمنا یادتان باشد اگر کلید شیفت را با Home بگیرید، متون از اول خط تا جایی که اشاره گر در آن قرار دارد انتخاب می شوند. اما اگر از دکمه End استفاده کنید. متون از مکان اشاره گر تا انتهای خط انتخاب می گردند.

 

- کوچک کردن تمامی پنجره ها:

5.JPG

می خواهید با یک حرکت تمام پنجره هایتان را مینیمایز (کوچک) کنید؟ از ترکیب کلید های ویندوز و M استفاده نمایید.

 

- بین پنجره ها بچرخید:

6.JPG

اگر به هر دلیلی لازم شد بین پنجره های باز یا بسته گردشی داشته باشید، می توانید از ترکیب کلید های ویندوز و Tab استفاده کنید. در ویندوز 7 و ویستا، این کار در نمایی سه بعدی و لذت بخش انجام می پذیرد.

 

- کامپیوتر را قفل کنید:

7.JPG

مطمئنا بازگشت به صفحه ی ورود پسورد و به عبارتی قفل کردن کامپیوتر، کاری است که با کیبرد، راحت تر و لذت بخش تر می شود. کلید ویندوز را با L ترکیب کنید و خلاص!

 

- بالا آوردن تسک منیجر:

8.JPG

هنگامی که یک برنامه هنگ می کند یا از کنترل خارج می شود، تسک منیجر اهمیتی خارق العاده می یابد. گاهی اوقات تسک بار هم از کنترل خارج شده و راهی به جز Ctrl + Alt + Delete باقی نمی ماند. اما گاهی همین راه هم مسدود می شود. در این گونه وضعیت ها کلید های Ctrl + Shift + Esc در را برایتان باز می کنند و شما را به تسک منیجر می برند.

 

- گرفتن اسکرین شات از پنجره فعال:

9.JPG

کلید Prt Scr (پرینت اسکرین) همیشه برای گرفتن اسکرین شات از صفحه محیا است. اما گاهی ما فقط نیاز داریم که از پنجره ی فعال اسکرین شات بگیریم. در این هنگام باید از چاشنی Alt استفاده کنیم. پس با ترکیب Alt + Prt Scr امکان اسکرین شات گرفتن از پنجره فعال محیا می شود.

 

- تغییر نام یک فایل:

10.JPG

برای تغییر نام معمولا دو گزینه متداول وجود دارد. یکی کلیک راست و انتخاب Rename است. دیگری دو بار کلیک کردن با فاصله. اما یک راه دیگر هم وجود دارد و آن انتخاب فایل و فشردن کلید F2 است. این کار یک تغییر نام ساده نیست، بلکه فراتر از آن است! فرض کنید 5 فایل متنی دارید که می خواهید آن ها را با یک قالب خاص نام گذاری کنید. به طوری که همه ی آن ها دارای حرف Text باشند. کافی است فایل های مورد نظر را انتخاب کرده و F2 را فشار دهید. نام فایل ها به این صورت تغییر خواهد کرد: Text(1) – Text(2) – Text(3)

 

- زوم کردن:

11.JPG

برای زوم کردن، از این به بعد به جای استفاده از ابزار ذره بین نرم افزار مربوطه و یا فشار دادن یک دکمه خاص، از ترکیب Ctrl و اسکرول موس استفاده نمایید. این کار در طیف گسترده ای از نرم افزار ها جواب می دهد و واقعا پر کاربرد است.

 

- برگشتن به حالت زوم نرمال:

12.JPG

اگر از میانبری که در بالا ذکر شد، در مرورگرتان استفاده کنید؛ احتمالا در برگشتن به حالت نرمال کمی دچار مشکل خواهید شد. چرا که اولا شما حالت نرمال را گم می کنید، دوما مرورگرتان کمی کند عمل می کند. این مساله در باره بعضی از نرم افزار ها مانند مرورگرها هم صادق است. پس برای حل این مشکل کافی است کلید های Ctrl + 0 را بگیرید و به حالت نرمال بازگردید.

 

- یک تب جدید درمرورگر باز کنید:

13.JPG

باز کردن یک تب جدید در مرورگر اصلا کار سختی نیست. چه با موس باشد؛ چه با کیبرد. اما به هر حال ممکن است بعضی ترجیح دهند برای این کار از میانبر کیبردی اش استفاده کنند. میانبری که عبارت است از Ctrl و T.

 

- باز کردن تب های بسته شده:

14.JPG

شاید از بستن یک تب، احساس ندامت و پشیمانی کنید. در این مورد من شخصا استفاده از میانبر کیبردی را به هر روش دیگری ترجیه می دهم. پس Ctrl + Shift + T را فشار داده و خیال خودتان را راحت کنید.

 

- فوکوس کردن روی جعبه ی جستجو / URL در مرورگر:

15.JPG

با ترکیب کلید های Ctrl + L می توانید به سرعت روی بخش جستجو یا بخش وارد کردن URL در مرورگرتان فوکوس کنید. این کار می تواند سرعت شما را تا حد زیادی هنگام جستجو افزایش دهد.

منبع:http://www.narenji.ir/2981

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠

«خود نمایی»چرا و چگونه؟


بدحجابی یکی از مسایل و چالش‌های جدی در حوزه اخلاق اجتماعی محسوب می‌شود. در این مقاله به ریشه‌یابی بدحجابی در جامعه و عوامل اخلاقی آن پرداخته‌ایم.

 

1ـ کسب موقعیت

انسان موقعیت‌طلب است و همواره می‌خواهد در میان مردم از جایگاهی درخور توجه برخوردار باشد.

چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و کاذب محقق می‌شود. موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست می‌آید ، اما برخی زنان که فاقد این ارزش‌ها هستند با نمایش زیبایی‌ها و جاذبه‌های طبیعی و ساختگی زنانه خود سعی در جلب توجه دیگران می‌کنند تا به کمبودهای باطنی خود پاسخ دهند. غافل از آنکه هرگز کسی نمایش زیبایی‌های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی او نمی‌گیرد. بی‌حجابی، زن را صاحب فضیلت نمی‌کند بلکه از او عروسکی می‌سازد که با رشد و تعالی فاصله‌ها دارد ضمن اینکه موقعیت‌های حاصل از تحرکات جنسی تنها نزد بیماردلانی به وجود می‌آید که خود کمترین اعتباری ندارند.

زن اگر محروم از فضایل و ارزش‌های انسانی باشد اگر سراسر وجود خود را به طلا و زینت‌ها و لباس‌های فاخر تزیین کند ذره‌ای بر ارزش حقیقی او افزوده نخواهد شد چه اینکه هزار من تزیین و زیبایی به یک جو تقوا نمی‌ارزد.

تحصیل موقعیت جز از راه به دست آوردن زیبایی‌های باطنی و فضایل انسانی و کمک پروردگار عالم میسر نیست.

 

2ـ ضعف ایمان

بی‌حجابی فقر فرهنگ دینی است. فرامین الهی و ازجمله حجاب اسلامی از سوی خدای تعالی به بشر ابلاغ شده است و عمل به آنها جز در پرتوی ایمان به پروردگار عالم که ریشه اصلی عمل است میسر نخواهد بود. بنابراین کسانی که از اعتقاد به خداوند در شک و تردید به سر می‌برند و قلب آنها از ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است در عمل به دستورات الهی تسامح می‌ورزند و تا زمانی که این مشکل اعتقادی برطرف نشود بهبودی حاصل نمی‌شود. چرا که ایمان به خدا مادر ارزش‌ها است.

 

3ـ دگرآزاری

ریشه خودنمایی و بدحجابی بسیاری از زنان،عقده‌ دگرآزاری است. برانگیختن تمایلات دیگری همراه با محروم کردن او یک بیماری دگر‌آزاری است. نظیر اینکه شخصی غذایی را به انسان گرسنه‌ای ارایه دهد و تمایل او را به آن غذا برانگیزد و از آن محرومش کند. دگرآزاری جنسی نیز به این است که زنی خود را بیاراید و در معرض دید دیگران قرار دهد تا تمایلات او برانگیخته شود و بدون پاسخ بماند. اگرچه این حرکت، مردان جامعه را عقده‌مند می‌کند اما زنان بیمار از حرکت خود لذت می‌برند. باید به چنین زنانی گفت آزار دادن مردان جز اینکه گناهی بر گناه خودنمایی آنها می‌افزاید اثر دیگری ندارد، ضمن اینکه آزار دیگران با هیچ منطق و وجدانی سازگار نیست. چه اینکه تبدیل مردان و جوانان سالم جامعه به انسان‌های عقده‌ای که با شرافت یک زن سازگاری ندارد.

تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کرده‌اند.

 

4ـ غربزدگی

تقلید از غرب یکی از مشکلات دیرینه تعدادی از زنان مسلمان بوده است که بدون کمترین تفکر و تحلیلی از زندگی زن غربی به او اظهار تمایل کرده‌اند. خمیرمایه اصلی این تقلید را جهل و هوس تشکیل می‌دهد. ترسیم گوشه‌ای از آنچه بر زن غربی می‌گذرد، می‌تواند پرده تاریک جهل فریب‌خوردگان جوامع غربی را پاره کند تا به خود آیند.

غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی خود زندگی زن را به طور کلی متحول کرد و بی‌رحمانه او را از ارزش‌های خود تهی گردانید و اسرار و زیبایی‌های  او را در معرض نمایش همگان قرار داد. غرب در برابر گرفتن حجاب زن چیزی به او نداده است بلکه به دنبال آن ارزش‌های دیگر او را ربوده است به گونه‌ای که زن غربی فقیرترین زن عالم است و این به خاطر سادگی و فریب‌خوردگی تاریخی عهد رنسانس است. اگر زن غربی همانند زن ایرانی مقاومت می‌کرد و با اتکا بر دین به مبارزه با افزون‌طلبی‌های مردان می‌پرداخت به پیروزی می‌رسید اما تسلیم شد و بزرگ‌ترین ضربه‌های تاریخی را که به واژگونی او منتهی شد دریافت کرد. ضربه‌هایی که بر زن غربی وارد شد کفاره سرپیچی او از حجاب و عفافی است که خداوند در همه ادیان برای زن واجب فرموده است.

 

 

5ـ زیبایی‌طلبی

برخی دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به اینکه حجاب دینی زیبایی‌های آنها را پوشش می‌دهد سعی در ناقص کردن حجاب خود دارند. به همین منظور بخشی از موهای سر و گردن خود را به نمایش می‌گذارند و .....و غافلند که سادگی زن، خود نوعی زیبایی ارزشی را به همراه دارد .

 امیرالمؤمنین(ع) فرمود: صیانه المراه انعم الحالها و ادوم لجمالها (1)

پوشیدگی برای زن سودمندتر و زیبایی او را پایدارتر می‌سازد.

جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌کنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.

 

6ـ ازدواج

عده‌ای از دختران، خودنمایی و سپس ارتباط با نامحرم را پلی برای رسیدن به ازدواج می‌پندارند. آنها گمان برده‌اند که اظهار زیبایی‌ها می‌تواند جوانان را به آنها راغب کند . غافل از اینکه جوانان با همه خوشرویی‌هایی که با دختران دارند  به ازدواج با آنها تن نخواهند داد. بی‌تقواترین مرد جامعه برای ازدواج خود به دنبال عفیف‌ترین دختر می‌رود. همه جوانان دوست دارند دختری را برای همسری خود گزینش کنند که برای یک مرتبه طرح دوستی و خوشگذرانی با جوان دیگری نداشته است و اسرار و زیبایی‌های جسمانی خود را تابلوی نامحرمان نکرده باشد. جوانان بی‌تقوا از دختران خودنما برای لذت‌های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می‌کنند. اما هیچ‌گاه آنها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی‌پذیرند و به تعبیری دیگر دختران خودنما در چشم‌ها جا دارند و زنان پوشیده در دل‌ها مأوا گرفته‌اند.

بنابراین بدحجابی و حرکت‌های خلاف عفت چشم‌انداز خوبی برای ازدواج ندارد و اگر ازدواجی به خاطر جاذبه‌های جنسی صورت پذیرد از بنیان محکمی برخوردار نخواهد بود. راه ازدواج در رعایت تقوا و درخواست از خداوند و توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت او است.


7ـ ضعف حیا

ضعف این صفت از سستی اعتقاد به مبدأ و معاد سرچشمه می‌گیرد و بی‌حجابی از مصادیق بارز بی‌حیایی است که از ضعف ایمان ناشی می‌شود.

امام صادق(ع) فرموده است: ایمان ندارد کسی که حیا ندارد. (1)

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: خدا حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد.(2)

پوشش و حیا تفکیک ناپذیرند و تا جلوه‌ای از حیا در زنی وجود داشته باشد، پوشش او نیز با جدیت مراعات می‌شود.

 زنان با حیا کسانی هستند که با پوشش کامل خود از نمایش بدن، موهای سر و زینت‌های خود شرم می‌ورزند. پاکی قلب زنان خودنما به سخن ستمکاری شبیه است که لاف ترحم بلند کرده است. زنانی که اسرار زیبایی‌های جسمانی خود را به نمایش گذارده‌اند ، پرده بین خود و خدا را دریده‌اند. کامیاب کردن چشم‌های گرسنه نامحرمان کم‌ترین ساز ش با پاکی و نجابت ندارد و عفیف‌بودن زن بدحجاب از القائات بی‌اعتبار شیطان است. بدحجابی از آفات پاکدامنی به شمار می‌رود و اساساً زنان پاکدامنی که از موقعیت سالم روحی برخوردارند از گناهان جنسی پرهیز دارند و بی‌حجابی یک انحراف جنسی است.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: کسی که پاکدامنی پیشه کند ، گناهانش کم و در نزد خدا منزلتی عظیم دارد.(3)

بی‌حیایی زنان و دختران جوان غالباً از دوستان بی‌حیا، فیلم‌های مبتذل، جهل به ارزش والای عفت و حیا و فرهنگ اقوام و خانواده به‌ویژه روحیه مادر و پدر سرچشمه می‌گیرد .

مسایل اخلاقی و تربیتی از ظرافتی خاص برخوردارند و از پایین‌ترین سنین عمر کودک شکل می‌گیرند. این اشتباه بزرگ است که به مسایل تربیتی مربوط به شرم و حیای دختران تا 9 سالگی توجه نشود آن‌گاه با رسیدن زمان تکلیف از آنها خواسته شود تا یکباره در خود انقلاب کنند و مسیر چند ساله خود را عوض کنند. امور تربیتی انقلاب‌بردار نیست بلکه حقایقی هستند که باید به تدریج شکل گیرند. حجاب یک فرهنگ است که از سالیان قبل از تکلیف باید مورد توجه و ممارست قرار گیرد.

در هر صورت از جمله ریشه‌ها و مبانی خودنمایی و بدحجابی زنان ضعف صفت ارزشمند حیا است. صفتی که وجود آن به زن ارزشی بزرگ می‌بخشد و فقدان آن او را از خاک پست‌تر می‌سازد.


8ـ اظهار غنای مالی

ریشه خودنمایی برخی زنان تفاخر و خودنمایی‌های مالی است. دوست دارند دیگران شاهد برخورداری‌های مالی‌ آنها باشند و تفاوتی نخواهد بود که بیننده زن باشد یا مرد. به همین منظور النگوهای خود را به نمایش می‌گذارند و حلقه یا گلوبند گران‌قیمت خود را در معرض دید دیگران قرار می‌دهند و لباس‌های فاخر به تن می‌کنند. آنها ارزش خود را به طلا و جواهرات می‌دانند و این به معنای آن است که ارزش الهی و انسانی خود را در حد طلای دنیا پایین آورده‌اند و برخی خود را در طلا خلاصه کرده‌اند.

شیطان همه را به یک راه منحرف نمی‌سازد بلکه هر کسی را با توجه به برخورداری‌ها و نوع هوسی که دارد از راه خدا دور می‌کند.

چنین زنانی باید اندیشه کنند که این‌گونه فخر کردن‌های مالی همراه با جاذبه‌های زنانه، تمایلات نامحرمان را برمی‌انگیزد و چه بسا موجودیت مالی آنها را طعمه دیگران سازد. بینش چنین زنانی بسیار سطحی و ظاهر بینانه است. اگر آگاه شوند که انسان خلیفه خداست و می‌تواند ارزشی برتر از ملایک داشته باشد، روحیه و عملکرد آنها عوض می‌شود و دیگر حاضر نخواهند بود برای یک لحظه خود و دارایی خویش را وسیله معصیت خود و غفلت مردان جامعه کنند.


9ـ ملامت دیگران

یکی از ریشه‌های بدحجابی و خودنمایی دختران و زنان ملامت اعضای خانواده، فامیل و دوستان است. چه بانوانی که به خاطر سلامت نفسی که دارند، می‌خواهند از حجاب دینی کامل برخوردار باشند اما راهزنان راه خدا به آنها شبیخون می‌زنند و زبان به ملامت می‌گشایند. گاهی ملامت‌ها از سوی مردان فامیل صورت می‌گیرد. ریشه اصلی ملامت اکثر این افراد هواهای نفسانی آنهاست. زیرا با بی‌حجابی و خودنمایی زنان و دختران بهتر می‌توانند به لذت‌های نامشروع خود دست یابند.

مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است که فراموشی دین و عقل را به همراه دارد.


10ـ مدگرایی

مدگرایی روحیه خاصی است که برخی زنان به آن مبتلا می‌شوند. مدگرا سعی دارد همواره از تازه‌های لباس و آرایش مطلع شود و با هر زحمت و قیمتی که هست از آنها بهره گیرد. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است که فراموشی دین و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشت پرده که با تحقیقات وسیع و روان‌شناسی لازم به ارایه مدهای جدید می‌پردازند به گونه‌ای به طراحی مدل‌های کفش، لباس و قیافه زنان می‌پردازند که پوچی، اسارت، مصرف و تحریک‌آمیزی آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلکه از ارکان نوآوری‌های آنها باشد.

سخن با چنین زنانی این است که غالب مدهای ساخته غرب نظیر لباس‌های تنگ با اصول اخلاقی و بهداشتی مغایرت دارند چه اینکه لباس‌های تنگ مانع جریان صحیح خون و تنفس پوستی می‌شوند وانگهی اگر زندگی آدمی به ولگردی در خیابان‌ها، بررسی مدها، تازه‌های لباس و امثال آن بگذرد پس مسوولیت انسانی، آرمان الهی، سعادت اخروی و بسیاری از حقایق و ارزش‌های الهی و خلاصه هدف آفرینش آدمی و جهان پس از مرگ چه خواهدشد؟ زنان غربی این زندگی را طی کردند و نتیجه آن چیزی جز سقوط آنها نبود.



11- خانواده

خانواده‌هایی که از تعالیم دینی فاصله می‌گیرند به یک فرهنگ برزخی بین اسلام و خواسته‌های نفسانی خود می‌رسند. بسیاری از عقاید آنها رنگ مذهبی و دینی ندارد. اینان همان کسانی هستند که دین را لقلقه زبان ساخته و با کمترین سختی یا تضاد با تمایلاتشان به‌راحتی از دین خدا چشم‌پوشی می‌کنند.

یکی از مسایل مهم اجتماعی که از ابعاد معنوی مبارزه با نفس برخوردار است پوشش دینی است که در خانواده‌های شبه مذهبی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و فرزندان آنها نیز به فرهنگ تسامح به دین که از رهاوردهای تربیتی والدین است خو می‌گیرند و در نتیجه زاد و ولد آنها نیز نسخه‌های تکراری آنها خواهد بود. یعنی آنها نیز فرهنگ بی‌اعتنایی به احکام دینی را دنبال می‌کنند. بخشی از بدحجابی‌های جامعه منسوب به این خانواده‌ها و والدین شبه مذهبی است که از غیرت دینی تهی مانده‌اند. خوشا به حال دختری که از مادری عفیف و پوشیده برخوردار است که روحیه چنین مادری بهترین زمینه حجاب او خواهد بود.

 

منبع: خبرگزاری  شهر – با تغییر و تلخیص

تنظیم برای تبیان : داوودی

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠


یک سنتی نادرست در بین مردم ما شایع است و آن اینکه نه یاد می گیرم و نه به روز می شویم. مدتی پیش برای خرید یک دستگاه اپل آیپد به بازار مراجعه کرده بودم و با یک تصور غلط مواجه شدم که مرا بر آن داشت در این مورد توضیحاتی بدهم.
موقع خرید این تبلت پیشرفته که همه فناوریهای روز در آن خلاصه شده است فروشنده تاکید کرد که حتما” 12 ساعت شارژ اولیه را رعایت کنید! باور کنید داشتم شاخ و دم در می آوردم. شما هم اگر ادامه مطلب را بخوانید متوجه می شوید چقدر افکارمان به دلیل به روز نبودن کهنه شده است.
در دنیای باطریها چندین فناوری وجود داشته که هر یک جای خود را به تکنولوژیهای جدید داده اند و منسوخ شده اند. مهمترین نسلهایی که در دنیای وسایل الکترونیکی شایع بوده اند به این شرح است.


الف-باطریهای نیکل کادمیوم
اینها در واقع اولین نسل تجاری باطریهای با تولید انبوه در ابزارهایی مانند موبایل و نوت بوک بودند. علامت مشخصه آنها این است که روی باطری Ni-Cd و یا خود کلمه نیکل-کادمیوم قید شده است. در دفترچه مشخصات هم عینا” نوع و توان باطری قید میشود. این نوع باطریها اکنون منسوخ شده اند.
در واقع این باطریها بودند که اولا” شارژ ابتدایی 12 ساعته نیاز داشتند و ثانیا” هر بار باید تا انتها تخلیه می شدند تا شارژ مجدد موجب از بین رفتن سلولها نشود.
تقریبا” 5 سالی میشود که دیگر این نوع باطریها به دلایل مختلفی کنار رفته اند و در محصولات جدید به هیچ وجه کاربردی ندارند.

 

ب-باطریهای یون لیتیومی
اینها نسل دوم تجاری باطریها در دستگاه های الکترونیکی بودند. علامت مشخصه آنها کلمه Li-On روی بدنه باطری و دفترچه مشخصات محصول است. این باطریها کماکان در موبایل و نوت بوک کاربرد دارند اما آنها هم با نسل جدیدتر در حال تعویض هستند.
کارکرد صحیح این باطریها موجب شده که نیازی به شارژ ابتدایی 12 ساعته ندارند و همچنین کاملا” برعکس باطریهای نسل قبلی به هیچ وجه نباید تا سر حد تخلیه شدن کار کنند. باید در حد 10 درصد شارژ باقیمانده مجدد شارژ شوند و سپس تا 100 درصد مجددا” شارژ گردند.

 

ج-باطریهای لیتیوم پلیمری
اینها نسل روز باطریها هستند که علاوه بر محدودیتهای کمتری که دارند ایمنتر و سبکتر هستند. علامت مشخصه آنها کلمه Li-Po یا Li-on-Po است. در دفترچه مشخصات محصول هم عینا” نوع باطری با عبارت لیتیوم پلیمری یا کاملتر آن یون لیتیوم پلیمر قید میگردد.
این نوع باطریها نه تنها شارژ ابتدایی 12 ساعته نیاز ندارند بلکه هیچ محدودیتی در کاربرد هم ندارند. مهمترین علامت مشخصه اینکه دستگاه شما دارای این نوع باطری است آن است که در زمان اتصال به کامپیوتر با پورت USB شارژ شود.
چون این باطریها نیازی نیست هر بار تا 100 درصد شارژ شوند سازندگان امکان شارژ با USB را در آنها قرار داده اند تا عمر باطری بهتری داشته باشند.

خوب در حال حاضر هر دستگاه الکترونیکی که بخرید به احتمال 99.9 درصد فاقد باطری نوع اول است که باطری نیکل کادمیومی بود. پس عملا” شارژ 12 ساعته کاملا” منسوخ و یک سنت پارینه سنگی است که کماکان در دهان افراد در حال گردش است.

منبع:http://webshahr.org/?p=7922

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

خبرگزاری فارس نوشت:

مرحوم آیت‌الله احمدی فقیه‌(ره) معتقد بود که؛ از روایات استفاده می‌شود که امام صادق‌(ع) فراز اول دعای ماه رجب را با گرفتن محاسن و حرکت دادن انگشت سبابه دست راست خوانده‌اند نه فراز پایانی را.

ماه رجب، ماه بسیار پر برکتی است که فرصت مناسبی برای خودسازی و آمادگی برای ورود به ماه شعبان و سپس ماه مبارک رمضان است.
یکی از اعمال این ماه شریف، دعای معروف و پر فضیلت «یا من أرجوه لکل خیر» است که معمولاً مؤمنان آن را بعد از نمازهای واجب می‌خوانند و به وسیله آن نورانیت مضاعفی می‌یابند.
از استادم، مرحوم آیت‌الله احمدی فقیه نکته‌ای در نوع خواندن این دعای شریف به یادگار مانده که در این نوشتار به آن اشاره می‌شود.

* متن دعای «یا من ارجوه لکل خیر» به نقل از کتاب سید‌بن طاووس

سید بن طاووس روایت کرده از محمد بن ذکوان که گفت: به حضرت صادق علیه‌السلام عرض کردم فدایت شوم! این ماه رجب است تعلیم بنما مرا دعایى در آن که حق تعالى مرا به آن نفع بخشد. حضرت فرمود:
بگو در هر روز از رجب در صبح و شام در عقب نمازهاى روز و شب‏


«یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ (مِنْ) کُلِّ شَرٍّ
یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ‏
یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً
أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ
وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ (جَمِیعَ) شَرِّ الْآخِرَةِ
فَإِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مَا أَعْطَیْتَ وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ‏»

راوى گفت: پس گرفت حضرت محاسن شریف خود را در پنجه چپ خود و خواند این دعا را به حال التجا و تضرع به حرکت دادن انگشت سبابه دست راست پس گفت بعد از این:

«یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِکْرَامِ یَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النَّار».


(اى خدایى که از او امید هر خیر و احسان دارم و نزد هر شرى از خشم او ایمنى مى‏جویم
اى آنکه عطا مى‏کنى (رحمت و نعمت) بسیار را با (عمل)کم، اى آنکه هر که سؤال کند عطا مى‏کنى
اى آنکه به هر که سؤال نکند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى‏کنى
عطا فرما مرا که از تو درخواست مى‏کنم جمیع خوبیهاى دنیا و جمیع خوبیهاى آخرت را
و دفع فرما از من به درخواستم از تو، جمیع شرور دنیا و آخرت را
زیرا عطاى تو بى‏نقص است و از فضل و کرمت بهره من را بیفزاى اى خداى کریم
اى صاحب جلال و بزرگوارى، اى صاحب نعمتها و جود، اى صاحب عطا و کرم، به کرمت محاسنم را بر آتش دوزخ حرام گردان.)

* کیفیت خواندن این دعای شریف

چندین سال است که معمول و شایع شده که فراز آخر دعای «یا ذاالجلال و الکرام ...» را با حالت گرفتن محاسن و تکان دادن انگشت سبابه راست، می‌خوانند در حالی که از نقل روایت، استفاده می‌شود که حضرت امام صادق علیه السلام قسمت اول دعا را (یا من ارجوه لکل خیر ...) با این حالت خوانده‌اند نه قسمت آخر را!
برای توضیح بیشتر به کتاب‌های مفاتیح، اقبال و بحارالانوار مراجعه می‌کنیم:
در مفاتیح الجنان بعد از ذکر این دعا آمده است: راوى گفت پس گرفت حضرت محاسن شریف خود را در پنجه چپ خود و خواند این دعا را به حال التجا و تضرع به حرکت دادن انگشت سبابه دست راست پس گفت بعد از این: «یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النَّار.»

چنانکه ملاحظه می‌کنید از این عبارت استفاده می‌شود که حضرت امام صادق (ع) فراز اول دعا را به این شکل (گرفتن محاسن و حرکت دادن انگشت سبابه دست راست) خوانده‌اند نه فراز پایانی را.
در کتاب معتبر اقبال آمده است: «ثمّ مدّ أبو عبدالله علیه‌السلام یده الیسرى فقبض على لحیته و دعا بهذا الدّعاء و هو یلوذ بسبّابته الیمنى، ثمّ قال بعد ذلک: یا ذَا الْجَلالِ وَ الاکْرامِ یا ذَا النَّعْماءِ وَ الْجُودِ، یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النّارِ».
یعنی حضرت دعا را که تعلیم فرمود سپس با این حالت که با دست چپش محاسن خود را گرفته و انگشت دست راستش را تکان می‌داد دعای «یا من ارجوه» را خواند و سپس (بعد از خواندن این دعا با حالت مخصوص) گفت: یا ذا الجلال و الاکرام ... .
در کتاب بحار الانوار نیز همین بیان آمده است: «مد أبو عبد الله علیه السلام یده الیسرى فقبض على لحیته و دعا بهذا الدعاء و هو یلوذ بسباحته [بسبابة] الیمنى ثم قال بعد ذلک یا ذا الجلال و الإکرام یا ذا النعماء و الجود یا ذا المن و الطول حرم [شبابی و] شیبتی على النار».

با نقل سه عبارت بالا، روشن می‌شود که حضرت امام صادق (ع) قسمت اول دعا را که با عبارت «یا من ارجوه» آغاز می‌شود و با «زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ»‏ پایان می‌پذیرد، با حالت خاصی (گرفتن محاسن با دست چپ به همراه حرکت دادن انگشت سبابه دست راست) خوانده اند.

* فلسفه خواندن دعاها با کیفیت و شرایط مخصوص

نکته دیگر این که شاید برای برخی سوال باشد که چه تفاوتی می کند که فراز اول این دعا را با آن حالت بخوانیم یا فراز پایانی را ؟ و در یک سؤال کلی، چرا لازم است انسان شرایط دعاها را به طور دقیق مراعات کند؟
در پاسخ باید گفت این دعاها کلید گنج‌های معنوی‌اند و امامان معصوم (ع) راه رسیدن به گنج‌های معنوی را با اعمال و توضیحاتی به ما ارائه کرده‌اند که چه بسا اگر دعا یا عبادتی را آن گونه که آن بزرگواران رفتار کرده یا فرموده‌اند انجام ندهیم ،به نتیجه مربوطه از آن عمل نخواهیم رسید اگر چه اجر و پاداش دنیوی و معنوی دیگری خواهیم داشت.

به عنوان مثال تسبیح حضرت زهرا (س) 34 تکبیر دارد و نمی‌توان آن عدد را کم یا زیاد کرد و اگر شخصی عمداً 35 بار «الله اکبر» بگوید، تسبیح حضرت زهرا (س) را نگفته است اگر چه از جهت تکبیر گفتن، اجر و پاداش دیگری خواهد داشت ولی برای رسیدن به نتایج معنوی تسبیح حضرت زهرا (س) باید همان شرایط و اعداد مراعات شود.
برای تقریب به ذهن مثالی از محسوسات بزنیم؛ اگر به کسی بگویند برای رسیدن به فلان گنج باید 30 متر جلوتر بروی و 10 متر زمین را بکنی، او نمی‌تواند 31 متر جلوتر رفته، زمین را بکند چرا که در آن صورت از گنج دورتر خواهد شد.

خلاصه اینکه اگر از طریق معصوم (ع)، وقت یا مکان یا عدد و یا کیفیت خاصی برای دعاها و عبادات مستحب، وارد شده باشد اگر چه انجام آنها بدون انجام همه شرایط یا برخی از آنها، جایز بوده و نتایج معنوی و پاداش اخروی به دنبال دارد اما برای رسیدن به مطلوب کامل آن عمل، لازم است همه شرایط مراعات گردد.

* منابع:
شیخ عباس قمی، مفاتیح‏الجنان، ص 137
سید بن طاووس، الإقبال ‏بالأعمال ‏الحسنة فیما یعمل‏مرة فی ‏السنة ج 3 ص 211
علامه مجلسی، بحارالأنوار ج 95 ص 391

/

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠

خانم لطفا سربسته ننویسید
سال 52 حمید روحانی به امام نامه نوشته بود که یک نویسنده مصری می خواهد درباره شما مطلب بنویسد و خودتان اندکی از زندگیتان بنویسید. جواب داده بود که هر چه می خواهم درباره خودم چیزی بنویسم یا مبالغه آمیز می شود یا واقعی از کار در نمی آید و به دلم نمی چسبد: «آنچه قلم زدم یا خیلى مبالغه‌‏آمیز بود یا موافق واقع نبود. به نظر این جانب اگر مى‏ خواهید شرح حال را براى کاتب مصرى بنویسید، ساده باشد و از شعر و نثر حماسه‏‌آمیز خالى باشد. ، بى‏ مبالغه، به همان نحو که واقع شده است» آنچه درباره شخصیت او مسلم است این است که از مبالغه و بزرگ کردن های بی حد و حصر لذت نمی برد. دوست داشت نزدیک و ساده باشد. شخصیت ملموس تر او، همان که به کار داستان نویسان بیشتر می آید ، در نامه های خصوصی اش معلوم است و این نامه ها را نباید از دست داد.

سال 51 وقتی امام در تبعید است و با همسرش در نجف زندگی می کند، خانم خدیجه ثقفی، همسرش برای سر زدن به بچه ها و خویشاوندان سه ماه به ایران می اید. نامه های امام در طول این سفر به خود خانم ثقفی و فرزندان درباره دلتنگی اش برای خانم و اینکه زودتر بیاید خیلی خواندنی است. گاهی مستقیم اشاره می کند« نبودن شما خیلی به ما اثر می کند» گاهی به بهانه شوخی دلتنگی اش را طرح می کند « امید است همیشه خوش و خرم و مشغول دیدار خویشاوندان باشید، اگر چه ما را فراموش نمایید » گاهی در غرغرهای دوست داشتنی پدرانه« دیدار شما کافى است، ما هم حقى داریم » گاهی حرف را از دهان کسی دیگر می نویسد با طنزی دوست داشتنی:« اقلیما پس از سلام مى‏ گوید شما زودتر بیایید و مى‏گوید شما مبلغ یکصد تومان از احمد بگیرید و بدهید دخترم. شما مطلب اقلیما را عمل کنید- یعنى هر دو مطلب را!» گاهی عصبانی« غیر از شما و دخترم، دیگران ما را فراموش کرده‏‌اند؛ خصوصاً خانم که سرگرم به دید و بازدید و تفریح است».و دست آخر امری و دستوری« خانم را زودتر روانه کنید» و بعد تهدید« شما بدانید که اگر از وقت رجوع بگذرد معلوم نیست ما بتوانیم تقاضا کنیم و آنها بدهند. حتماً تعجیل کنید که وقت نگذرد. به حرف هیچ کس گوش ندهید و الّا در ایران ماندنى خواهید شد.»


به: خدیجه ثقفى/ 5 شهریور1351


مخدره محترمه عزیزه‏
شما که رفتید هوا گرم شد؛ یک شب هم پایین آمدم ولى عجالتاً بد نیست و راحت هستیم. مصطفى براى اول ماه آمدند و حالشان خوب است. مصطفى شبها مرتباً اینجاست و روزها گاهى حسین مى‏آید؛ امروز حسین و مریم [پسر و همسر مرحوم مصطفی خمینی] آمدند. دیشب هم همگى اینجا بودند. اقلیما پس از سلام مى‏ گوید شما زودتر بیایید که خیلى نبودن شما به ما اثر مى‏‌گذارد؛ و مى‏‌گوید شما مبلغ یکصد تومان از احمد بگیرید و بدهید دخترم. شما مطلب اقلیما را عمل کنید- یعنى هر دو مطلب را.
به احمد و محترمه ایشان سلام برسانید. احمد نوشته بود: «بچه تازه به دنیا آمده بى‏‌نهایت بدگل است» شما هم نوشته بودید شبیه احمد است. جاى دورى نرفته [!] لکن در نامه دوم بود که به فامیل مادر رفته است؛ موجب خوشوقتى است. از سلامت خودتان و سایرین مسرورم کنید.

و السلام علیک.
پدر بچه‏‌ها

به: خدیجه ثقفى/ 13 شهریور 1351‏


خانم محترمه معظمه،
 مرقوم سوم شما واصل شد. اولًا کلمه‏اى که راجع به فریده  نوشته بودید که براى مختصر گرفتگى روحى صلاح دیدند او را به مشهد ببرم، این جانب را مضطرب کرد. علاوه بر اینکه با نوشتن کاغذ از تهران و همراه بودن فریده، یک کلمه او ننوشته؛ علاوه اسمى از فرشته نبود و به نظر آمد که فرشته همراه نیست. اینها مرا مشوش کرده. فورى از سلامت او، یا اگر دلتنگى خانوادگى دارند، مطلعم کنید. امید است دومى باشد که سهل است. ثانیاً از عمل مینو خانم به طور اجمال نوشته‏‌اید؛ نمى‌‏دانم چه عملى بوده، ان شاء اللَّه تعالى با سلامت گذشته است. ثالثاً هیچ وقت به طور سربسته و اجمال چیزى ننویسید که موجب اضطراب ما شود. از حال خازنجون هم مطلعم کنید.

 

به: آقاى سید احمد خمینى/20 شهریور 1351

احمد عزیزم‏
شنیدم اسم بچه را «حسن» گذاشته‏‌اید؛ انتخاب خوبى نبوده و موجب حرفهایى هم مى‏‌شود. یکى از حقوقى که فرزند به پدر دارد این است که اسم خوب براى او بگذارد؛ اسم غیر متعارفى که هر کس بشنود چیزى بگوید یا گفته شود تحت تأثیر چه و چه واقع شده است، خلاف عقل است؛ مع ذلک خود دانید. آقاى اخوى و بستگانش سلامتند. ایشان شبها پیش من هستند؛ یعنى تا بعد از شام. هواى اینجا از شدت افتاده است و شبها خوب است.

والسلام علیکم.- پدرت‏


به: فریده و صدیقه مصطفوى/ شهریور 1351‏

قربان صدیقه و فریده‏
مرقوم شما از مشهد مقدس رسید. سلامت همگى را خواستارم. ان شاء اللَّه خود و متعلقان سلامت و سعادتمند باشید. خانم را زودتر روانه کنید، دیدار شما کافى است، ما هم حقى داریم. از سلامت خودتان مطلعم کنید. از فهیمه چند وقت است اطلاع ندارم، بگویید از سلامتش مطلعم کند. و السلام علیکم.
پدرتان‏


به: سید احمد خمینى/ 6 مهر 1351‏

احمد عزیزم‏
مرقوم شریف بى‏ تاریخ واصل، نمى‏‌دانم چرا تاریخ نمى‏ گذارى؟ ماها بحمد اللَّه سلامت هستیم. کسالت قلب چیزى مهم نبود و الآن اثرى از آن نیست. از سلامت خودتان بى‏ خبرم نگذارید. خدمت حضرت عمّ بزرگوار سلام برسانید و نگذارید به ایشان بد بگذرد. خانم را زودتر روانه کنید. به همه قوم و خویشان سلام برسانید. و السلام علیکم.
پدرت

به: خدیجه ثقفى/ 15 مهر 1351
خانم محترمه عزیزه‏‌ام‏
تا کنون چند کاغذ فرستاده ‏ام، نمى‏‌دانم رسیده است یا نه. از شما به وسیله فریده اطلاع پیدا کردم. مرقوم مشهد واصل شد. از تهران اطلاعى ندارم. امید است همیشه خوش و خرم و مشغول دیدار خویشاوندان باشید، اگر چه ما را فراموش نمایید. وعده مراجعت نزدیک است، و ما هم از نبودن شما خسته شدیم. حال همه بحمد اللَّه تعالى خوب است، فقط حسین قریب ده روز پیش از این مبتلا به آپاندیس شد و در مستشفى نجف عمل شد و حالش خوب است، و بخیه‏‌ها را کشیده‏‌اند. و السلام علیکم.
 پدر فرزندانت‏

به: فریده مصطفوى/ 15 مهر 1351
دختر عزیزم‏
مرقوم شریف واصل، از اینکه بحمد اللَّه تعالى کسالت و ناراحتى ندارید بسیار خرسندم.  حسین به واسطه عمل آپاندیس چند روز است در بیمارستان نجف است و بحمد اللَّه حالش خوب است. از خانم اطلاعى جز آنکه شما نوشته بودید ندارم. لابد مشغول دید و بازدید و تفریح است و از ماها غافل. ان شاء اللَّه سلامت و خوش باشد. انتظار داریم ایشان را زودتر روانه کنید. و السلام علیک.
پدرت‏

به: فریده مصطفوى/ 29 مهر 1351
دختر مهربانم‏
مرقوم شما پس از مدتها بى‏ خبرى و انتظار و نگرانى رسید و ما را مسرور کرد. غیر از شما دیگران ما را فراموش کرده‏‌اند؛ خصوصاً خانم که سرگرم به دید و بازدید و تفریح است. ان شاء اللَّه همه سالم باشید و خوش و خرّم. ماها بحمد اللَّه سلامت هستیم. حسین که عمل کرده بود از بیمارستان بیرون آمده و حالش خوب است. هواى اینجا نسبتاً خوب است، ولى باز پنکه‏ها و کولرهاى حرم و بسیار از جاهاى دیگر در کار است و من تا دیشب پشت بام مى‏‌خوابیدم، امشب در ایوان مى‏‌خواهم بخوابم، از روى احتیاط. مدت سفر خانم سرآمد و تقریباً سه ماه تمام شد، زودتر روانه کنیدشان. به همه سلام برسانید.
پدرت‏


به:خدیجه ثقفى/ 2 آبان 1351
خانم محترمه!
مرقوم مورخ 12 شعبان و مرقوم مورخ 28 شعبان با هم واصل شد. از سلامت شما و دیگران خوشوقت شدم. مدتى بود هیچ اطلاعى از شماها نداشتم تا کاغذ فریده «2» که چند روز پیش رسید، امروز نیز مرقوم شما و صدیقه و فهیمه «3» و احمد هم واصل شد. ما عجالتاً در انتظار شما به سر مى‏بریم. از قرارى که آقاى آقا سید على خلخالى «5» گفته‏اند بهتر آن است که با هواپیماى روز شنبه که مى‏رود کویت و از آنجا به بغداد مى‏آید و معطلى ندارد بیایید. هواپیماهاى دیگر معطلى دارد و صحیح نیست شما در کویت یا شام و بیروت بى‏جهت معطل شوید. من این نامه را به تهران مى‏فرستم؛ به حسب قاعده تا رسید آن شما تهران هستید. .
پدر اولاد شما

به: فریده مصطفوى/ 23 آبان 1351‏
دختر عزیزه‏‌ام، دیروز دو نامه از شما واصل، یکى تاریخ 13 و دیگرى تاریخ 22 شهر رمضان. از سلامت شما بسیار خوشوقت شدم. از خداوند متعال خواستارم که همیشه خودتان و هر کس به شما بستگى دارد سلامت و سعادتمند باشند. از خانم مدتى است کاغذ ندارم. خبر سلامتش را به واسطه مى‏شنوم. لا بد زیادى دید و بازدید موجب فراموشى شده است. به همه خانمها سلام برسانید. به احمد بگویید یک عکس از خودش و بچه‏ اش بفرستد. اقلیما سلام مى‏‌رساند. و السلام علیک.
 پدرت‏

به: فریده مصطفوى/ 4 فروردین 1351
دختر عزیزه‏‌ام
خانم، نه براى من مطلب گذاشته و نه جاى نوشتن. ان شاء اللَّه عید به شما و سایرین مبارک و همیشه خوش و خرّم و سلامت باشید. ماها بحمد اللَّه تعالى مزاجاً سلامت هستیم. امید است نگرانیهاى روحى هم دوام نداشته باشد. از حال خودتان زود به زود مطلعم کنید که به واسطه عادتى که به دریافت کاغذ شما داریم نگران مى‏‌شویم. و السلام.
پدرت‏

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠

وقتی می روی بازار خرید، دنبالت می آیند: "خانوم! جوراب می خوای؟" یکی دیگر می آید: "خانوم روسری می خوای؟"
در اتوبوس که می نشینی می آیند سراغت: "آقا! کیک می خوای؟" یکی دیگر:"خانوم! فال می خری؟..."
خدا به داد آدم برسد وقتی که سوار مترو می شود، دست فروش ها از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در دست دارند و با صدای بلند تبلیغ می کنند برای فروش اجناسشان.


***

داشتم به دوستم می گفتم به نظر من خرید کردن از این دست فروش ها درست نیست، چون....

دوستم با من مخالفت می کرد... خلاصه هرچه بحث کردیم به نتیجه نرسیدیم، آخر سر تصمیم گرفتیم هرکس با دفتر مرجع تقلیدش تماس بگیرد و طبق فتوای او عمل کند.

این هم نتیجه ی تماس های ما:

آیه الله بهجت: اشکال ندارد

آیه الله خامنه ای: دست فروشی غیر قانونی است و کار غیرقانونی، غیر شرعی است. اگر می دانید که ارگانی با دست فروش ها برخورد می کند و جلوی فعالیت آن ها را می گیرد، خرید از آن ها غیر شرعی است.

آیه الله سیستانی: اشکال ندارد.

آیه الله صافی گلپایگانی: مشکل ندارد.

آیه الله فاضل لنکرانی: مشکل ندارد.

آیه الله مکارم: اگر اجناس غیر متعارف نباشند، اشکالی ندارد.

آیه الله  نوری همدانی: شرعی است.

آیه الله وحید خراسانی: مشکلی ندارد.

منبع:http://mastoor.ir/content/view/2256/2/

نویسنده: صدر - سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

به گزارش مهر، بدنبال تهیه گزارش از بازار مواد غذایی خارجی در بازار ایران علی رغم تولیدات مشابه و با کیفیت داخلی و تعدد دلالان و قاچاقچیان در این بخش در خبرگزاری مهر به موارد تعجب برانگیزی همچون فروش کنسرو خرچنگ و برخی از آبزیان سخت پوست دیگر در بازار برخورد شد.

گویا چند سالی است که توزیع و فروش گوشت خرچنگ و برخی از آبزیان سخت پوست دیگر در بازار و فروشگاههای کشور معمول و رایج شده است و به راحتی در ویترین آنها دیده می شود.

همچنین فروش مواد غذایی آماده همچون "سوپ گوشت" یا سایر مواد غذایی همراه با فراوردهای گوشتی خارجی چندی است که متداول شده بدون اینکه مشخص باشد که گوشتهای مصرفی ذبح اسلامی شده اند یا نه و آیا استفاده از چنین مواد غذایی حلال است یا حرام؟

مدیر کل امور دستگاههای اقتصادی و پیشگیری ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز با بیان اینکه به تازگی در برخی از بازارهای کشور کنسرو خرچنگ دیده شده است،گفت: یکی از مواردی که در قاچاق کالا بسیار موثر است حلال یا حرام بودن مواد غذایی است اما با این حال در دو سال قبل چند مورد فروشگاه در رشت دیده شد که کنسرو خوک می فروختند که آنها را تعطیل کردیم.

عباس نخعی افزود: هم اکنون موضوع کنسرو خرچنگ که حرام است، وجود دارد که میزان آن بالا نیست اما با این حال تذکر جدی برای جمع آوری آن داده ایم و سازمانهای بازرگانی و کمیسیون های استانی را در جریان گذاشته ایم که با این مورد برخورد جدی داشته باشند.

فروش گسترده چنین مواد غذایی در بازار و فروشگاههای کشور در حالی است که تعداد زیادی از خریداران این مواد غذایی از حرام بودن آن آگاهی ندارند و تعدادی دیگر نیز شبهه دارند اما با اصرار فروشندگان، اقدام به خرید می کنند؛ جالب تر اینکه بسیاری از این فروشندگان خود نسبت به حرام بودن این مواد غذایی نا آگاهند یا اگر می دانند برای فروش بالاتر این موضوع را ندیده می گیرند؛ از سویی سازمانها و وزارتخانه های مربوطه نیز اقدام لازم را نسبت به جمع آوری چنین محصولاتی ندارند.

با گسترده شدن توزیع و فروش خرچنگ، لابستر، سایر سخت پوستان آبزی و مواد غذایی خارجی که دارای فراوردهای گوشتی هستند، بسیاری از مراجع نسبت به این موضوع روز که مردم با آن درگیر هستند، واکنش نشان دادند.

مقام معظم رهبری درباره خوردن گوشت خرچنگ به صراحت عنوان کرده اند که "حرام است".

آیت الله فاضل لنکرانی نیز خوردن گوشت خرچنگ را حرام عنوان کرده اند.

آیت الله سیستانی در این باره گفته اند:"خوردن آنها حرام است ولی خرید و فروش چون منفعتی غیر از خوردن دارد اشکال ندارد."

آیت الله صافی گلپایگانی نیز عنوان کرده اند که " گوشت خرچنگ حرام است و فروختن آن نیز برای خوردن جایز نیست؛ بلی چنانچه منافع محلله( حلال) داشته باشد از قبیل خوراک صیور و غیره فروختن آن برای این جهت اشکال ندارد."

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این استفتاء که "آیا خوردن گوشت خرچنگ حلال است؟" این گوشت را حرام توصیف کرده اند.

همچنین آیت الله مجتبی تهرانی نیز خوردن گوشت خرچنگ را حرام عنوان کرده اند.

به هر حال با توجه به فروش گسترده گوشت خرچنگ و سایر آبزیان همچون لابستر و ناآگاهی مردم نسبت به آن توقع می رود که وزارت بازرگانی و سایر سازمانهای مربوطه نسبت به جمع آوری این مواد غذایی حرام در بازار همت بیشتری داشته باشند.

نویسنده: صدر - یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، محمد حسین تجلی به سال 1341 در زنجان متولد شد. او تحصیلاتش را در دبستان فردوسی شروع و در دبیرستان دکتر علی شریعتی به اتمام رسانید.وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تربیت معلم تهران پی گرفت. محمد حسین ، سرانجام در عملیات کربلای 5 بال در بال فرشتگان گشود .

از شهید محمد حسین تجلی آثاری محدود اما بسیار خواندنی به جا مانده است. روح حساس و قلم توانای او ، اسنادی گرانبها را به پرونده تاریخی فرزندان خمینی افزوده اند تا آیندگان بدانند چه کسانی به نفس گرم روح الله ، راه 80 ساله را یک شبه پیمودند و چرا حضرت روح الله ، سالکان کهنسال را به خواندن وصیت نامه این عارفان کوچکسال فرا خواند.

در زیر یکی از دست نوشته های تکان دهنده شهید محمد حسین تجلی را با هم می خوانیم. در این نوشته ، شهید تجلی به زیبایی ، سرزنش های اطرافیان و نزدیکانش را به سبب مبارزات و شیوه زندگی انقلابی اش بیان می کند. مشکلی که بسیاری از جوانان اهل جبهه و جهاد با آن مواجه بودند:

روحمان با یادش شاد

بنام او که هر دو من را آفرید.

دیروز در جلسه ای که با شرکت من و خودم تشکیل شده بود شرکت کردم.ریاست این دو جلسه را هر دو من به عهده داشتند.شرکت کنندگان ابتدا علاقه مشترک میان هر دو را مطرح کردند.هر دو شرکت کننده ها در علاقه به خانواده،دوست،تحصیل،معاشرت با دوستان و زندگی جدید و زیباییهای طبیعت و در یک کلمه در زندگی نظرات خود را اعلام داشتند.در بخش دوم این جلسه منِ ثانی،ایراداتی بر منِ اولی داشت.وی می گفت:شما بسیاری از حقایق زندگی را درک نمی کنی. از احساس خیلی پرتی،به پدر و مادر علاقه زیادی نداری،نمی خواهی در زندگی خوشبخت باشی، به آینده ات فکر نمی کنی،نه درس می خوانی و نه درس را رها می کنی،و نه مثل بعضی از افراد به شروع زندگی جدید و خانواده ای نو،تن در می دهی،و نه شدیداً آن را تکذیب می کنی.

نه زندگی مادی را رها می کنی و نه محکم و دودستی آن را نگه می داری. نه دوستان را رها می کنی و نه در کارها به حرف آن ها گوش می کنی،نه... نه...نه....

حالا که به یکی از بزرگترین آرزوهایت که حضور در مراکز آموزش عالی است رسیده ای،دیگر چه دردی است که تو را در اغتشاش فرو برده؟ کارت را پیگیری کن و در صحنه علم پیکار کن. با مسلح شدن به سلاح علم،خود و جامعه ات را اصلاح کن.می توانی در جاهایی که جامعه نیاز دارد به خدمات بهتری مشغول شوی. می توانی به کمک علم،مردم محروم را دستگیر کنی،می توانی...

دیگران مگر انسان نیستند؟ فلانی را نمی بینی؟ هزار ماشاالله برای خود مردی شده است،شغل آبرومند ندارد؟ که دارد،همکلاسی شما بود این که طلا فروشی دارد. خانه ندارد؟ که دارد. ماشین ندارد؟ که دارد. «بی -ام- و »اش را ندیده ای؟اعتبار ندارد؟  که دارد. سر بازار زرگرها از هر کی بپرسی،تو را به خدمت او می برد. تعظیمی هم به او می کند.فلانی را می بینی؟  سرپرست اداره بازرگانی استان است. همه او را می شناسند. مگر انسان نیست؟ مگر همکلاسی تو نبود؟ دارد به مردم خدمت می کند. فلانی را می بینی؟ پیش پدرش کار می کند. در تجارت یار و یاور اوست. شبهای پنج شنبه هم در هیأت مذهبی شرکت می کند. زندگی اش هم از هر جهت تأمین است. سالی یک بار هم به مشهد مقدس مشرف می شود، آخرت خود را نیز با احسان خریده است. فلانی را می بینی؟ تحصیلات دانشگاهیش رو به اتمام است.، فردا، پس فردا رئیس کل مخابرات است و فلانی را می بینی؟ پس تو چه می خواهی؟ مگر از آن ها کمتری؟ این چه شیطانی است که در تو حلول کرده؟ این چه دستی است که تو را از آن ها دور کرده؟ این چه فکری است که تو را منحرف کرده ؟ این چه خواستنی است که با خواستن آن ها فرق دارد؟ این چه روحیه ایست؟ و این چه...، و این چه...، و این چه ....

و منِ اولی همچنان گوش بود، که او همیشه این گونه بود؛ اول گوش می شد، بعد دهان. دهان که شد به منِ ثانی گفت: حالا تو گوش باش! می دانم که نخواهی بود . ولی وقتی من دهن شدم، برایم مهم نیست تو گوش باشی یا نباشی و چنین گفت با منِ اولی :

گفتی که بسیاری از حقایق زندگی را درک نمی کنی، می گویم لعنت بر منکر حقیقت. ولی کدام حقیقت ؟ مگر حقیقت در چشم و زبان و دهان و شکم و دندان خلاصه است؟ این ها که می گویی، همه مربوط به شکم است و من به غیر از شکم چیز دیگری نیز دارم. می گویی احساس نداری، می گویم احساس جز این است  و آن فدای خاک زیر پای کسی که نسبت به من حساس است. می گویی به پدر و مادر علاقه ای نداری ، می گویم از خودشان بپرس . می گویی به فکر خوشبختی نیستم، می گویم خوشبختی چیست؟ اگر فقط شکم و ... است ارزانی دارندگانش باد .

می گویی به آینده فکر نمی کنی، می گویم از حرکاتم بپرس .می گوئی تعادل روحی نداری، می گویم روح را بشناس، می گوئی درس نمی خوانی و آن را نیز رها نمی کنی، می گویم درس هدف نیست یک وسیله است .

می گوئی زندگی نو را نه تأیید می کنی و نه کتمان، می گویم زندگی نو من است و این خواستن ماست و در پایان این جلسه بود که این دو من . جلسه مشترک آینده برای بررسی عملکردهایشان روز واپسین، بعد از « اذاالشمس کورت» تعیین شد .

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠

به نام خدای زهراء

پاسخ کوتاه :‌
آیات قرآن در خصوص حجاب به دو بخش تقسیم می‌شوند.
در بخش اول و حداقلی “روسری و مانتو” (خُمر) بیان شده و در بخش دوم و توصیه به حجاب اکمل چادر (جلباب) بیان شده است.

قدری مفصل‌تر:
اول : بیان حد حجاب واجب و حداقلی
(مانتو) :
این بخش در سوره‌ی نور آیه ۳۱ بیان شده.
و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا ….. آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏‌دارند معلوم گردد…“.
با توجه به این آیه، و تفسیر آن، پوشاندن زینت‌ها بوسیله‌ای مانند روسری یا مقنعه و مانتو و یا معادل آن حداقلی است که قرآن بیان فرموده.
در اینجا”خمر” جمع خمار و به معنای روسری و سرپوش است. و “جیوب” از واژه “جیب” به معنای قلب و سینه و گریبان است که لازم است پوشانده شود.

در تفسیر “مجمع” هم آمده است: “زنان مدینه اطراف روسری‌های خود را به پشت سر می‌انداختند و سینه و گردن و گوش‏های آنان آشکار می‌شد. بر اساس این آیه موظف شدند اطراف روسری‌های خود را به گریبان‏‌ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد”.

دوم : بیان و توصیه به حجاب کامل‌ (چادر) :
در این بخش حجاب توسعه داده شده . در سوره‌ی احزاب آیه‌ی ۶۰ می‌فرماید :
اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو جلباب خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است“.

در این آیه دو مطلب قابل توجه است:
۱- جلباب چیست؟
در مفهوم “جلباب”  آن چه با توجه به کتب لغت و گفتار مفسّران شیعه مانند “علامه طباطبایی” و “فیض کاشانی” و اهل سنّت مانند ” قرطبی” وجود دارد ، آن است که “جلباب”، ملحفه و پوششی چادر مانند است، نه روسری و “خمار” ! و از ابن عباس و ابن مسعود روایت شده که منظور “عبا” است.
پس جلباب” لباس گشاد و پارچه‏‌ای است که سرتاسر بدن را بپوشاند؛

۲- نزدیک کردن آن یعنی چه؟
نکته‌ی بعدی که معلوم می‌شود “جلباب” دقیقاً اشاره به چیزی شبیه به چادر امروزی است دستور قرآن به نزدیک ساختن جلباب ، می‌باشد. معلوم است جلوی جلباب باز بوده مانند همان قسمت جلویی چادر که باز است. دستور داده می‌شود که آن جلو را به هم نزدیک کنند و حجاب خود را آزاد و رها نگذارند.

توضیح آخر ؛ همان طور که مفسّران بزرگ مانند “شیخ طوسی” و “طبرسی” فرموده‏ اند، در گذشته ۲ نوع روسری برای زنان معمول بوده است:
ـ روسری‌های کوچک که آن را “خمار” یا مقنعه می‌نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده میکردند؛
- روسری‌های بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار می‌آمد. زنان با روسری بزرگ که “جلباب” خوانده می‌شد و از مقنعه بزرگ‏تر و از ردا کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را می‌پوشاندند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبعدازنوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گاهی در هیاهوی اخبار، حرف‌های گفته می‌شود که ممکن است باعث ایجاد شبهه شود. معمولا اصل خبر بعد از مدتی از یاد می‌رود ولی در نهانخانه‌ی ذهن آن شبهه‌ی ایجاد شده باقی می‌ماند و برای یک مومن شبهه توقفگاه خوبی است اما بد منزل‌گاهی‌ است. به همین جهت سوال تیتر باعث شد روحیه‌ی طلبگی اینجانب قلقک شود تا پاسخی بسیار بسیار کوتاه و صریح به آن گفته شود.
مضاف بر اینکه متاسفانه در ذهن برخی مذهبی‌ها هم به اشتباه جا افتاده که چادر حجاب صرفاً ایرانی‌ است و برای اثبات آن به تاریخ ایران مراجعه می‌کنند.

 

منبع:http://24tir.ir/?p=3855

نویسنده: صدر - شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

 

این که در روز چه بخوریم و چه قدر بخوریم مشکل بزرگی است که تقریبا همه با آن رو به ‌رو هستیم. بارها شنیده ‌ایم که نباید وعده ‌ای از برنامه غذایی حذف شود آن هم به این بهانه که قصد لاغر شدن داریم و به اندازه خوردن غذا، کلید اصلی سلامت است و بهترین چاره برای رهایی از اضافه وزن به حساب می‌ آید.

وقتی صحبت از کنترل مقدار غذای دریافتی می‌ شود همه بلافاصله گروهی از غذاهایی را که در رأس آن ها نان و برنج قرار دارند، محدود می‌ کنند در حالی که باید اندازه ‌های صحیح را با به کار بردن ترفندهایی به دست آورد که عبارت هستند از:

۱- همیشه به دنبال کوچک ‌ترین اندازه‌ ها بگردید.

۲- فقط به نیازهای بدن پاسخ دهید یعنی هر آن چه را که بدن خواستار آن است میل کنید؛ نه کمتر و نه بیشتر.

۳- قبل از هر چیز غذاهای کمتری را برای هر وعده ‌تان آماده کنید.

۴- سعی کنید برای غذا خوردن بیرون نروید زیرا همیشه در رستوران غذا خوردن، آن هم همراه دوستان، برابر است با پُرخوری.

۵- خوردن نصف مقدار غذای همیشگی را به مدت ۲۰ دقیقه طول دهید. به این ترتیب نه تنها سیر شده ‌اید بلکه انرژی کمتری را نیز وارد بدن تان کرده‌ اید.

۶- هنگام غذا خوردن سرعت خود را به شدت پایین بیاورید.

۷- از بشقاب و لیوان‌ های کوچک تر استفاده کنید.

۸- همواره با وعده ‌ای کوچک، غذا خوردن تان را آغاز کنید.

۹- قبل از سفارش غذا حتما به آن چه می‌ خواهید بخورید، خوب فکر کنید.

۱۰- وعده‌ های اصلی و میان وعده‌ های تان را به طور منظم و سر ساعت مشخص میل کنید، به این ترتیب دیگر به شدت گرسنه نخواهید شد.

۱۱- همواره غذای تان را با دیگران سهیم شوید و از همان ابتدا غذای تان را تقسیم کنید.

۱۲- اگر بیرون از منزل غذا می‌ خورید نصف آن را در رستوران میل کنید و مابقی را به خانه بیاورید.

۱۳- کمتر بخورید ولی وعده‌های غذایی را بیشتر کنید. پرخوری‌ های مکرر باعث می‌ شود معده شما گشاد شده و جا باز کند و در این حالت باید هر دفعه بیش از مقدار لازم، غذا بخورید تا احساس سیری کنید. با این ترتیب کالری دریافتی بدن‌ تان بیش از حد نیاز خواهد شد که منجر به از دست دادن تناسب اندام و چاقی خواهد شد.

برای تحت کنترل درآوردن این پرخوری ‌ها، بهتر است وعده‌ های غذایی را افزایش داده و در هر وعده، مقدار کمتری غذا بخورید. برای این کار بهتر است از میان وعده‌ های غذایی مناسبی استفاده کنید. استفاده از میان وعده‌ هایی که دارای پروتئین هستند بهتر می‌ توانند بر احساس گرسنگی کاذب شما غلبه کرده و آن را تحت کنترل درآورند.

۱۴- آب بنوشید و آدامس بجوید. اغلب اوقات زمانی که احساس گرسنگی می ‌کنید در واقع بدن شما نیاز به آب دارد. اکثر متخصصان تغذیه، نوشیدن ۸ تا ۱۰ لیوان در روز را توصیه می ‌کنند. اما واقعا می‌ توانید حساب لیوان ‌های آب نوشیده شده در روز را همیشه به طور دقیق به خاطر داشته باشید؟ مسلما نه. پس برای این کار موارد زیر را رعایت کنید: هر زمان که احساس گرسنگی می ‌کنید، یک لیوان آب بنوشید و مورد دیگر آن که همیشه قبل از هر وعده غذایی یک لیوان آب بنوشید.

با انجام این موارد، به معده‌ کمک می‌ کنید تا احساس پر بودن کند و به این ترتیب نسبت به خوردن غذا، اشتهای کمتری خواهید داشت علاوه بر این که بدن تان به اندازه ی کافی آب مورد نیازش را دریافت خواهد کرد.

جویدن آدامس نیز می ‌تواند کمک خوبی برای کنترل اشتهای شما باشد مخصوصا اگر عاشق خوردن شیرینی ‌جات باشید. توجه داشته باشید برای این کار از آدامس ‌های بدون قند استفاده کنید.

۱۵- هرگز جلوی تلویزیون غذا نخورید. معمولا افرادی که جلوی تلویزیون غذا می ‌خورند، بدون فکر این کار را انجام داده و توجهی به این موضوع ندارند غذایی که در این حالت وارد بدن‌ شان می ‌کنند برای آن ‌ها خاصیت دارد یا خیر؟ اگر به عنوان مثال یک پاکت چیپس در دست شان هست نقطه پایان خوردن چیپس آن‌ ها زمانی است که پاکت چیپس به انتها برسد. به این ترتیب بدن بیش از حد نیاز کالری دریافت کرده و منجر به چاقی خواهد شد. برای رها شدن از این شرایط بهتر است شام را در کنار خانواده و یا همراه با دوستان صرف کنید و هنگام شروع غذا، تلویزیون را خاموش کنید تا به آن چه می‌ خورید توجه بیشتری داشته باشید.

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠

* برادر یکی از دوستای من از این پسرهاست که اعتماد به نفسشون سر به فلک میزنه و طبعا احساس دخترکشی بالایی هم دارن. بعد این هرچی که داره عملا دوست دخترهای متنوعش براش خریدن، از گوشیهای مختلف تا نت بوک و انواع لباس و ادکلن و غیره. یعنی اینها رو دروغ نمیگه ها. خواهرش قسم میخوره که لپتاپشو یکی از همین دخترها براش خریده. حالا خوب تا یه حدی هست ولی این خیلی دیگه اغراق میکنه و کلا باعث شده یه جوری نگاهش به دخترها تحقیرآمیز هم باشه. مثلا نمیشه توی جمعی باشه و از به اصطلاح مخ زنی ها و تیغ زنی هاش! چیزی نگه و اینکه دخترها وقتی عاشق ایشون میشن چقدر راحت “خر” میشن و …

* حدود ۴ ماه پیش تو الهیه با یه دختری آشنا شده بود که دختره بهش گفته بود که از خونواده پولداری هست و الخ. و اتفاقا کلی براش هدیه و اینها هم خریده بود، نمونه اش گالکسی تب و کلی لباس و عطرهای گرون قیمت. حالا این گاهی اوقات که خسته بوده، یا مست بوده، ماشین رو میداده دوست دختره برونه.

* حدودا ۲ ماه پیش بود که خواهرش گفت که برادرش گفته یه شب که داشته با دختره از مهمونی می اومده، خیلی مست کرده بوده و اینها، دختره میگه بذار من پشت فرمون بشینم، اینم قبول میکنه. تا یه جایی میرسن که دختره میگه سیگارش تموم شده و برو سیگار بخر برام، من میرم یه ذره جلوتر اینجا جای بدیه برای پارک و تو تاریکی دید نداره میترسم از پشت بهمون بزنن. حرکت کردن پسره به سمت دکه همانا و پا روی گاز گذاشتن دختره همان! اینم چون فکر میکرده، حالا داره میره چند ۱۰ متر جلوتر پارک کنه به روی خودش نیاورده. بعد ۵ دقیقه که میاد میبینه ای بابا ماشینش نیست و دختره هم نیست!

* بعد دختره یه ساعت بعد، بهش زنگ و اس ام اس میزنه که خنگول میخواستم بترسونمت، عزیزم. فردا بیا ماشین رو بگیر. همین طوری چند روز اینرو سرکار میذاره که امروز حالش بده و نمیتونه بیاد، فردا اینجا طرحه و نمیتونه بیاد و… و بعد گوشی خاموش!:) اینهم میبینه ای بابا اینطوری به ماشینش نمیرسه، از دختره هم خبری نیست، تازه بعد ۴ روز گزارش سرقت میده به پلیس.

* خلاصه تحقیقات پلیس شروع میشه و اینها خودشونم کلی جستجو میکنن، به نتیجه نمیرسن. تا اینکه همین یک هفته پیش، بهشون میگن که مدارک ماشینشون یه جایی توی شهرستان طبس پیدا شده. اینام میرن دنبالش و بعد کلی بدبختی، میدونین ماشین رو کجا پیدا میکنن؟ بله، تو وسایل ضبط شده از قاچاقچی ها! ظاهرا یه گروه از قاچاقچی ها رو که گرفته بودن، اموالشون رو ضبط کردن و ماشیناشونم تو پارکینگ بوده، ماشین اینام در حالیکه یه پلاک دیگه داشت اونجا پیدا میشه. جالبتریش اینکه یکی از قاچاقچی ها اعتراف میکنه که دختره یکی از اقوامشون هست و کلا کارش همینه، یعنی جور کردن وسایل نقلیه از این طریق برای امور دزدی و قاچاق، چون اینها احتیاج داشتن که مدام ماشین عوض کنن، تا تحت تعقیب نباشن.

* خلاصه گفتم که حواستون باشه :D

 

منبع:http://zahra-hb.com/1390/02/the-very-top-is-available/


نویسنده: صدر - چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
گفتم: خدایا از همه دلگیرم...

گفت: حتی از من!


گفتم : خدایا دلم را ربودند...


گفت: پیش از من؟


گفتم: خدایا چقدر دوری!


گفت: تو یا من!؟..


گفتم: خدایا تنهاترینم...


گفت: پس من؟


گفتم : خدایا کمک خواستم.


گفت: از غیر من؟


گفتم : خدایا دوستت دارم...


گفت: بیش از من!


گفتم : خدایا اینقدر نگو من.


گفت: من توام تو من

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

میگویند حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی میساختندروز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند.

 پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه 

 

 

کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت : چوب بیاورید ! کارگر بیاورید ! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!  

و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!!  

مدتی طول کشید تا پیرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت...  

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسیدند ؟ 

معمار گفت : اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد کج میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم..

 

این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم !

نویسنده: صدر - سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠

 

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .

  سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :

 1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟

الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال

آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

 

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟

الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور

آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .

 

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر

آن شخص از خدا کمک خواست .

 

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟

الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل

آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

 

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟

الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی

آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .  

 

 جواب سوالات در پایین 

 

اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید :

 


1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید .

  2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود.

  3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.

  4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)

  5- توله سگ . در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است .

  نتیجه اخلاقی :  هرگز به ذکاوت خود مغرور نشوید و به دیگران نخندید

نویسنده: صدر - جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
هیچ گاه این سه حرف را فراموش نکنید:  ل ح د

نشانه های سکته:

فریدون در جشن کباب پزی سکندری خورد و به زمین افتاد. اما به دوستانش که پیشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنند گفت حالش خوب است و فقط به خاطر اینکه به کفش های جدیدش عادت ندارد پایش به سنگفرش گیر کرده.آن ها به او کمک کردند تا بلند شده و یک بشقاب غذای دیگر برای خود بکشد.

فریدون با اینکه کمی هول شده بود ولی تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد.

همان شب همسر فریدون تماس گرفت و به همه اطلاع داد که فریدون را به بیمارستان منتقل کرده اند و وی ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. او در جشن دچار حمله شده بود و اگر اطرافیانش نشانه های حمله را تشخیص داده بودند شاید فریدون اکنون با ما بود.

گاهی حمله منجر به فوت افراد نمی شود اما آنها در شرایطی بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگی می شوند.

 

خواندن این متن تنها یک دقیقه از زمان شما را خواهد گرفت...

 

یک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصی را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بیمارستان منتقل کنند می توان عوارض ناشی از حمله را به طور کامل از بین برد. بله به طور کامل!! وی می گوید روش شناسایی حمله و رساندن بیمار به درمان های پزشکی در کمتر از 3 ساعت به شناسایی علایم آن بستگی دارد:

شناسایی علایم سکته:

در برخی موارد شناسایی علایم سکته کار بسیار سختی است.

متاسفانه نا آگاهی افراد می تواند منجر به فاجعه ای جبران ناپذیر شود. سکته می تواند باعث مرگ یا آسیب مغزی فرد گردد و این در حالیست که اطرافیان شخص حتی متوجه علایم سکته نشده اند.

پزشکان اعلام کرده اند که اطرافیان قربانی می توانند تنها با پرسیدن سه سوال ساده متوجه علایم سکته شوند

ل: از شخص بخواهید تا لبخند بزند.

ح: از شخص بخواهید که حرف بزند یا یک جمله ساده را به درستی ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابی است(

د: از وی بخواهید هر دو دستش را بلند کند.

 

اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زیر مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علایم را برای امدادگران توضیح دهید.

 

و اما نشانه دیگری از سکته: از وی بخواهید زبان خود را بیرون بیاورد.

اگر زبان وی به راست یا چپ متمایل شده بود، بدانید که شخص دچار حمله شده است.


نویسنده: صدر - دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠
انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .

تبیان: شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .

شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:

Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.

Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.

Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده

- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .

- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ،‌ ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :

نمادهای شیطان پرستی
نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به چشم می‌خورد .

 

برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)

نمادهای شیطان پرستی

درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، ‌به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را انتخاب کرده‌اند.

نمادهای شیطان پرستی

 

666: یک سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مکاشافات 13:18 « ... پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا که عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده می‌شد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حکایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگ‌های دینی همچون کتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .

 لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به کار رفت ،‌ لکن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی کردند .

نمادهای شیطان پرستی

 

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .

 این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و کنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .

 این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .

 

 

 

 

پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است که رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور نامشروعش در کانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک انتخاب کرده‌اند .

همچنین گفتنی است که فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند.

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یکی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که « هر چه تخریب کننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است .

 

 

نویسنده: صدر - دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠

نصایح حکیمانه
خلوت شب را از دست
مده و به حقیقت بگو الهى آمدم تا کامروا گردم . سخن و خوراک و خواب باید به قدر ضرورت باشد کلوا واشربوا و لا تسرفوا با عهدالله که قرآن مجید است هر روز تجدید عهد کن . صمیمانه دست توسل به دامن پیغمبر و آلش در زن که آن خوبان خدا وسایط فیض حق اند اللهم صل على محمد و آل محمد نمى گویم مقدس نباش ؛ ولى مقدس عاقل باش . بسى بسى مباش که سخریه این و آن مى شوى . فرزانه باش و دیوانه باش ! خویشتن را تفویض به حق کن و او راوکیل خود بگیر که تواناتر و داناتر و باوفاتر و مهربان تر و پاینده تر از اونخواهى یافت حسبنا الله و نعم الوکیل .


تجلى قرآن در قیامت

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود: قرآن را فرا بگیرید که قرآن در روز قیامت نزد صاحبش ، یعنى کسى که آن را یاد گرفته و بدان کار بسته ، در چهره جوانى نیکو روى رنگ برگشته مى آید، پس بدو گوید: من بودم آنکه شبت را بیدار مى داشتم ، و روزهایت را تشنه مى داشتم ، و آب دهانت را خشک مى داشتم ، و اشکت را روان مى داشتم ، هر کجا باشى من با تواءم ، هر بازرگانى در پى بازرگانى خود است ، و من امروز براى تو، در پى بازرگانى سوداگرى ام . مژده دریاب که کرامتى از خداى - عزوجل - برایت خواهد بود. پس تاجى آورند و بر سرش نهند و امان به دست راست او عطا شود و جاودانى در بهشت ها به دست چپ او. و به دو حله خلعت پوشانده شود؛ سپس بدو گفته شود: بخوان و قرآن را و بالا برو؛ پس هر بار که آیتى را قرائت کرد درجه اى بالا رود؛ و پدر و مادرش اگر مؤ من باشند به دو حله خلعت پوشانده شوند. پس از آن بدانان گویند این پاداش شما که به فرزند خود قرآن تعلیم داده اید.


توصیه به نماز شب
خداوند سبحان مى فرماید: و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا # و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدتک سلطانا نصیرا . پاره اى از شب را به نماز خواندن زنده بدار، این نافله خاص تو است ، باشد که پروردگارت تو را به مقامى پسندیده برساند، بگو: اى پروردگار من ! مرا به راستى و نیکویى داخل کن و به راستى و نیکویى بیرون و مرا از جانب خود پیروزى و یارى عطا کن .


نشانه ایمان
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاءرکان ؛ ایمان سه چیز است : معرفت خدا به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح .

سوره مبارکه اخلاص
سوره مبارکه اخلاص را با اخلاص بر زبان داشته باش ! با خلق خدا مهربان باش ! از سخنان ناهنجار اگر چه به مزاح باشد برحذر باش ! خلاف مگو، اگر چه به مطایبت باشد! از قسم خوردن اگر چه به راست باشد احتراز کن ! چو ایستاده اى دست افتاده گیر! تا مى توانى نماز را در وقت به جا آور! تجارتت را مغتنم بشمار که انسان بى کار از دنیا و آخرت هر دو مى ماند! داد و ستد مانع بندگى نیست رجال لاتلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة .


 چگونگی خواندن نماز شب :
بعد از وضو، 11 رکعت نماز مى خوانى که 8 رکعت از آن نماز شب است و دو رکعت شفع و یک رکعت وتر، هیچ یک اذان و اقامه ندارد، همه دو رکعتى اند؛ مگر وتر که یک رکعت است و در هر دو رکعت ، یک سلام السلام علیکم و رحمة الله و برکاته کافى است و همچنین در وتر. در قنوت نماز وتر، چهل مؤ من را دعا مى کنى ، مثلا اللهم اغفر لقلان بعد از آن هفت بار مى گویى : هذا مقام العائذ بک من النار و پس از آن هفتاد بار مى گویى : استغفر الله ربى و اتوب الیه بعد از آن سى صد بار مى گویى : العفو و نماز را خاتمه مى دهى .

درخت ایمان
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: الایمان شجرة اءصلها الیقین و فرعها التقى و نورها الحیاء و ثمرها السخاء . ایمان به خدا در مَثَل درختى است که ساقه آن یقین است و شاخه اش تقوى و شکوفه اش حیاء و میوه اش سخاوت است..

 

به نقل از وبلاگ پاییزی.

نویسنده: صدر - جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠

جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است .
بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست.

بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد.





تسلیحات

شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است .








تجهیزات

علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ).

وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند .









اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند.


مشخصات

شفق دارای ۷ جایگاه برای حمل تسلیحات گوناگون است. نوع سازه بکار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه‌هوا و هوابه‌زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیما می‌دهد. که ۳ جایگاه در زیر هر بال و ۱ جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. در کابین خلبان از نمایشگرهای چندکاره رنگی استفاده شده و برای سامانه خروج اضطراری صندلی‌های پرتاب شونده کا۳۶-دی (K-۳۶D) روسی بکار رفته‌است.

مشخصات عمومی

خدمه: یک یا دو
طول: ۱۰٫۸۴ متر (۳۵٫۵۶ فیت)
پهنای بال: ۱۰٫۴۵ متر (۳۴٫۱۸ فیت)
ارتفاع: ۴٫۲۶ متر (۱۳٫۹۷ فیت)
وزن خالی: ۴٬۳۶۱ کیلوگرم (۹۶۱۴٫۴ پوند)
بیشینه وزن برخاست: ۶٬۹۰۰ کیلوگرم (۱۵٬۲۱۱٫۹ پوند)

عملکرد

سرعت بیشینه: ۲٫۵ ماخ (۲۳۰۰ کیلومتر بر ساعت) (۷۵۰ مایل بر ساعت)
سرعت پیمایش: ۱ ماخ (۱٬۱۵۰ کیلومتر بر ساعت)
سقف پروازی: ۱۶٬۷۸۰ متر (۵۵٬۰۴۰ فیت)
نرخ اوج‌گیری: ۱۱۰ متر بر ثانیه (۲۱۶۵۰ فیت بر دقیقه)
دارای صندلی پرتاب‌شونده K-36D

جنگ‌افزار


موشکهای هوا به هوا:ایم-۹ سایدوایندر-ایم-۷ اسپارو-ویمپل آر−۷۷-ویمپل آر-۷۳
موشک هوا به سطح:ای‌جی‌ام-۶۵ ماوریک-کا-اچ-۲۹-کا-اچ-۳۱

نویسنده: صدر - جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠

به گزارش مشرق به نقل از سلامت‌نیوز ، با اجرای روش‌های زیر می‌توانید همسر خود را شاد کنید:

1 ) زن‌‌ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

2 ) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید.

3 ) وقتی از شما خطایی سر می‌زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

4 ) وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می‌خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

5 ) از تلاش‌های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می‌شود.

6 ) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس‌ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

7 ) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می‌کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه‌ی خوبی ندهد.

8 ) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

9 ) به جای هدایای گران‌بها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه‌ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می‌ماند.

10 ) بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت میکند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

11 ) هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه‌ای گل تحویل او بدهید.

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠

چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. دختر 21 ساله در تحقیقات گفت: «می‌خواستم به دانشگاه بروم که سوار اتوبوس شدم. زن جوانی که در صندلی کناری‌ام نشسته بود خیلی باکلاس و شیک به نظر می‌رسید، دیدم که به صورتم خیره شده است تا اینکه لبخندی زد و سرصحبت را باز کرد. وقتی شنیدم که با یک پزشک پوست آشناست و دستمال مرطوبی سراغ دارد که باعث از بین رفتن لک و جوش صورتم می‌شود خوشحال شدم. می‌گفت دستمال‌ها بی‌خطر هستند و هر شب باید آن را روی صورتم بگذارم تا پوستم ترمیم شود. «فریماه» همان لحظه یک سری دستمال مرطوب به من داد و خواست شماره موبایلش را داشته باشم و اگر دستمال‌ها تاثیر خوبی روی صورتم گذاشتند با وی تماس بگیرم تا سفارش بدهد از اروپا برایم بیاورند. همان شب دستمال مرطوب را روی صورتم گذاشتم. حس خوبی به من دست داد. از آن به بعد هر شب این کار را می‌کردم. یک هفته نشده بود که با فریماه تماس گرفتم و بسته جدیدی از دستمال‌ها را سفارش دادم. همدیگر را دیدیم و او با گرفتن 20 هزار تومان دستمال‌ها را به من فروخت».

دختر دانشجو افزود: «هر شب مرتب دستمال‌ها را استفاده می‌کردم و اگر آنها را به صورتم نمی‌گذاشتم نمی‌توانستم بخوابم و نیمه‌های شب از خواب می‌پریدم. اصلا تصور نمی‌کردم که معتاد دستمال‌ها شده‌ام. رفته رفته وقتی از دستمال‌ها استفاده نمی‌کردم خمار و خواب‌آلود می‌شدم. خواهرم که از نزدیک شرایط من را دنبال می‌کرد ترسیده بود، طوری حرف می‌زد که انگار مطمئن است من مواد مصرف می‌کنم اما نمی‌پذیرفتم. هر بار با فریماه تماس می‌گرفتم قیمت دستمال‌ها را چندین برابر بالا می‌برد. سومین بار بود که 100 هزار تومان خواست، ناچار بودم بپردازم. هر هفته وقتی با فریماه تماس می‌گرفتم چون می‌دانست وابستگی شدیدی به دستمال‌ها دارم قیمت را بالاتر می‌برد. خواهرم که بیشتر متوجه رفتارها و بی‌تابی‌های من شده بود خانواده را در جریان قرار داد. اصرار داشتند آزمایش بدهم. من تصور نمی‌کردم چنین جواب عجیبی بشنوم، به خاطر همین پذیرفتم و آزمایش دادم. نتیجه باورنکردنی بود.

در خون من یک نوع ماده مخدر به نام «ال‌سی‌من» وجود داشت که از راه پوست و دستمال‌های مرطوب من را معتاد کرده بود. وقتی با فریماه تماس گرفتم و شنید می‌دانم چه بلایی بر سر من آورده است تماس را قطع کرد و از آن به بعد گوشی‌اش خاموش است. من از این زن که می‌تواند دخترهای دیگر را نیز فریب دهد، شکایت دارم». ماموران با شنیدن ادعاهای دختر دانشجو به بررسی‌های تخصصی دست زدند و پی بردند «ال‌سی‌من» یک نوع ماده مخدر سوییسی بوده و از طریق اروپا وارد ایران شده است.

ماموران دریافتند که فریماه با اطلاع از اینکه دستمال‌ها اعتیاد‌آور هستند، سوار اتوبوس‌ یا مترو به جذب مشتری از میان دختران جوان پرداخته و با استفاده از عدم آگاهی آنان به خطری که در پیش دارند ابتدا با قیمت‌های پایین دستمال‌های «ال‌سی‌من» را در اختیارشان گذاشته سپس با اعتیاد طعمه‌هایش پول زیادی به جیب می‌زند.
تحقیقات در این باره که آیا باند سازمان‌یافته‌ای به چنین اقدام خاموشی دست می‌زند ادامه دارد.

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گه گاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویت ها شده است! 

در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت های سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم، شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویت های خیلی برشته هستم. 
همان شب، کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هاش سوخته باشد؟ 
او مرا در آغوش کشید وگفت: مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است. به علاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد! 
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .
خود من در بعضی موارد، بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد و سالگردها را فراموش می کنم. 
اما در طول این سال ها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار: 
درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد. 
این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر روابطی است، هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید آن را پیش خودتان نگه دارید.
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتا از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠

شهاب مردای در وبلاگ خود نوشته است :بسیاری از مشکلاتِ پس از ازدواج که منجر به طلاق و شکست می شود به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب بر می گردد.

یکی از مهم ترین دغدغه های جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آینده شان است و اینجا نقطه تمرکز نگرانی های دختران و پسران است اما اکثرا از آسان ترین ، کم هزینه ترین و درست ترین شیوه،غفلت می کنند!و آن راه کار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست" است.
اساسا فرایند شناخت کامل همسر و هم زبانی و تفاهم با او پروسه ای طولانی دارد و مراحل تکمیلی آن در ایام پس از ازدواج (بین ۶ ماه تا ۳ سال پس از ازدواج وتشکیل خانواده) اتفاق می افتد.

و در آن مدت نباید به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخی افراد ریسک بسیار زیادی دارد و از آغاز آشنایی قابل پیش بینی است و صرف ابراز علاقه یا... چیزی را عوض نمی کند. این گونه ازدواج ها در
تمام موارد به شکست (اعم از طلاق و جدایی و سردی روابط و ...) منجر می شود. راه کار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب های نادرست است.

جوانی و فرصت های ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نیست.

در چند جلسه از برنامه "مردم ایران سلام" [در سال ۸۶] مفصل به شرح این موارد پرداختم و به درخواست تعدادی از عزیزان، فهرست آن موارد را تکرار می کنم:

با این افراد اصلا ازدواج نکنید:

۱. معتاد (مگر ترک انگیزه ای کند و دیگر معتاد به حساب نیاید) و شارب خمر (شراب خوار)

۲. بیمار روانی (بیماری که ارتباطش را با واقعیت از دست داده و تا کاملا درمان نشده)

۳. بی دین و لا مذهب ( رعایت این توصیه برای تمام افراد بشر با هر دین و مذهبی مفید است)

۴. بد اخلاق، تند خو (؛ کسی که اخلاقش قابل پیش بینی نیست)

۵. مادی و بخیل

۶. مجرم خو ، تبهکار و خلاف کار

۷. دوست باز افراطی (و مطلقا بی تمایل نسبت به خانواده)

۸. بی کاره و علاف

۹. زن زیبا از خانواده فاسد (»» نکته)

۱۰. بچه ننه (وابستگی شدید به مادر و خانواده)

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠

 

تابستان سال 1387 بود که به اتفاق حاج‌آقای پناهیان به دیدار آیت‌الله محمدعلی جاودان رفتیم تا با ایشان درباره موضوع معنویت و الزامات آن گفت‌وگو کنیم. یکی از توصیه‌های ایشان یا بهتر است بگویم اولین توصیه‌ی ایشان به جوانان، خواندن نماز اول وقت و صحیح بود. سخنان دیروز رهبر انقلاب درباره توجه به نماز، بهانه‌ی خوبی است تا دوباره سری به صحبت‌های این استاد اخلاق بزنیم:

دستور اولی که می‌خواهم برای کسانی که قصد شروع دارند، بگویم- مطلبی است که هزاران بار اساتید و بزرگانی نظیر مرحوم آیت‌الله حق‌شناس به جوانان توصیه می‌کردند- نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانید. اگر توانستید، به جماعت بخوانید و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانید.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif برای نماز اول وقت نقشه بکشید
شاید جوان به‌خصوص در این زمان‌هایی که شب‌‌ها کوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق می‌افتد و وقت ادای نماز کم است، شکست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بکشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم، اما باید در نظر بگیریم که یکی از نمازهایمان نماز صبح است که خیلی هم اول وقت خواندنش مهم است. بنابراین برای آن ‌هم باید نقشه داشته باشیم تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانیم. اما مشکلش خیلی بیشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است.

مثلاً ممکن است که دانشجویی وقت نماز ظهر و عصرش در کلاس مشغول باشد. ما نمی‌گوییم که کلاس را بشکند و بیرون بیاید، اما هر وقت که کلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. دیگر نرود مثلاً یک ناهاری با خیال راحت بخورد و یک ساعتی هم استراحت، نه. نمازمان را می‌خوانیم. دست ‌کم وضو می‌گیریم و نماز ظهر را می‌خوانیم تا از اول وقتش خیلی دیر نشود. بعد هم اگر گرسنه بودیم، ناهار می‌خوریم و نماز عصرمان را بلافاصله می‌خوانیم. این نماز اول وقت را برایش بکوشیم.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif شیطان از چه کسی هراس دارد؟

اگر روایت این باب را دیده باشیم، می‌فرماید که شیطان از کسی که نمازش را اول وقت می‌خواند و بر آن مراقبت می‌کند، همیشه ترسان است. «لایَزالُ الشّیطانُ زائِلاً مِن بَنی ‌آدم». این نکته را هم به نماز اول وقت اضافه کنیم که نماز صحیح بخوانید. بنابراین برای این‌که نماز صحیح باشد، من ناگزیرم که رکوع صحیح بیاموزم، غسل صحیح بیاموزم، یک حمد و سوره‌ی صحیح بیاموزم و مسائل دیگر نماز را بیاموزم که اگر کلش را جمع کنی، ممکن است در سه چهار ساعت بشود به همه‌‌اش پرداخت.

تقلید صحیح؛ یعنی می‌پرسم و عمل می‌کنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازه‌ی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد می‌گیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم می‌خوانم تا تصحیح شود.

من به یک نماز صحیح احتیاج دارم و بعد از آن به یک نماز اول وقت. جوان مادامی که نمازش را صحیح می‌خواند، نمازش را دقت می‌کند، مواظبت می‌کند و اول وقت می‌خواند، شیطان ترسان است. نه این ‌که جوان از شیطان ترسان باشد؛ شیطان از آن جوان ترسیده است. اگر انسان این‌گونه نباشد، آن‌وقت شیطان طبق روایات، انسان را به جاهایی می‌برد که دیگر برگشت ندارد.

اگر می‌خواهید همیشه سالم و محفوظ بمانید، نماز اول وقت بخوانید. نماز اول وقت ایجادکننده‌ی ترس از خداست. بعضی جوان‌ها دو دقیقه نماز می‌خوانند؛ نه دو دقیقه و نه نیم ساعت. ما که یک ذره بیشتر کِش می‌دهیم -که آن‌ هم از روی عادت است و قیمت ندارد- می‌شود پنج دقیقه. «سبحان ربی العظیم و بحمده» را صحیح بگو؛ یک بار بگو، اما صحیح و با آرامش بدن. صحیح خواندن نماز مثل این است که انسان به دیوار مستحکمی تکیه کرده باشد. این امر را اگر شما به‌دست بیاورید، حتی با نیروی خیلی زیاد هم این زمین نمی‌خورد. شاید تکان بخورد، اما زمین نمی‌خورد. ممکن است حوادث مهمی هم برایش پیش بیاید، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحیح، او را به زمین نمی‌زند.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif متن کامل گفت‌وگو را از ایـن‌جا بخوانید.

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/11837/smps.jpg
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
«اول سال که میشود انسان فکر کند که خب حالا این سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن یک رابطه جدیدی تعریف کنیم با خدای متعال... اگر چنانچه شروع اهتمام از همین نماز باشد، نماز چون خیلی مهم است، این خیلی کارگشاست. نماز را انسان خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد.» [بشنوید]

 

 

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠

معاونت اجتماعی تهران بزرگ به ارایه توصیه هایی به شهروندان برای پیشگیری از جعل چک و کاهش وقوع جرایم جعل و کلاهبرداری توسط سوء استفاده کنندگان و مجرمان پرداخت . 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس ، معاونت اجتماعی تهران بزرگ به توصیه هایی جهت پیشگیری از جعل چک های بانکی به شرح ذیل پرداخت :

1- حتما متن چک را با یک نوع خودکار بنویسید تا در صورت دست بردن به متن آن ، جعلی بودن آن مشخص شود .

2- جهت تکمیل متن چک فقط از خودکار استفاده کرده و از روان نویس و ... استفاده نکنید .

3- تاریخ چک را به صورت افقی و عمودی به صورت عددی و به حروف درج نمایید .

4- رقم چک را به صورت ریالی ، تومانی و هم به صورت عددی و حروف بنویسید .

5- روی کلیه قسمت های تکمیل شده را با چسب شیشه ای بپوشانید یا روی آن را های لایت نمایید .

6- جلوی تمامی قسمت های پر شده را ببندید .

7- از صدور چک سفید امضاء جدا خودداری کنید .

8- سعی شود چک قبل از صدور ، مهر یا امضاء نشود .

9- در هنگام امضاء چک ، طوری امضاء شود که آثار امضاء بر روی برگه های دیگری از دسته چک حک نشود .

10- ته برگ چک را به دقت تکمیل کنید.

نویسنده: صدر - سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠

حذف صفر از پول ملی کشورها نخستین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم و تورم تازنده آلمان‌غربی تجربه شد که چاپ مارک جدید را به دنبال داشت.

پس از آن به ویژه از دهه 60 و 70 میلادی به این سو این عمل بارها و بارها در کشورهای مختلف که اکثراً کشورهای در حال توسعه بودند به اجرا درآمد.

کشورهایی که اقتصاد آنها از تورم بالا رنج می‌برد و ارزش پول ملی آنها در سراشیب سقوط قرار گرفته بود، برای ساده‌تر شدن مبادلات اقتصادی و بازرگانی و همچنین کاهش هزینه چاپ اسکناس اقدام به حذف صفر یا صفرهایی از اسکناس‌ها کردند.عمده اقتصاددانان بر این عقیده‌اند که حذف صفر از اسکناس هیچ‌گونه تأثیری بر شاخص‌های اقتصادی و طرف عرضه و طرف تقاضا ندارد و بیشتر اثر روانی بر جامعه می‌گذارد.

از این‌رو حذف صفر از پول ملی می‌بایست همراه دیگر اقدامات انقباضی در عرصه سیاست‌های پولی و انضباط مالی دولت‌ها باشد تا در کنار کنترل تورم، حذف صفرهای اسکناس کارکرد خود را داشته باشد. در غیر این صورت خداحافظی صفرها به زودی اثر روانی خود را از دست داده و صفرها قدرتمندتر از گذشته بازمی‌گردند.


داده‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول حاکی از آن است که دست‌کم 50 کشور جهان تاکنون اقدام به حذف صفر از پول ملی خود کرده‌اند که در برخی از این کشورها برای تکمیل چرخه روانی نسبت به تغییر نام واحد پول نیز اقدام شده است.

برزیل رکورددار حذف صفر


برزیل در دهه 60 و 70 میلادی به یکی از سنگین‌ترین تورم‌های آن زمان دچار شد. به گونه‌ای که پول ملی این کشور ماهانه 30 تا 40 درصد ارزش خود را از دست می‌داد. پیش از آن از سال 1930 تا 1942 پول ملی برزیل دو بار تغییر نام پیدا کرده بود. در سال 1967 میلادی برای اولین بار 3 صفر از پول ملی برزیل با نام Cruzeiro حذف و این پول به Cruzeiro Noro تبدیل شد. با این وجود برزیل نتوانست در کنترل تورم موفق عمل کند و تا سال 1981 تورم این کشور بار دیگر به 151 درصد رسید. در این میان بار دیگر سه صفر از پول ملی برزیل حذف شد. در سال 1989 بار دیگر تورم برزیل افزایش یافته و به هزار و 431 درصد رسید. در این هنگام بار دیگر دولت برزیل اقدام به حذف صفرهای بازگشته همراه با تغییر نام پول ملی کرد. در سال 1993 زمانی که تورم این کشور در مرز 2 هزار درصد قرار داشت بار دیگر حذف سه صفر اعمال شد. این بار دولت توانست در مهار تورم توفیقاتی کسب کند. با این حال برزیل همچنان یکی از گران‌ترین کشورهای آمریکای‌لاتین به حساب می‌آید. از سال 1930 تاکنون طی شش مرحله 18 صفر از پول ملی برزیل حذف شده است و هشت بار نیز نام واحد پولی این کشور تغییر پیدا کرده است.


هلند، تجربه توسعه‌یافته


بیماری هلندی اکنون واژه‌ای آشنا در ادبیات اقتصادی است. ورود منابع درآمدی غیر منتظره از محل استخراج گاز، اقتصاد هلند را با تورم پیش‌بینی نشده‌ای در دهه 60 میلادی روبه‌رو کرد. دولت مجبور به چاپ اسکناس‌های درشت شد تا بتواند پاسخگوی نیاز مبادلات مردم باشد. در همین حال تورم نیز از مرز 100 درصد عبور کرد. البته این وضعیت در هلند چندان نپایید و دولت با عمال سیاست شدید انقباضی در سیاست‌های پولی توانست حجم پول را کنترل کرده و به‌همراه آن چهار صفر از اسکناس‌های این کشور حذف شد. هلند نمونه برجسته‌ای از جوابگو بودن سیاست حذف صفر از اسکناس در شرایطی است که این کار با اعمال دیگر سیاست‌های کنترل نقدینگی همراه باشد.


ترکیه، تجربه موفق


ترکیه کشوری اروپایی با بستری جهان سومی است که به یک‌باره شش صفر را از پول ملی خود را در سال 2005 میلادی حذف کرد. تورم در ترکیه از ابتدای دهه 80 آغاز شده و با شتاب به پیش رفت. هر دلار آمریکا که در سال 1988 با 1422 لیر قدیم ترکیه مبادله می‌شد در سال 2003 به بیش از 5/1 میلیون لیر قدیم رسید. در این شرایط قیمت یک ساندویچ در ترکیه به 3 میلیون لیر رسید. از سال 1981 به این سو در ترکیه هر دو سال یک بار نیاز به اسکناس‌های درشت‌تر احساس می‌شد. در یک چرخه 25 ساله. درشت‌ترین اسکناس ترکیه از 5 هزار لیر به یک میلیون لیر تبدیل شد. تعداد بیشمار صفرها در ارقام اقتصادی و مبادلات که گاه تا چند تریلیون لیر می‌رسید مشکلات فراوانی را در مسیر عملیات حسابداری و نگهداری حساب‌ها به وجود آورده بود. از آغاز سال 2005 اسکناس‌های جدید ترکیه با عنوان لیر جدید منتشر شدند. هر لیر جدید معادل یک میلیون لیر قدیم است و به این ترتیب ترکیه در یک مرحله شش صفر را از اسکناس حذف کرد. مهار تورم در ترکیه با نظارت و دستورالعمل‌های صندوق بین‌المللی پول انجام گرفت. این کشور به عنوان یک نمونه برگزیده در مهار تورم از سوی این نهاد بین‌المللی معرفی شد. ترکیه پیش از آنکه اقدام به حذف صفرها کند تورم را به طور کامل مهار کرد.


زیمبابوه، یک شکست کامل


دولت زیمبابوه در سال 2003 زمانی که تورم این کشور یک هزار درصد بود اقدام به حذف سه صفر از اسکناس‌های این کشور کرد. با این وجود دولت عملاً هیچ‌گونه اقدامی در خصوص مهار تورم انجام نداده و صرفاً به وجه روانی حذف صفرها اتکا کرد. بدیهی آنکه این کارکرد به زودی از میان رفت و تورم تازنده سرانجام اقتصاد این کشور را ویران کرد و دلار زیمبابوه از هم پاشید. هم‌اکنون تورم این کشور آفریقایی از مرز یازده میلیون درصد گذشته است و دولت برای تامین اسکناس مورد نیاز مردم ناگزیر از چاپ اسکناس‌های یکصد میلیارد دلاری شده است. این در شرایطی است که بانک مرکزی این کشور اعلام کرده دیگر کاغذ اسکناس کافی برای نشر پول در اختیار ندارد.

 

3 صفر

منبع: خبرآنلاین

نویسنده: صدر - دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠

امام علی (علیه السلام) فرمودهاند:

ده صفت در سگ است که هر کس آن صفات را داشته باشد مومن می باشد:


اول:

خانه ندارد و این از صفات مجردین است.
دوم:

شب زنده دار است، و این از علامات عابدین است.
سوم:

چون سفر کند، با خودش چیزی نمیبرد، و این از علامات متوکلین است.
چهارم:

وقتی که به او چیزی دهید، او را دور برده و در دور میخورد، و این از صفات متواضعین است.
پنجم:

اگر او را بزنند و تردش کنند، به کمترین چیزی بازگشت میکند، و این از علامات مریدین است.
ششم:

هرگز صاحبش را در سختی ترک نمیکند، و این از علامات صابرین است.
هفتم:

آن زمان که بمیرد میراثی باقی نمیگذارد، و این از علامات زاهدین است.
هشتم:

یکسره گرسنه است، و این از علامات مجاهدین است.
نهم:

یکسره در خوف است، و این از علامات صالحین است.
دهم:

به اندک چیزی از دنیا راضی میشود، و این از علامات عاشقین است.

 

(الهی اگر سگی که او را فرومایه میدانم اینگونه است پس بدا به حال من
بدا به حال من
الهی خودت به حال این بنده بیچاره رحم کن

پی نوشت: منبعش نمیدونم کجاست

نویسنده: صدر - یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠
5 خطایی که حین مسواک زدن مرتکب می شویم!

احتمالا شما نیز روزانه دو الی سه بار دندان هایتان را مسواک می زنید و شاید تصور می کنید در این کار خبره شده اید.

 


اما باید بدانید بدون اینکه متوجه بشوید خطاهایی مرتکب می شوید. در این مطلب با 5 خطایی که اغلب ما حین مسواک زدن مرتکب می شویم آشنا خواهید شد.

1.عجله می کنید
به عقیده ی کارشناسان یکی از خطاهای شایع مسواک زدن زمانی کوتاهی است که برای این کار اختصاص داده می شود. برای اینکه به خوبی دندان هایتان را مسواک بزنید باید حدود دو دقیقه وقت برای این کار صرف کنید. زمانیکه با عجله مسواک می زنید نمی توانید جرم های دندان را از بین ببرید. نتایج یک پژوهش انگلیسی نشان می دهد دو سوم افرادی که از بیماری مربوط به لثه رنج می برند افرادی هستند که با وجود توصیه های دندان پزشک شان باز از اختصاص دادن دو دقیقه به مسواک زدن کوتاهی کرده اند. زمانیکه مسواک را به دست می گیرید به ساعت خود نگاه کنید و دو دقیقه از وقت با ارزش تان را به این کار مهم اختصاص دهید.

2. دقت نمی کنید:
خطای دیگری که زیاد مرتکب می شوید این است که حین مسواک زدن برخی از مناطق دهان را فراموش می کنید. باید با دقت یکسان جلو، عقب و روی دندان ها و همچنین لثه ها، زبان و کام را تمیز کرد. اغلب بخش هایی از دهان که مسواک به راحتی به آنجا نمی رسد مثل دندان های عقب رها می شوند. باید توجه داشته باشید که با حوصله و دقت مسواک بزنید. برخی افراد در مسواک زدن تمام دندان ها تنبلی به خرج می دهند.

3. مسواک را بیش از حد روی دندان ها فشار می دهید:
آیا از آن دسته افرادی هستید که تصور می کنند هر چه بیشتر مسواک را فشار دهند دندان ها بهتر تمیز می شوند؟ باید بگوییم متاسفانه اشتباه می کنید. به کار بردن انرژی زیاد در حین مسواک زدن از آن دسته خطاهای رایجی است که تمام مراجعین به دندان پزشکان مرتکب می شوند. فشار دادن مسواک روی دندان ها باعث می شود بافت لثه ها از دندان ها فاصله بگیرد و از بین برود. حتی امکان دارد به حساسیت دندانی یا افتادگی دندان دچار شوید. خلاصه اینکه با دندان هایتان مهربان باشید. دندان پزشکان توصیه می کنند از مسواک های نرم استفاده کنید. زیرا اینگونه مسواک ها به دندان آسیب نمی رسانند و راحت تر روی دندان ها می لغزند.

4.حرکاتتان اشتباه است:
اگر مسواک زدن از رشته های المپیک بود به نظرتان چه امتیازی از هیات داوران دریافت می کردید؟ اگر مسواک را به صورت افقی از عقب به جلو و بر عکس روی دندان هایتان می کشید امتیاز بالایی نسیب تان نمی شد. مسواک را با حرکات دورانی کوتاه و ملایم روی دندان هایتان حرکت دهید. نزدیک لثه ها یک زاویه ی 45 درجه به مسواک بدهید و از بالا به پایین مسواک بزنید.

5. در استفاده از خمیر دندان زیاده روی می کنید:
زیاده روی در خمیر دندان فی نفسه آسیبی به دندان ها نمی زند اما امکان دارد به خاطر اینکه دوست ندارید دهانتان پر از کف باشد زمان مسواک زدن را کوتاه کنید. برای کودکان لایه ی نازکی از خمیر دندان کافیست و برای بزرگسالان اندازه ی یک نخود یا تیله بس است و بهتر است زیاده روی نکنید
نویسنده: صدر - یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠
این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند, زیبایی هایش را بیرون بکشد ...تلخی هایش را صبر کند...

آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند؛
یک کنسرو که فقط درش را باز کنند

بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون
و هی لبخند بزند و بگوید
حق با توست!
نویسنده: صدر - جمعه ۱٩ فروردین ۱۳٩٠

اگر در اتوهای بخار، آب معمولی و یا حتی آب جوشیده بریزید موجب میشود منافذ آن گرفته شود وباز کردن آنها مشکل است پس باید در آنها آب مقطر بریزید واگر اگر آب مقطر ندارید از آب باران استفاده کنید و نیز میتوانید از برفکهای یخچال و فریزر استفاده کنید وآنها را آب کنید و در یطریهایی جمع آوری کنید ودر اتو بریزید.

توجه داشته باشید اگرآب درون اتو می ریزید پریز را از برق بکشید .برای جرم گیری اتو باید محلولی از آب مقطر وسرکه درون اتو بخار بریزید وبگذارید تا اتو گرم شود وبعد از مدتی آن را بیرون بریزید وآب مقطر (آب خالص )درون بریزید تا کامل تمیز شود وبعد از ریختن آب دوم روی یک تکه پارچه اتو کنید تا بخارها با فشار خارج شوند این کار را چندین بار ادامه بدهید تا دیگر جرمی باقی نماند .
نکته اول : اگر احساس کردید اتو به پارچه شما می خواهد بچسبد برای جلوگیری از چسبیدن اتو از این روش استفاده کنید ؛ اتو را روشن بگذارید پس از اینکه داغ شد مقداری صابون خشک را به کف آن بمالید وبعد آن را برروی سطح یک روزنامه یا مجله کافی به آرامی حرکت دهید .
نکته دوم: اتفاق می افتد که پس از اتو کشیدن بر روی شلوار یا اشیاء اتو شده برق می افتد برای جلوگیری از این کار قبل از اتو کشیدن مقداری آب به همراه سرکه به محلی که می خواهید اتو بکشید بپاشید و هیچگاه اتو را مستقیمأ روی لباس نگذارید بلکه از روی یک پارچه کتانی اتو کنید.
نکته سوم : اگر می خواهید خط اتوی شما با دوام باشد در محل خط اتو از زیر ، کرکها وپرزها را کاملأ بردارید ودر محل خط اتو در زیرو داخل لباس مقداری صابون خشک بکشید ودر محل خط اتو در روی لباس یک پارچه مرطوب بگذارید وبا اتوی داغ محل را اتو کنید .

نویسنده: صدر - جمعه ۱٩ فروردین ۱۳٩٠

جزئیات نحوه پاسخگویی به سئوالات اولین آزمون نیمه متمرکز دکتری تخصصی سال 90 از سوی سازمان سنجش آموزش کشور تشریح شد که بر اساس آن داوطلبان باید به دو شیوه چهار گزینه ای و پاسخ کوتاه به سئوالات آزمون پاسخ دهند.

به گزارش خبرنگار مهر، اولین آزمون نیمه متمرکز دکتری سال 90 روز پنجشنبه 25 فروردین‌ماه جاری در صبح و بعدازظهر برگزار می‌شود و داوطلبان باید در هر دو آزمون‌ صبح و بعدازظهر شرکت کنند در صورتی که داوطلب در یکی از این آزمونها غیبت داشته باشد، از گزینش نهایی محروم می‌شود.

شیوه پاسخگویی به آزمون استعداد تحصیلی

آزمون صبح پنجشنبه مربوط به استعداد تحصیلی و در آن 40 سؤال با مدت زمان 120 دقیقه برای پاسخگویی طراحی شده است. این آزمون برای کلیه 9 گروه آزمایشی برگزار می شود و داوطلبان باید به شیوه پاسخ کوتاه به سئوالات پاسخ دهند. شیوه پاسخ کوتاه به این معنی است که داوطلب باید گزینه صحیح را به صورت حرف انگلیسی و به شکل حروف درشت بنویسد.

در صورت درست بودن گزینه 1 حرف A، در صورت درست بودن گزینه 2 حرف B، در صورت درست بودن گزینه 3 حرف C، در صورت درست بودن گزینه 4 حرف D، در صورت درست بودن دو گزینه حرف E و در صورتی که هیچ کدام صحیح نباشد حرف N باید در پاسخنامه درج شود.

جزئیات پاسخ دهی به آزمون زبان خارجی

آزمون زبان با 100 سؤال و 120 دقیقه زمان برگزار می‌شود و به غیر از رشته‌های عربی، فرانسه، روسی و آلمانی در سایر رشته‌ها داوطلبان باید به سؤالات به صورت پاسخ کوتاه جواب دهند. در آزمون زبان پاسخ برخی از سؤالات به صورت کلمه است که کلمه مورد نظر باید به شکل حروف جدا از هم در بخش تعیین شده که دارای 10 خانه است، درج شود. البته تعداد حروف کلمه مورد نظر الزاماً 10 حرف نیست.

شیوه پاسخگویی به آزمون اختصاصی داوطلبان دکتری

آزمون اختصاصی کلیه داوطلبان در بعدازظهر روز پنجشنبه 25 فروردین ماه برگزار می‌شود و به غیر از رشته‌های ریاضی، آمار و فنی مهندسی پاسخ‌ها به صورت تستی چهار گزینه‌ای است.

در آزمون اختصاصی رشته ریاضی هر دو ماده امتحانی به صورت پاسخ کوتاه است. در رشته آمار ماده امتحانی ریاضی عمومی یک و دو به صورت کوتاه و در ماده امتحانی آمار و ریاضی پاسخها به صورت تستی است. همچنین در رشته فنی مهندسی در ماده امتحانی ریاضیات عمومی یک و دو و معادلات دیفرانسیل پاسخها به صورت جواب کوتاه و در ماده امتحانی فیزیک عمومی یک و دو پاسخها به صورت تستی چهارگزینه‌ای است.

تشریح پاسخ دهی به آزمون اختصاصی رشته های ریاضی، آمار و فنی - مهندسی

آزمون پاسخ کوتاه رشته‌های ریاضی،‌ آمار و فنی مهندسی سه دسته سؤال وجود دارد که دسته اول پاسخها چهار جوابی بوده و داوطلب باید یکی از حروف A-B-C-D را وارد پاسخنامه کند. در دسته دوم پاسخها، عدد است و در صورت اینکه جواب یک معادله باشد داوطلب باید در پاسخنامه عدد را به طور کامل با صحیح و اعشار وارد کند. همچنین داوطلب باید دقت کند که سمت چپ گزینه‌ها مربعی وجود دارد که در صورت علامت زدن آن به معنای منفی بودن پاسخ است.

براساس راهنمای آزمون دکتری سال 90، اعداد باید به صورت انگلیسی و خوانا در پاسخنامه نوشته شود و در دسته سوم پاسخهای رشته‌های ریاضی، ‌آمار و فنی مهندسی که مربوط به علائم یا نوشتن فرمول در پاسخنامه است در برابر سؤالات 10 مربع وجود دارد که علائم باید در آنها نوشته شود.

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠

 

داستان استغفار ملاصدرا از مطالب کتاب خودش

محمدرضا حکیمی که دیرزمانی است در رسانه‌ها کمتر دیده می‌شود و به ندرت اظهار نظری از او منتشر می‌شود، در گفتگویی به نکات جالبی در خصوص اجازه نقل حدیث و فلسفه و حکمت اشاره داشته اشت.

به گزارش «فردا»، این استاد فلسفه گفته است: «در علم حدیث اجازه نقل لازم است. علمای شیعه و سنی اجازاتی دارند. برای مثال عالم سنی به عالم شیعه اجازه داده است. خود من هم اجازه‌ای از حاج آقا بزرگ تهرانی دارم.»

وی در ادامه این گفت‌وگو به خاطره خود از دریافت اجازه نقل حدیث از حاج آقابزرگ تهرانی اشاره کرد و گفت: «حاج‌آقا بزرگ تهرانی دو سفر به مشهد آمدند. در سفر دوم ایشان به منزل آقای میلانی رفتند. من ایشان را در حرم در حال زیارت دیدم. بعد از زیارت سلام کردم. گفتم آقا من اجازه حدیث می‌خواستم. ایشان به گریه افتاد. گفت: میدانی برای چه گریه می‌کنم، برای اینکه خیلی وقت است کسی از من اجازه حدیث نخواسته و این مساله از یاد رفته است. سپس پرسیدند: کسی تو را می‌شناسد؟ من گفتم شما منزل آیت الله میلانی هستید، از پسر ایشان راجع به من بپرسید. بعد از پرس وجو، ایشان دستخطی نوشته و به پسر آقای میلانی داده بودند که بعد ایشان اجازه را به من دادند.»

این استاد فلسفه اضافه کرده است: «سپس ما انواع حدیث را مشخص کردیم 40 تا 42 نوع حدیث اعم از احادیث منقول شیعه و سنی، تقسیم بندی شد برای نمونه یکی از انواع حدیث، احادیث متواتر بود.»

استاد حکیمی در ادامه مباحث جالبی را مطرح کرده و در گفت‌گو با سالنامه شرق افزوده است: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»

بنابراین گزارش، وی افزوده است: «این تلنگری است که بزرگان تفکیکی به ذهن ما زدند و در واقع ما را از فلسفه (و اینکه فلسفه بتواند به حقایقی رهنمون شود) مایوس کردند. بنابراین خودبه‌خود به سمت روایات رفتیم، آنجا دیدم عجب دریایی است؛ اسرار و اعماق آن مغفول و مجهول است.»

وی در پایان اظهار امیدواری کرده است: «خدا کند چند مترجم قوی و غیروابسته پیدا شوند و مجموعه «الحیات» که ذره‌ای از دریای این مجموعه است به انگلیسی، فرانسه و زبان های دیگر ترجمه شود.»

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠

برای کاهش وزن بهتر است 6 نکته را رعایت کنید تا راحت‌تر به وزن دلخواه خود برسید.

برخی از برنامه‌های کاهش وزن نتیجه مثبتی به همراه نخواهند داشت چرا که خواسته‌های بسیار زیادی از شما دارند.

در اینجا چند نکته را به شما پیشنهاد می‌کنیم تا با رعایت آن‌ها بتوانید با سهولت بیشتری از برنامه غذایی‌اتان استفاده کرده و به وزن ایده‌آل خود برسید.

1- هرآنچه می‌خورید را یادداشت کنید.

هر چیزی راکه طی روز می‌خورید از ریزه‌خورای‌ها گرفته تا غذاهای اصلی، در دفترچه‌ای یادداشت کنید. افرادی که تحت رژیم غذایی هستند با اینکار دوبرابر بیشتر وزن کم خواهند کرد.

برای کاهش وزن لازم نیست کالری‌ها مصرفی را بشمارید بلکه فقط کافی است از آنچه که خورده و می‌خورید یک حساب کلی در ذهنتان داشته باشید با اینکار حتما حدس خواهید زد آیا یک عدد شیرینی کره‌ای را مجازید بخورید یا خیر.

2- به طور منظم خود را وزن کنید.

لازم نیست این کار را هر روز انجام دهید ولی برای انجام آن نظم خاصی قرار دهید.

3- مصرف نوشابه و دیگر نوشیدنی‌های گازدار را به حداقل برسانید.

نوشیدن کالری‌ها آسان‌ترین راه افزایش وزن است چرا که این افزایش را احساس نخواهید کرد. اگر می‌خواهید به آب آشامیدنی‌اتان تنوعی دهید درون آن چند قطره آب‌ لیمو یا عرق نعنا بچکانید و یا از شیرهای کم چرب و یا شیر سویا استفاده کنید.

اگر تحت رژیم کاهش وزن هستید، جذب آب توسط بدن دارای اهمیت خاصی است پس بهتر این آب رسانی را با مصرف نوشیدنی‌های سالم انجام دهید.

4- به مقدار کافی بخوابید.

اگر به اندازه کافی بخوابید دیگر وقتی برای‌اتان باقی نخواهد ماند تا فکر کنید چه چیزی دوست دارید بخورید.

کمبود خواب هورمون گرسنگی را افزایش داده و به این ترتیب شما را به خوردن غذاهای چاق کننده سوق خواهد داد.

کاهش وزن با کنترل گرسنگی و اشتهای کاذب صورت می‌گیرد. پس بهتر است برای غلبه بر این حالات، 8 ساعت در روز بخوابید.

5- به خود جایزه بدهید

پس از یک هفته کامل که تحت رژیم بودید وقت آن رسیده از خودتان با هر خوراکی که دوست دارید مانند یک تکه شکلات، یک بستنی لیوانی و یا یک تکه مرغ سرخ کرده پذیرایی کنید. با انجام این کار تشویق خواهید شد رژیم خود را با تمایل بیشتری ادامه داده و کمتر احساس محرومیت از غذا کنید.

6- آشپزخانه‌تان را سالم کنید.

سعی کنید هر گونه مواد ناسالم مانند انواع چیپس‌ها و دیگر تنقلات ناسالم را از آشپزخانه خود دور کرده و به جای آن یخچال‌تان را از میوه‌جات، سبزی‌جات تازه و غلات کامل و نان پر کنید با انجام این کار اشتهای کاذبتان را سرکوب کرده به و می‌توانید راحت‌تر به رژیم خود ادامه دهید.

 

همشهری

نویسنده: صدر - چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی کنید که به سبب آن:


۱) خدا مرا دوست بدارد.


۲) مردم مرا دوست بدارند.


۳) داراییم فراوان شود.


۴) بدنم سالم بماند.


۵) عمرم طولانی شود.


۶) خدا مرا با تو محشور کند.


پیامبر خدا فرمودند: این شش حاجت ۶ خصلت می خواهد:



۱) اگر می خواهی خدا ترا دوست بدارد از او بترس و از گناه بپرهیز.


۲) اگر می خواهی مردم تو را دوست بدارند به آن ها خوبی و نیکی کن و به آنچه در دست آن هاست طمع نکن و چشم نینداز.


۳) اگر می خواهی داراییت فراوان شود زکات بده.


۴) اگر می خواهی بدنت سالم باشد فراوان صدقه بده.


۵) اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم کن .


۶) اگر می خواهی با من محشور شوی سجده را برای خدا طولانی کن.

 

 

منبع: داستان هایی از رسول خدا (ص)قاسم میرخلف زاده

برگرفته از باشگاه کاربران تبیان

نویسنده: صدر - چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

 

نویسنده: صدر - جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠

eshghestan_tk1.jpg

1-   دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

2- هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود. 

3- اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. 

4- دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

5- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

6- هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. 

7- تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی. 

8- هرگز وقتت را  با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

 9- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.

10- به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

11- همیشه افرادی هستند که تو را میآزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی.

12- خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

13- زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق میافتد که انتظارش را نداری.

 

نویسنده: صدر - جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠

1. در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

2. در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

3. در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

4. در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

5.  در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

6.       در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

7.       در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

8.       در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.

9.       در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

10.  در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

11.  در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

12.  در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

13.  در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

14.  در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

15.  در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.

نویسنده: صدر - جمعه ۱٢ فروردین ۱۳٩٠

شستن موها چند فوت کوزه‌گری دارد که در ادامه می‌خوانید.

 به نظر می‌رسد بهترین روش برای شستن موها بسیار ساده است؛ ابتدا موها را خیس می‌کنیم، شامپو می‌زنیم، با آب شستشو می‌دهیم، به آنها نرم‌کننده می‌زنیم، دوباره با آب می‌شوییم، با حوله (و بعضی‌ها با سشوار) خشک می‌کنیم، آنها را شانه کرده و حالت می‌دهیم، درست است؟ خیر درست نیست!  

شانه کردن موها

ابتدا قبل از حمام کردن و خیس شدن موها، آنها را با دقت شانه کنید، زیرا موهای خیس بسیار حساس و آسیب‌پذیرند. شانه کردن موها در حالت خشک امکان آسیب رسیدن به آنها را بسیار کاهش می‌دهد، زیرا در این حالت موهای گره خورده بسیار راحت‌تر از هم باز می‌شوند، در حالی‌که شانه زدن موها در حالت خیس آسیب فراوانی به آنها وارد می‌کند. گرمای زیاد نیز برای موها مضر است، با وجود اینکه آب داغ همانند سشوار یا نور مستقیم خورشید به موها آسیب نمی‌زند، اما ضررهای خاص خود را دارد. برای پیشگیری از هرگونه آسیب جدی موهایتان را با آب گرم و تا حدی ولرم بشویید. هیچ چیز لذت بخش‌تر و خوشایندتر از دوش گرفتن با آب داغ نیست، اما به شرطی که موهایتان به طور مستقیم با آن تماس نداشته باشند.

شامپو کردن موها

قبل از شامپو کردن نوع موهایتان را کاملا بشناسید. به طور مثال اگر پوست سرتان چرب ولی خود موهایتان خشک است، از شامپو کردن مستقیم موها خودداری کنید و به جای آن ابتدا کف فراوان درست کنید و شامپو را تنها به بخش چرب پوست بزنید و سپس با آب شستشو دهید. هنگام شستشو با آب، شامپو در طول موها و به سمت پایین حرکت می‌کند و همین میزان برای زدودن هرگونه آلودگی از روی آنها کافیست.

 استفاده صحیح از نرم‌کننده‌ها و حالت‌دهنده‌ها

حالت‌دهنده‌ها را ابتدا به ریشه موها بزنید و سپس به سمت انتهای آنها حرکت کنید. توجه کنید به انتهای موها (که بسیار آسیب‌پذیرتر از سایر نقاط مو هستند) حالت دهنده بیشتری بزنید. سپس به آرامی موها را با حالت‌دهنده‌ها و نرم‌کننده‌ها ماساژ دهید.

در صورتی که دارای پوست سر چرب هستید، مقدار کمی از حالت دهنده را روی پوست سر بزنید. پس از ماساژ دادن یک تا سه دقیقه صبر کنید و سپس با آب شستشو دهید. اگر دوست دارید موهایتان درخشان‌تر از همیشه به نظر برسند آنها را با آب سرد شستشو دهید، زیرا آب سرد باعث می‌شود تا کوتیکول‌های مو (پوشش لایه‌لایه خارجی مو) کاملا صاف و لطیف بمانند. در نتیجه موها درخشان‌تر به نظر می‌رسند.

اگر از نرم‌کننده‌ها و حالت دهنده‌هایی استفاده می‌کنید که روی برچسب آن نوشته شده است برای پخش شدن بهتر محصول باید موهایتان را هنگام مصرف شانه کنید، دقت کنید شانه زدن را از انتهای موها شروع کنید. موهای خیس زود کشیده می‌شوند، بنابراین زودتر به هم گره خورده و آسیب می‌بینند. برس‌ها حتی در شرایط عادی نیز به موها آسیب وارد می‌کنند، در نتیجه توصیه می‌شود تحت هیچ شرایطی از برس برای شانه زدن موهای خیس استفاده نکنید.

 خشک کردن موها

بعضی از افرادی که دارای موهای بلند هستند عادت دارند پس از شستن موها، آنها را بچلانند تا زودتر خشک شوند. باید خدمت این دسته از دوستان عرض کنیم موها رخت و لباس نیستند که نیاز به چلاندن داشته باشند و اگر بدانند با این کار چه بلایی سر موهای خود می‌آورند دیگر هرگز این کار را تکرار نخواهند کرد. چلاندن موها باعث کشیده شدن بیش از حد آنها، ضعیف شدن و به اصطلاح شکستن آنها می‌شود. توصیه می‌شود به جای این کار موها را با انگشتان دست (از طرف ریشه مو) گرفته و به آرامی تکان دهید و در همین حالت دست را به سمت انتهای موها حرکت دهید تا به این ترتیب آب موها گرفته شود.

از حوله برای ماساژ دادن شدید موها و برای خشک کردن آنها استفاده نکنید، زیرا این کار باعث گره خوردن موها و حتی کنده شدن آنها می‌شود. به جای این کار، حوله را دور سر بپیچید و به آرامی روی موها فشار دهید، با این کار موها زودتر خشک می‌شوند.
همان‌طور که قبلا ذکر شد گرما آسیب زیادی به موها وارد می‌کند، بنابراین استفاده از سشوار برای خشک کردن موها به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. اما اگر همچنان می‌خواهید از سشوار استفاده کنید حداقل سعی کنید در استفاده از آن زیاده‌روی نکنید و آن را خیلی نزدیک موهایتان نگیرید. فرقی نمی‌کند از چه روشی برای خشک کردن موها استفاده می‌کنید و تا چه حد در استفاده از سشوار دقت می‌کنید، در هر صورت سشوار و گرمای حاصل از آن به موها آسیب می‌رساند.

 زیاده‌روی نکنید

نیازی نیست تا هر روز موهایتان را بشویید، شستن بیش از حد موها با شامپو باعث می‌شود تا چربی‌هایی که برای سلامت موها مفیدند از روی آنها پاک شوند. گاهی تنها شستشوی موها با آب خالی یا نرم‌کننده و حالت‌دهنده‌ها کافی است. همچنین می‌توانید مقدار کمی شامپو را در یک بطری کوچک آب گرم حل کنید و سپس آن را به آرامی روی پوست سرتان بزنید.

 بشنو از شامپو

•شستن موها با شامپو از اوایل قرن بیستم رواج پیدا کرد، دلیل این امر افزایش آلودگی هوا به دلیل گسترش کارخانه‌ها و سایر صنایع است.
•تا قرن‌ها شستن موها تنها در مواقع ضروری انجام می‌شد و در برنامه روزانه، هفتگی و حتی سالیانه انسان‌ها قرار نمی‌گرفت. حتی در قرون وسطی شستن موها با آب امری ناپسند و مضر برای سلامت محسوب می‌شد. بنابراین نشستن موها با آب و شامپو به مدت یک یا دو روز در مقایسه با استانداردهای قرن‌های گذشته نه تنها اشکالی ندارد بلکه نوعی وسواس به شمار می‌رود.

تابناک

نویسنده: صدر - چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠


تقلب کردن در کنکور کارشناسی ارشد چه حکمی دارد؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی): به‌طور کلى تقلب جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: این کار حرام است، جدا از آن توبه نموده، آن را تکرار نکنید و با اعمال نیک آینده گذشته را جبران نمایید؛ ولى چنانچه در محدوده گسترده‌اى نبوده، فعلا مشکلى ندارد و ادامه کار و مدرک تحصیلى و مانند آن اشکالى ندارد.

حضرت آیت الله سیستانی: جایز نیست.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: تقلب جایز نیست.

آیت الله علوی گرگانی: جایز نیست.

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

هشتمین صفت : مؤمن «اذلّهم نفساً» است، «ذلت» در لغت عرب به معنی تواضع و «ذلول» به معنی رام است، ولی در فارسی ذلّت یک بار منفی دارد پس این صفت به معنی تواضع است یعنی مؤمن تواضعش زیاد است و در مقابل مردم تواضع می‌کند، به کوچک و بزرگ آنها احترام می‌کند، و توقع ندارد همه به او احترام بگذارند.

نهمین صفت :مؤمن «ضحکه تبسماً» است، مؤمن با صدای بلند نمی‌خندد در روایات داریم که پیامبر هیچگاه با صدای بلند نخندید، پس خنده مؤمن هم مؤدّبانه است.

دهمین صفت : مؤمن «اجتماعه تعلّماً» است یعنی مؤمن وقتی در جلسه‌ای می‌نشیند سعی می‌کند تعلیم و تعلّم در آن باشد و به غیبت و چیزهایی که به درد او نمی‌خورد و فایده‌ای برای او ندارد نمی‌پردازد.

 

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

ششمین صفت : مؤمن «کریم المراجعة» است، یعنی مراجعاتش کریمانه است که دو احتمال دارد:

1- مراجعاتی که مردم به او دارند کریمانه برخورد می‌کند، یعنی یا الان توانایی آن را دارد و انجام می‌دهد یا وعده انجام آن را در آینده می‌دهد و یا نمی‌تواند انجام دهد که عذرخواهی می‌کند، قرآن می‌فرماید: « قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیرٌ مِّن صَدَقَةٍ یتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِی حَلِیمٌ ؛ گفتار نیکو و بخشایش ، بهتر از صدقه‌ای است که آزاری به دنبال داشته باشد، خدا بی‌نیاز و بردبار است.» (بقره/263)

2- مراجعه‌اش به دیگران کریمانه است یعنی اگر از کسی چیزی می‌خواهد مؤدّبانه است و طلبکارانه نیست و اصرار نکرده و طرف را شرمنده نمی‌کند. وقتی در جلسه‌ای می‌نشیند سعی می‌کند تعلیم و تعلّم در آن باشد و به غیبت و چیزهایی که به درد او نمی‌خورد و فایده‌ای برای او ندارد نمی‌پردازد

هفتمین صفت : مؤمن «أوسع الناس صدراً» است، یعنی سینه‌اش از همه گشاده‌تر است.

قرآن در مورد سعه صدر می‌فرماید:« فَمَن یرِدِ اللّهُ أَن یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یرِدْ أَن یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقًا حَرَجًا ؛هر کس را که خدا خواهد که هدایت کند دلش را برای اسلام می گشاید ، و هر، کس را که خواهد گمراه کند قلبش را فرو می بندد.» (انعام/125)

«سعه صدر» به چه معنی است؟ : اشخاصی که شرح صدر دارند همه چیز را تحمّل می‌کنند ( ناملایمات، مشکلات، حوادثِ سخت...) بدگویی‌ها در آنها اثر نکرده و زود ناامید نمی‌شوند. حوادث، علوم، دانش‌ها و معارف را در خود جای می‌دهند و اگر کسی درباره آنها بدی کند در گوشه‌ای از ذهن خود جای می‌دهند و تمام وجودشان را پر نمی‌کند ولی کسانی که ضیق الصدر هستند با اندک ناملایماتی جابه جا شده و پذیرش و تحمّل و حوصله ندارند.

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

چهارمین صفت : مؤمن «عظیماً حلمه» است یعنی به همان اندازه که علمش زیاد می‌شود حلم او هم زیاد می‌شود. انسان عالم در اجتماع با افراد زیادی سر و کار دارد، اگر حلم نداشته باشد دچار مشکل می‌شود. به عنوان مثال می‌توان به حلم و بردباری حضرت ابراهیم علیه‌السلام اشاره نمود. آلوده‌تر از قوم لوط در اقوام گذشته نداریم و عذاب آنها هم دردناک‌تر از همه بود به گونه‌ای که شهرهای آنها زیر و رو شد و بعد باران سنگ بر آنها بارید، با همه اینها وقتی فرشتگان برای عذاب این قوم نازل شدند ابتدا خدمت حضرت ابراهیم رسیدند و به او خبر ولادت فرزندی را دادند که ابراهیم خوشحال شد، بعد درباره قوم لوط شفاعت کرد. «فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى یجَادِلُنَا فِی قَوْمِ لُوطٍ؛  إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُّنِیبٌ چون وحشت از ابراهیم برفت و شادمانی جایش را بگرفت ، با ما در باره قوم لوط به مجادله برخاست؛  ابراهیم بردبار است و نازکدل است و فرمانبردار است». (هود/74و75) خیلی حلم می‌خواهد که انسان در مورد چنین قومی شفاعت کند و این نشان دهنده کرامت و حلم و سعه صدر حضرت ابراهیم است، پس انسان باید حلمش کثیر باشد و تا جایی که می‌تواند اصلاح کند نه این که حذف کند.

پنجمین صفت مؤمن:  «جمیل المنازعة» است اگر با کسی بحث و گفت وگویی دارد زیباست، و جنگ و جدال نیست. آیا باید هر موضوعی را بهانه کنیم و میدان جنگ تازه‌ای را راه بیاندازیم یا عقل می‌گوید زمان، زمان وفاق و اتّحاد است؟ اگر گفتگو و اعتراضی هم هست به صورت «جمیل المنازعة» که از صفات مؤمن است مطرح شود و قوانین را معیار قرار دهیم و معیارهای وحدت را داشته باشیم. دربحث اخلاقی گذشته حدیثی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خطاب به علی علیه‌السلام نقل کردیم که حضرت فرمود: مؤمن؛ مؤمن نمی‌شود مگر این که 103 صفت دراو جمع شود که این صفات درپنج دسته جمع می‌شود. پنج صفت در بحث قبل بیان شد و اکنون به پنج صفت دیگر اشاره می‌کنیم:

... کریم المراجعة، اوسع الناس صدراً، أذلّهم نفساً، ضحکه تبسماً، و اجتماعه تعلماً....

... مراجعاتش کریمانه است، سعه صدرش از همه بیشتر، تواضعش زیاد است، با صدای بلند نمی‌خندد و حضورش در اجتماعات همراه با تعلیم و تعلّم است.( بحار، ج 64، ص 310.)

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

اوّلین صفت مؤمن: مؤمن «جوّال الفکر» است، یعنی کسی نیست که فکرش متحجّر، جامد و راکد باشد بلکه دائماً در جولان است و همیشه فکر می‌کند و به جایگاه تازه‌ای می‌رسد و به حدّی از علم قانع نیست. فکر است که نشان دهنده اهمیت فکر است. افضل اعمال مؤمن تفکّر است. اگر به عاقبت امور فکر کنیم کمتر دچار مشکلات می‌شویم.

 دوّمین صفت مؤمن : «جوهری الذکر» است به معنی آشکار کردن ذکر است، در دستورات اسلامی هم ذکر جلی(آشکار) داریم و هم ذکر خفی (پنهان) و یا صدقه و زکات هم مخفی داریم و هم آشکارا، که هر یک فایده‌ای خاص دارد، در جایی که آشکار است در واقع تبلیغ است و در جایی که مخفیانه است اثر مخصوص به خودش را دارد.

سوّمین صفت مؤمن : «کثیراً علمه» یعنی علم او زیاد است، در احادیث داریم که ثواب به اندازه علم و عقل است، یعنی ممکن است کسی دو رکعت نماز بخواند و در مقابل، دیگری صد رکعت ولی آن دو رکعت ثوابش بیشتر باشد، در واقع عبادت ضریب دارد و ضریب عبادت علم و عقل است.

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

از حضرت علی (ع) پرسیدند:

واجب چیست و واجب تر چیست؟    

نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟

شگفت چیست و شگفت ترچیست؟   

مشکل چیست و مشکلتر چیست؟

حضرت جواب دادند:

واجب اطاعت از خداست و واجب تر ترک گناه است! 

 نزدیک قیامت است و نزدیکتر مرگ!

شگفت دنیاست و شگفت تر علاقه ی به دنیا!  

مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن!

نویسنده: صدر - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

شکی نیست که در تعطیلات نوروزی بیشتر عکاسی می‌کنید، پس این 10 نکته کلیدی را برای عکاسی بهتر با دوربین موبایل را رعایت کنید.

از نور محیط به درستی استفاده کنید

توجه کنید که سوژه شما در بهترین نقطه تابش نور باشد و زاویه را به نحوی تنظیم کنید که خودتان و در مسیر این تابش نباشید و نور به سمت لنز دوربین شما تابیده نشود. بهترین حالت این است که نور از پشت دوربین مستقیما به صورت سوژه بتابد. حتماً با کمی جابه جایی به نقطه بهینه ای می‌رسید که بهترین زاویه تابش نور را دارید.

لنز دوربین را تمیز نگه دارید

 

 


در مورد دوربین‌های عکاسی معمولاً دقت می‌کنیم که لنز را تمیز نگه داریم و با حساسیت بیشتری با آن‌ها برخورد می‌کنیم اما در دوربین های موبایل به خاطر ماهیت آن‌ها و تماس مکرر با دست، اغلب این نکته را نادیده می گیریم و البته بدون داشتن یک لنز تمیز رعایت بقیه نکات بی‌فایده خواهد بود.

از زوم دیجیتال خودداری کنید

 

 


اگر می‌خواهید از فاصله کمتری از یک سوژه عکاسی کنید راه‌های بهتری وجود دارد که باید از آن‌ها استفاده کنید. مثلاً می‌توانید عکس را کراپ کنید و این همان کاری است که زوم دیجیتال برای شما انجام می‌دهد اما با این تفاوت که کیفیت عکس شما را خراب می‌کند. بهتر است حتی المقدور به سوژه خود نزدیک شوید و از زوم دیجیتال استفاده نکنید.

به نور فلاش دقت کنید

فلش های ال ای دی، امکانی هستند که شرکت ها بیشتر از آنچه باید، درمورد آن‌ها تبلیغ می‌کنند و این در حالی است که معمولاً تأثیرات نامطلوبی را بر روی عکس‌های شما می گذارند. البته در محیط هایی که شما با مشکل کمبود نور مواجه هستید به وظیفه خود عمل می‌کنند اما در بسیاری از موارد نیز بی مورد روشن می شوند و عکس شما را خراب می کنند. به همین دلیل در اغلب مواقع اگر آن را خاموش کنید، به مراتب عکس بهتری خواهید گرفت. در مواردی هم که نمی‌توانید تشخیص دهید که آیا نور محیط کافی است یا خیر، حتماً یک عکس با فلش و یکی هم با فلش خاموش بگیرید.

نرم‌افزار دوربین خود را ارتقا دهید

ممکن است در قدم اول دایره عملکرد شما در نرم‌افزار دوربین، برای اعمال تنظیمات لازم بسیار کم باشد، ولی می‌توانید از نرم‌افزار های جانبی به عنوان مثال CameraZOOM FX برای سیستم عامل آندروید و یا +Camera برای iPhone استفاده کنید

کیفیت تصویر را کنترل کنید

در شرایطی که قصد ارسال تصویر را ندارید و یا با کمبود حافظه روبرو نیستید، تنظیمات دوربین را بر روی بالاترین سطح رزولوشن قرار دهید.

Stable Shot را روشن کنید

یکی از مشکلات اساسی در عکاسی با دوربین موبایل، لرزش دست در هنگام عکاسی است و اینکه با توجه به اندازه صفحه نمایش موبایل، تشخیص اینکه تصویر تار شده است یا خیر، راحت نیست. شما می‌توانید به جای اینکه در زمان عکاسی مانند یک تک تیرانداز نفس تان را حبس کنید، گزینه Stable Shot را درون تنظیمات دوربین خود فعال کنید تا به کمک شما بیاید. با فعال کردن این امکان، دوربین تا زمانی که دست شما برای یک مدت کوتاه ثابت نشود عکس نمی‌گیرد

تراز سفیدی (With Balance)

در شرایطی که نور محیط مناسب نیست یک لایه رنگی بر روی تصویر پدیدار می شود چرا که دوربین در تشخیص صحیح رنگ ها دچار اشتباه می‌شود.

اولین اقدام شما برای اصلاح این مورد این است که بلافاصله بعد از باز کردن درب دوربین عکس نگیرید و زمانی در حدود ۵ ثانیه به لنز دوربین فرصت دهید تا با نور محیط منطبق شود. اما در صورتی که پس از زمان داده شده، همچنان تصویر کدر به نظرمی رسید، لازم است در قسمت تنظیمات دوربین گزینه مناسب را به صورت دستی انتخاب کنید. معمولا گزینه های نور روز(daylight) و هوای ابری (cloudy) و یا فلورسنت (fluorescent) در بخش تنظیمات کمک خوبی هستند.

تنظیم میزان نور ورودی به لنز (Exposure)

یکی از ضعف‌های اساسی دوربین های موبایل در تشخیش میزان نوردهی مناسب است، مخصوصاً در زمان عکاسی در نور کم. اکسپوژر (Exposur) یکی از بهترین ابزارهایی است که شما برای تنظیم دوربین در نور کم در اختیار دارید. با استفاده از این گزینه می‌توانید میزان نوری که به لنز دوربین وارد می‌شود را افزایش دهید و معمولاً بعد از انجام این کار کیفیت عکس‌های شما به مراتب بهتر خواهد شد.

عکس‌های خود را باز هم بهتر کنید

همیشه از روی صفحه مانیتور کامپیوتر بهتر می‌شود در مورد عکس قضاوت کرد و آن را اصلاح نمود. الان وقت آن است که عکس‌هایی را که گرفته‌اید به کامپیوترتان منتقل کنید و کمی با آن‌ها بازی کنید. برای اصلاح عکس لازم نیست که در کاربا فتوشاپ حرفه‌ای باشید و با نرم‌افزارهای مختلفی این کار قابل انجام است. Gimp ، Paint.net، و یا حتی iPhoto این کار را برایتان انجام می دهد. البته بسیاری از نرم افزارهای موجود بر روی دوربین ها هم این امکان را برای شما فراهم کرده‌اند ولی این کار روی کامپیوتر و صفحه مانیتور با کیفیت دیگری انجام می شود. کمی تغییر در سطح رنگ‌ها تصاویر شما را طبیعی تر می‌کند و گاهی هم تنها با سیاه وسفید کردن یک عکس آن را به یک عکس بسیار خوب تبدیل می‌کنید.

همشهری آنلاین

نویسنده: صدر - یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠

منبع:http://englishgate.ir/?p=1029

 

تفاوت هایی میان  انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوتها جزئی بوده و در اثر یک پارچه شدن دنیای امروز این تفاوتها روز به روز کمتر می‌شوند.

در اینجا با برخی از تفاوتهای میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا می‌شوید.

املای کلمات

انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالیکه آمریکایی‌ها بیشتر سعی می‌کنند کلمات را همانطور که تلفظ می‌کنند بنویسند. علاوه بر این، آنها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف می‌کنند. به مثالهای زیر دقت کنید:

British English American English
colour color
centre center
honour honor
analyse analyze
cheque check
tyre tire
favour favor

اگر چه هر دو نسخه‌ی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً ساده‌تر است.

تلفظ

تلفظ‌ها و لهجه‌های گوناگونی در انگلیسی محاوره‌ای وجود دارد که پرداختن به همه آنها در یک مقاله امکانپذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوتهای اصلی بین دو نوع اصلی زبان انگلیسی،‌ یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره می‌کنیم:

صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعده‌ی آن اینست که حرف r تنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ می‌شود، مانند Iran، British و bring.

آمریکاییها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم می‌شوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/

آمریکاییها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ می‌شود – حرف t تلفظ نمی‌شود.

گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف می‌شوند. بعنوان مثال در هیچ یک از کلمات «secretary» و «tributary» حرف a تلفظ نمی‌شود.

گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد

لغت

در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی بهمراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:

British English American English معنی فارسی
lift elevator آسانسور
trousers pants شلوار
lorry truck کامیون
petrol gasoline بنزین
underground subway مترو
aerial antenna آنتن
rubber eraser پاک‌کن
flat apartment آپارتمان
wardrobe closet جارختی
queue line صف
pavement sidewalk پیاده‌رو
نویسنده: صدر - یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠

شقیق بن ابراهیم گفت: پنج مسئله از هفتصد عالم پرسیدم همه یک جواب دادند.

پرسیدم عاقل کیست؟
گفتند:آنکه دل به دنیا نبندد.

پرسیدم زیرک کیست؟
گفتند:آنکه دنیا مغرورش نکند.

پرسیدم بی نیاز کیست؟
گفتند:آنکه به داده رضا دهد.

پرسیدم فقیر کیست؟
گفتند:آنکه دائم در فکر زیاد کردن است.

پرسیدم بخیل کیست؟
گفتند:آنکه حق خدا را ندهد.

 منبع:کشکول منتظری،ج 2،ص 382.

نویسنده: صدر - یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠

امام سجاد به فرزندش فرمود: با پنج نفر همنشینی نکن:


١- دروغگو 

٢- فاسق

 ٣- بخیل 

۴- احمق

 ۵- آنکه قطع رحم کرده است.

تحف العقول، ص319

نویسنده: صدر - یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠

شخصی از امام علی(ع) پرسید:عددی را به دست من بده که قابل قسمت بر 2و 3و 4و 5و 6و 7و 8و 9و 10 باشد بی آنکه باقی بیاورد.
امام علی بی درنگ به او فرمود:
" اضرب ایام اسبوعک فی ایام سنتک "
یعنی:" روزهای هفته را بر روزهای یک سال خودت ضرب کن"
سوال کننده هفت را در 360 ضرب کرد.حاصل آن یعنی 2520 بر تمام آن اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.

منبع: شرح بهایه به نقل از ترجمه کشکول شیخ بهایی

نویسنده: صدر - شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠


کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود. مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی میکرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …


نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

در دنیا هیچ بن بستی نیست؛ یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت

نویسنده: صدر - شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.
شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.
متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند.
آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود.
اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد.
زنش آن را جابه جا کرده بود.
مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.»

نویسنده: صدر - یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩

اسلام دستور العمل های تربیتی ویژه ای برای دخترها و پسر ها دارد و در برخی موارد به صراحت به دلایلی که اکنون توسط علم دقت و کمال آن ثابت شده است نکات ظریفی را به والدین تذکر داده است که توجه به دختران یکی از این نکات است.تلاش اسلام در جهت یاری والدین برای تربیت صحیح است.

پیامبر گرامی اسلام(صلی‏ الله‏علیه‏وآله) فرموده‏اند: اَلوَلَدُ الصّالِحُ رَیحَانَةٌ مِن رَیَاحِینِ الجَنَّةِ؛ فرزند صالح گلی است از بوستان بهشت. هم‏چنین فرمودند: مِن سَعَادَةِ الرَّجُلِ الوَلَدُ الصَّالِحُ؛ فرزند صالح نشانه خوشبختی فرد است. 

امام‏صادق(علیه‏السلام) نیز فرمودند: مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛ میراث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است. 

نام‏ گذاری شایسته، لزوم تربیت فرزند از سنین کودکی، ضرورت مهرورزی و توجه به عواطف کودکانه، رعایت حدود محبت و اظهار علاقه، توجه عاطفی بیشتر به دختر، آموزش‏های دینی و تقویت مبانی اعتقادی کودک، ارتقاء سطح دانش و معرفت کودک، از مواردی است که اسلام در تربیت کودک بر آن تاکید دارد. 

توجه عاطفی بیشتر به دختران
اسلام بین دختر و پسر فرق نمی‏گذارد و ملاک برتری را در تقوا می‏داند، و خداوند به هر کس بخواهد دختر و به هر کس که خواست پسر می‏دهد. مهم این‏ است که فرزند، سالم و صالح باشد. قرآن کریم می‏فرماید:

«یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ اَو یُزَوِّجُهُم ذُکْرَاناً وَ اِنَاثاً وَ یَجعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیماً اِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛ خداوند به هر که بخواهد دختر و به هر که بخواهد پسر می‏دهد و یا پسر و دختر را با هم به وی عطا می‏کند و آن‏که را بخواهد نازا می‏نماید. به‏درستی‏که او دانای تواناست»۲۰ـ شوری: ۴۹. 

اسلام شدیداً سنت جاهلی اکراه از دختر داشتن را رد می‏کند و بر خلاف افکار ظاهربین که پسر را بیشتر دوست می‏دارند، در بعضی از موارد دختر را برتر از پسر قلمداد می‏کند و دلیل آن را وجود پاره‏ای از ویژگی‏های ذاتی که در درون آن‏هاست، برمی‏شمارد.
رسول خدا (صلی ‏الله‏علیه‏وآله) در این‏باره می‏فرماید:
نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَکاتٌ مُفَلَّیَاتٌ؛ دختران چه فرزندان خوبی هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمت‏رسانی، یار و غمخوار [اعضای خانواده]، بابرکت و پاکیزه کننده [در خانواده برای پدر و مادر ]. وسائل‏الشیعة، ج۱۵ 

و نیز فرموده‏اند:
اِنَّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَی الذُّکُورِ؛ خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران. 

موارد برتری دختران بر پسران 
امام صادق (علیه‏السلام) فرمود:
البَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ البَنُونُ نِعمَةٌ وَ اِنَّما یُثَابُ عَلَی الحَسَنَاتِ و یُسألُ عَنِ النِعمَةِ؛ دختران نیکی و پسران نعمت‏ اند و همانا بر نیکی‏ها پاداش داده و از نعمت‏ها سؤال می‏شود. وسائل‏الشیعة، ج۱۵. 

اسلام با در نظر داشتن روحیات لطیف دختر، به والدین دستور داده که در برخی از رفتارهای خانوادگی مانند تقسیم هدایا، دختران را مقدم شمارند.

نویسنده: صدر - شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩

لقمان حکیم رضى الله عنه پسر را گفت:
امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنویس.
شبانگاه همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛
آنگاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.
دیروقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد.
روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند،
آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد.
روز چهارم، هیچ نگفت.
شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد ونوشته‏ها بخواند.
پسر گفت: امروز هیچ نگفته‏ام تا برخوانم.
لقمان گفت: پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت،
آنان که کم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند که اکنون تو دارى

نویسنده: صدر - جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩

در اسلام دستورات زیادی در مورد سفر و آداب آن وارد شده است که به‌طور مختصر به مواردی از آنها اشاره می‌کنیم:
1.    گفتن بسم‌الله به هنگام سوار شدن
2.    افتتاح سفر با دادن صدقه و خواندن آیه‌الکرسی
3.    کمک کردن به همسفران و کوتاهی نکردن در خدمت به دیگران
4.    انتخاب همسفری که در خرج کردن مانند وی باشد
5.    خوش‌ اخلاقی، حلم و بردباری
6.    برداشتن توشه خوب و فراوان بخصوص در سفر مکه
7.    دعوت از همراهان بر سر سفره
8.    شوخی و مزاح با دیگران
9.    اهمیت به نماز اول وقت
10.    غسل پیش از سفرهای زیارتی
11.    ترک کلام بیهوده، خصومت و مجادله در راه
12.    داشتن وضو
13.    لباس پاک، نو و سفید در سفر زیارتی
14.    عطر زدن و خوشبو بودن
15.    آوردن هدیه و سوغاتی برای خانواده مخصوصاً در سفر حج
16.    رفیق و همراه بودن در تصمیم‌گیری‌ها جز در مورد گناه و نافرمانی خدا.

نویسنده: صدر - جمعه ٢٠ اسفند ۱۳۸٩

-در طول سفر دقت داشته باشید که در همه حال تعادل دمایی بدن را حفظ نمایید بکوشید در نقاط سرد یا گرم، بدن شما تحت تأثیر قرار نگیرد،بدین منظور می توان با استفاده از لباس مناسب، دمای بدن را ثابت نگه داشت.

2-یکی از بیماری هایی که مسافران در طول سفر با آن دست به گریبانند،سوء هاضمه است. علت اصلی سوء هاضمه را می توان بدین گونه بیان کرد که در طول سفر،مسافران از مناطق مختلف گذر می کنند و ناچارند از آب آن مناطق استفاده نمایند.همین امر موجب بروز سوء هاضمه در بسیاری از مسافران شده است.

برای جلوگیری از این مشکل باید مسافران باید مد نظر داشته باشند که از آب جوشیده آن منطقه استفاده نمایند (مخصوصاً در چند روز اول اقامت در هر منطقه) و چنان چه می توانند مقداری آب جوشیده را با خود برداشته و در منطقه بعدی آب جوشیده را با آب آن منطقه مخلوط نموده و از آن آب استفاده نمایید.این دستورالعمل در رفع سوء هاضمه بسیار مفید است.

3-سعی کنید در بین مسیر و محل اقامت،تنها از محل ها و رستوران های مورد اطمینان غذا تهیه کنید و توجه داشته باشید بیشتر از غذاهای پختنی که با آب پخته شده است مانند خورشت ها استفاده نمایید و اگر میل به خوردن کباب داشتید،دل گوسفند که از مکان های مورد اطمینان تهیه شده باشد،نسبت به گوشت های دیگر بیشتر مورد تأیید است،البته به شرطی که روی ذغال پخته شده باشد نه روی شعله گاز.

4-از خوردن غذاهای مانده پرهیز کنید و توجه داشته باشید زمان زیادی از پخت غذاهایی که همراه می برید نگذشته باشد.

5-در محل اقامت اگر میل به میوه داشتید،بیشتر از میوه های همان فصل که مال آن منطقه هست، استفاده کنید.

6-از مصرف هم زمان غذا و میوه پرهیز نمایید.سعی کنید مواد خام را با مواد پخته هرگز مصرف نکنید، مگر سبزی خوردن آن هم اگر تازه و جوان باشد. پیاز تازه، سیر کهنه و ترشی های با سرکه طبیعی را می توانید همراه غذای پخته مصرف نمایید. خوردن سالاد و کاهو و امثال آن در حین یا بعد از غذا مطلقاً ممنوع است.

7-استفاده از کنسروها، کمپوت ها، نوشابه ها و نوشیدنی های کارخانه ای مطلقاً ممنوع هست،چراکه سلامتی را به مخاطره می اندازد. برای تهیه غذا بیشتر از گوشت های تازه استفاده کنید.

8- اگر در محل اقامت شما، فصل ماهی است و می خواهید ماهی تهیه نمایید باید دقت داشته باشید ماهی باردار نباشد یعنی داخل شکمش تخم نباشد. می توانید از ماهی نر استفاده کنید،چرا که گوشت حیواناتی که باردار هستند در زمان بارداری عامل مرض و بیماری است.

9-برای صبحانه مخصوصاً در سفر سعی شود از غذاهای آبکی گرم استفاده گردد مثلاً در قدیم از حلیم، آب گوشت، کله پاچه، سمنو و یا آش استفاده می کردند. یا حداقل از آب جوش و عسل استفاده نمایید و بعد صبحانه میل کنید. هرگز پنیر را با صبحانه میل نکنید که در قدیم ممنوع بوده. پنیر همراه گردو بهترین غذاست اگر در طی روز یا به عنوان شام مصرف شود.

10-افرادی که سرد مزاج هستند سعی کنند از خوردن سردی ها دوری کنند. مثل ترشی، ماهی، ماست، شیر و ...

11-اگر در طول سفر به اسهال دچار شدید برای رفع سریع آن،حداقل 24 ساعت غذای گوشتی نخورید و با خوردن کمی اسفند خود را درمان کنید. اگر بیمار بزرگسال هست یک قاشق مربا خوری و اگر زیر 12 سال باشد یک قاشق چای خوری اسفند را دو وعده در روز در دهان بریزند و با آب قورت دهند. اگر هم توانستند از عرق نعنا نیز استفاده کنند. برای نوزادانی که فقط شیر مادر می خورند،این دستورات را مادر انجام دهد و اسفند را میل کند.برای کودکانی که غذا می خورند یک قاشق مربا خوری اسفند را داخل یک لیوان آب ولرم یا آب جوش بریزید و بعد از ده دقیقه آنرا صاف کنید و از آن آب در طی روز چند قاشق غذاخوری میل کنند تا ان شاء الله اسیر بیمارستان ها نشوند.

12-از فلاکس هایی که داخل آن شیشه است استفاده کنید.اگر جدار داخلی فلاکس فلز باشد مورد تایید نیست،ضمناً فلاکس های پلاستیکی برای نگهداری آب یا غذای داغ، مشکل ساز است و به هیچ وجه مناسب نمی باشند.

منبع: سینای سلامت

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

بیش از یک سوم مصرف انرژی نهایی ما مربوط به مصارف خانگی است که بخش زیادی   از آن را می توان بدون از دست دادن رفاه معمولی ، صرفه جویی کرد. لذا ، مدیریت مصرف برق در خانه وصرفه جویی انرژی هایی که اضافی مصرف می شوند بایستی مورد توجه جدی قرار گیرد ، راهکارها اغلب موضوعات پیش پا افتاده ای هستند ، ولــــی می توانند تاثیرات بزرگی به همراه داشته باشند .

با ساعات اوج بارآشنا شویم :

 بیشترین مصرف از ساعت 20 الی 24   می باشد که معمولا همه در منزل می باشند لذا در این ساعات بخش خانگی بیشترین   مصرف را دارد و مصرف   بهینه برق در این ساعات بسیار باارزش   است   .

 بیشترین مصارف در فصل تابستان از حدود اواسط تیر ماه لغایت اواسط شهریور ماه می باشد

کسب آگاهی نمائید ، ضرر نمی کنید

امروزه تقریباً اکثر وسایل خانگی با برق کار می کنند که برخی از آنها به ویژه دستگاههـای قدیمـی ( یخچالها، ماشین لباسشویی ، خشک کن و غیره ) معمولاً برق زیادی را مصرف می کنند ، ولی این باعث نمی شود که فکر کنیم دستگاههای جدید اساساً کم مصرف هستند. تفاوت مصرف برق بین مدلهای مختلف بعضاَ بسیار زیاد است ، به همین دلیل قبل از خرید وسائل جدید حتماً از چگونگی مصرف برق وکارآیی آن از طریق برچسب انرژی و اینکه آیا دستگاه مورد نظربرای شرایط آب و هوایی محل سکونت شما مناسب است یا خیر، کسب اطلاع نمائید.

در رابطه با محیط خانه و لوازم برقی خانگی توصیه های زیر مفید میباشند :

1- با رنگ آمیزی محیط داخل خانه به رنگ روشن و نصب پرده های تاشو در مقابل پنجره ها که امکان ورود حداکثر نور را می دهد ، از روشنایی روز بیشترین استفاده را ببرید . ضمنا” برای کف خانه از سرامیک ویا موکت های به رنگ روشن که نور را بازتاب می دهند استفاده نمایید.

2- تنظیم نورمناسب در ساعات اوج مصرف برق با حداقل چراغ روشن مورد لزوم

3-استفاده از یک نور عمومی ملایم و تاکید بر استفاده از نور متمرکز( چراغ مطالعه) و خاموش نمودن لامپ های اضافی

 4- برنامه ریزی جهت درس خواندن بچه ها وتشویق به زود خوابیدن ( حتی الامکان ساعت 9 شب) و زود بیدار شدن برای مرور درس هادر صبح روز بعد

5-عدم استفاده ازوسایل برقی پرمصرف مانند  سماور برقی ، اتو، چرخ گوشت ، آب میوه گیری ، ماشین لباسشویی و ....در ساعات اوج مصرف

6-تشویق به استحمام افراد منزل در ساعات اولیه روز( صبح ها) که شروع فعالیت روزانه است (هم باعث شادابی وسلامت خانواده می شود و هم عدم استفاده از سشوار در ساعات اوج بار را به دنبال دارد )

استفاده زیاد از وسایل برقی در ساعات اوج بار باعث اختلال در شبکه و خاموشی و یا صدمه دیدن وسایل می گردد.

لامپ های کم مصرف :

برای دسترسی به روشنائی مطلوب و دارای بازدهی بالا، در داخل منزل حتی الامکان ازلامپ های کم مصرف استفاده نموده و به موقع نسبت به غبار زدایی آنها اقدام فرمایید .

لامپ رشته ای نور را با تلفات زیاد تولیدمی کند و بیش از90 درصد انرژی مصرفــی آن  به حـرارت تبدیـــل می شود در حالیکه لامپ های کم مصرف بدون تولید حرارت عمری بالغ بر 8 تا 10 برابر لامپ های رشته ای دارند .  اگرچه لامپ های کم مصرف گرانتر از لامپهای رشته ای هستند ولی دوام طولانی تر و مصرف کم آنها خیلی زود تفاوت قیمت را جبران می کند .

   لامپ های فلورسنت معمولی ( اصطلاحا” لامپ  مهتابـی) نیز یک لامپ پر بازده است و در مکان هایی که امکان نصب و استفاده از آن مقدور است ، توصیه می شود

 مطـالعه بلند مدت در خصوص وسایل صوتی - تصویری به ویژه تلویزیون هایی که در حالت آماده به کار هستنـد ، نشـان مـی دهد نیمی از استفاده کنندگان از اینگونه وسایل آنها را درحالت آماده به کار قرار می دهند که به دلیل مصرف انرژی در حالت آماده به کار، در سطح کشور باعث اتلاف مقادیر زیادی انرژی الکتریکی خواهد شد ، لـذا توصیـه می گردد از کلید استفاده شود و در زمان های طولانی ، تلویزیون ها را در حالت آماده به کار نگه ندارید .

یخچال و فریزر:

این وسایل تقریباً یک پنجم انرژی را در خانواده مصرف می نمایند. مصرف انرژی این وسایل تا حد زیادی به این بستگی دارد که چه مقدار گرما به درون آنها نفوذ می کند ، که درمقابل بایستی با صرف انرژی بیشتر جبران گردد ، تا به برودتمورد نظر رسیده آنرا حفظ نماید .

1-درهنگام خرید حتما به برچسب انرژی دستگاه توجه نمایید .

2- حجم یخچال و فریزر باید باتوجه به نیاز و تعداد افراد خانواده انتخاب شود . بطور مثال یک یخچال – فریزر 14 فوت برای یک خانواده 2 تا 4 نفری کافی می باشد.

3-یخچال وفریزر را برروی سطح تراز و صاف قرار دهید تا درب یخچال بطور کامل بسته شده و کارکرد درستی داشته باشد.

۴- حتی الامکان یخچال و فریزر را در مکانهائی که گرم نمی شوند قرار دهید . دقت شود که یخچال و فریزر نزدیک اجاق و اجسام گرم و یا در معرض تابش مستقیم خورشید قرار نگیرند .

5-نوار لاستیکی درب یخچال و فریزر را کنترل کنید و در صورت کوچکترین نشتی هوا بلافاصله آنها را تعویض نمایید .

6- مراقب باشید که لوله های  پشتیخچال و فریزر که مخصوص هدایت گرما به بیرون هستند به خوبی در معرض جریان هوا قرار داشته و حداقل 20 سانتی متر با دیوار فاصله داشته باشند . گردگیری لوله های پشت یخچال و فریزر حداقل سالی دوبار انجام شود .

7-تنظیم صحیح ترموستات یخچال و فریزر نقش بسیار مهمی درکاهش مصرف انرژی این وسایل خواهدداشت

لذاتوصیه می شود ترموستات فریزر را بین 15 تا 18 درجه سانتی گراد زیر صفر و درجهترموستات یخچال   را بین 3 تا 4 درجه بالای صفر تنظیم کنید.

8- چیدن مواد به صورت مرتب ودرجای مخصوص در یخچال و فریزر ، باعث می شود که دسترسی به آنها آسان تر بوده و در هنگام گذاشتن یا برداشتن مدت کمتری درب آنها باز مانده و از نفوذ هوای گرم و مرطوب جلوگیری شود.

9- مواد غذایی گرم را ابتدا سرد نموده و سپس در داخل یخچال قرار دهید .

10- مواد غذایی را در فریزر دسته بندی کرده و آنها را طوری در کیسه های فریزر قرار دهید کههوای اضافی داخل آن وجود نداشته باشد.

11- از قراردادن ظرفهای حجیم داخل یخچال خودداری کنید چرا که فضای بی مورد اشغال کرده و به تبع آن باعث افزایش مصرف انرژی خواهد شد.

12- در اثر آب موجود در موادغذایی ویا بخار هوا ، در یخچال و فریـزر بـرفـک ایجـاد می شود و هرچه برفک بیشتر شود مصرف انرژی نیز بیشتر می گردد . بنابراین برفک های یخچال و فریزر را بطور منظم و در مقاطع زمانی مناسب پاک نمایید .

13- باز وبسته کردن بیهوده درب یخچال و فریزر باعث افزایش مصرف انرژی ی شود.

14- پس ازهر بار شستشوی داخل یخچال ( مخلوط آب نیم گرم و جوش شیرین ) برای یکنواخت شدن دمای داخل یخچال – فریزر باید چند ساعت با در بسته کار کنند.

 ماشین لباسشویی

ماشین لباسشویی را بایستی همیشه با ظرفیت کامل بکار گرفت . هرچند بعضی از مدل های جدید دارای سیستم کنترل آب و مصرف برق متناسب با مقدار لباس ها می باشند ، ولی استفاده از ظرفیت کامل با صرفه تر است . برای لباس با آلودگی معمولی ، دمای 60درجه سانتیگراد کافی است .

1- ظرفیت ماشین لباسشویی را متناسب با تعداد افراد خانواده انتخاب کنید.

2- در زمان انتخاب و خرید ، توجه داشته باشید که ماشین لباسشویی به سیستم خودکار تعیین مقدار مناسب آب به ازای لباس مجهز باشد.

3- استفاده از لوله کشی آب گـرم محـل مسکـونی در ماشین لباسشویی درکاهش مصرف انرژی بسیار مفید دو ورودی آب استفاده نمایید .

4- سرعت سانتریفوژ اگر چه در قیمت تاثیر دارد ولی در مصرف برق تاثیری ندارد لذا چنانچه پس از شستشو به یک خشک کن نیاز دارید ، لازم است ماشینی با سرعت بیشتر از 800 دور در دقیقه را انتخاب کنید.

5- بعضی ازماشینهای لباسشویی به برنامه زمانی شروع برنامه شستشو بعد از زمان اوج بار مجهزند. چنانچه ماشین لباسشویی شما این امکان را ندارد به منظور عدم آسیب رسانی به دستگاه و کمک به شبکه سعی نمایید در ساعات غیراوج بار از دستگاه استفاده نمایید .

6- از لباسشویی وقتی استفاده کنید که لباس کافی برای شستن داشته باشید.

7- حتی الامکان بجای استفاده از خشک کن ماشین لباسشویی از هوای آزاد برای خشک کردن استفاده کنید.

خشک کن لباس :

۱- خشک کن چگالشی نسبت به خشک کن با جریان هوا ، 10% بیشتر برق مصرف می کند.

۲- توجه داشته باشید که خشک کن شما مجهز به رطوبت سنج باشد بدین ترتیب تا زمانی دستگاه کار می کند که در رختهای شستنی رطوبت وجود داشته باشد 

ماشین ظرفشویی :

1- در هنگام خرید ماشین ظرفشویی حتماً به برچسب انرژی آن دقت فرمایید.

2- متناسب با تعداد اعضای خانواده نسبت به انتخاب ماشین ظرفشویی اقدام نمایید.

3- به شاخص های مصرف انرژی از جمله به نسبت تعداد ظرف و دوره شستشو و نیز لیتر آب مصرفی به نسبت تعداد ظرف و دوره شستشو توجه نمایید

4- اگر به آب گرم دسترســـی دارید ماشین ظرفشویی را به شبـکه آب گرم متصـل نماییـــد ( دمای آب گرم از 55 درجه سانتیگراد تجاوز نکند )

کولرهای آبی و گازی

1- ظرفیت برودتی کولرها باید متناسب با فضای مورد استفاده و شرایط آب و هوایی ( از لحاظ دما و رطوبت ) باشد و کولرهای بزرگتر تنها منجر به اتلاف انرژی الکتریکی می شوند.

2- از کولرهای آبی برای مناطق معتدل و از کولرهای گازی برای مناطق گرم و مرطوب استفاده کنید.

3- کانال کشی کولرها را از کوتاهترین مسیر انجام داده و حتماً می بایست بوسیله عایق کاری با پشم شیشه یا دیگر عایقها از هدر رفتن سرما در مسیر انتقال ، جلوگیری شود.

4- هرساله نسبت به تعویض پوشالهای کولر اقدام کنید و پیش از فصل گرما نسبت به سرویس آن اقدام نمایید .

5- نصب سایبان برروی کولرها در پشت بام ها در صرفه جویی انرژی موثر است .

6- از روشن نگه داشتن دائم کولر خود داری کنید و سعی کنید حتماً از ترموستات برای کنترل درجه حرارت محیط استفاده نمایید .

7- حتی الامکان از سرمایش موضعی استفاده کنید ، یعنی دریچه فضاهایی که مورد نیاز نیستند را مسدود کنید ، با این کار زمان استفاده از کولر کاهش می یابد .

8- کولرهای گازی از پرمصرف ترین وسایل خانگی هستند ، بنابراین اگر ضرورتی به استفاده از آن وجود ندارد در استفاده از آنها خودداری نموده و زمان استفاده از آن را به ساعات غیراوج بار برق منتقل نمایید.

9- کولـرهایگازی دارای ترموستـات تنظیم دما هستند . تنظیم دمای مناسب آن در فصلهای گرم سالبین 22- 18درجه سانتی گراد است که بهترین درجه برای محل سکونت است .

10- نصب کندانسور های گازی در سایه باعث جلوگیری از اتلاف مقدار قابل توجهی انرژی خواهد شد.

11- درصورت امکان کولرهای گازی را در مسیر باد نصب کنید ، زیرا باعث کاهش فشار برکولر و افزایش بازدهی و کاهش مصرف انرژی خواهدشد.

12- برای جلوگیری از خروج سرما ، اطراف پنجره ها و درها را با نوارهای درزگیری عایق نمایید.

13- در ساعات اوج بار از این وسایل پرمصرف استفاده نکنید .

 

معاونت برنامه ریزی - دفتر مدیریت مصرف برق

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩


Apple
اپل: میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل، سیب بود و بنابراین اسم شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.

 

Adobe
اسم رودخانه ای که از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناک، عبور می‌کند.


Google
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌کنند که این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

 

Cisco
مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو است که یکی از بزرگترین شهرهای امریکا است.

 

HP
این شرکت معظم توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاکارد تأسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر یا خط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب در آمد.

 

Hotmail
این سایت یکی از سرویس دهندگان پست الکترونیکی به وسیله صفحات وب است. هنگامی که مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب کند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الکترونیک به کلمه mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نیز تأکید شود Html بنابراین این نام را انتخاب کرد.

 

Microsoft
MICROcomputer SOFTware
نام شرکت ابتدا به صورت بالا نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد.که مخفف است. دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس مؤسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میکروکامپیوترها تأسیس کرد.

 

Intel
INTergrated Electronicss
از آنجایی که این شرکت از بدو تأسیس با تأکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد نام آن را یا به طور مختصر INTEL نهادند.

 

Motorola
شرکت موتورولا با هدف درست کردن بی سیم و رادیوی اتومبیل کار خود را آغاز کرد. از آنجاییکه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شرکت victoria بود مؤسس این شرکت یعنی آقای پال کالوین نیز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی کلمه موتور نیز به نوعی در اسم شرکتش وجود داشته باشد.

 

Oracle
مؤسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شرکت روی پروژه‌ای برای CIAA کار می‌کردند . این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند جواب تمام سؤال‌های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است. این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تأسیس کرده و آن را به همین اسم نامگذاری کردند.

 

Red Hat
مؤسس شرکت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد . زمانی که اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای کاربری، درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده بود.

 

Sony
از کلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.

 

Standford University Network
این شرکت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. ومخفف عبارت بالا می‌باشد.

 

Xerox
کلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشک است و این برای تکنولوژی کپی کردن خشک در زمانی که اکترا کپی کردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می‌گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود.

 

Yahoo
این کلمه برای اولین بار در کتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت «جری یانگ» و «دیوید فیلو» نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فکر می کردند خودشان هم این طوری هستند!

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

در مداد پنج صفت نهفته است که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمر در دنیا به آرامش می رسی...

صفت اول: می توانی مطالب مهم را با آن بنویسی ، اما هرگز نباید فراموش کنی که اراده ای ما فوق دست تو وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند وآن اراده خداست. امید است که آنچنان معرفتی یابی که همیشه مورد عنایت او واقع شده و  تورا  در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود کمی سختی تحمل نمایی اما در عوض مدادت تیز تر شده و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و دقیق تر گردد، پس با تحمل رنج انسان برتری می شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم ، بدان که تصحیح یک خطا کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری ، لازم است.

صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، مغزی اهمیت دارد که داخل پوسته است. پس همیش مراقب باطن خویش باش!

و پنجمین صفت: مداد همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی اثری به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

کریگ هارپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است.

 در 25 سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده است.
 
این شما و این هم 40 توصیه کریگ هارپر. بخوانید و قضاوت کنید:

1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.
2) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.
3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.
4) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.
5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.
7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.
8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.
9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.
10) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.
11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.
12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.
13) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.
14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.
15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.
16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.
17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
18) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.
19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.
20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.
21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.
22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.
23) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.
24) ارتباط گره های خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.
25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.
26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.
27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.
28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.
30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.
31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.
32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.
33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.
34) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.
35) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.
36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.
37) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.
38) وقتشان و انرژیشان را روی وضعیت هایی که از کنترلشان خارج است صرف نمی کنند.
39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.
40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند
نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)

آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)

ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)

استونی: راه شرقی (ژرمنی)

اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)

اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)

افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)

اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)

الجزایر: جزیره ها (عربی)

السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)

اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)

انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)

اوروگوئه: شرقی

اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)

ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)

ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژه «آریا» به معنی نجیب و شریف

ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)

ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)

بحرین: دو دریا (عربی)

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)

بلژیک: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده

بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود

بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)

بوتان: تبتی تبار

بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوئه: این سوی رودخانه

پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی دری)

پاناما: جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)

پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)

پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تاجیکستان: سرزمین تاجیک ها (فارسی دری)

تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده

تایلند: سرزمین قوم تای

ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)

ترکیه: سرزمین قوی ها (ترکی با پسوند عربی)

جامائیکا: سرزمین بهاران

جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)

چاد: دریاچه (زبان بورنو)

چین: سرزمین مرکزی (چینی)

دانمارک: مرز قوم "دان"

دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)

روسیه: کشور روشن ها، سپیدان

روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی

رومانی: سرزمین رومی ها

زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)

ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)

سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)

جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان

سوئد: سرزمین قوم "سوی"

سوئیس: سرزمین مرداب

سودان: سیاهان (عربی)

سوریه: سرزمین آشور (سامی)

سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی/ برف

عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)

عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

فنلاند: سرزمین قوم "فن"

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی

قزاقستان: سرزمین کوچگران قزاقی

قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)

کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی "ایروکوئی"

کلمبیا: سرزمین کلمب (کریستف کلمب) (اسپانیایی)

کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)

کویت: دژ کوچک هندی (عربی)

گرجستان: سرزمین کشاورزان (یونانی)

لبنان: سفید (عبری)

لهستان: سرزمین قوم "له"

لیبریا: سرزمین آزادی

مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)

مراکش: مغرب

مصر: شهر، آبادی

مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)

مکزیک: اسپانیای جدید (اسپانیایی)

موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)

میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک فراسوی

نروژ: راه شمال

نیجر: سیاه (لاتین)

نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)

نیکاراگوئه: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)

واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان (اتروسکی)

ونزوئلا: ونیز کوچک

ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی (ویتنامی)

ویلز: بیگانگان (ژرمنی)

هلند: سرزمین چوب آلمانی

هند: پر آب (فارسی باستان)

هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)

یمن: خوشبخت

یونان: سرزمین قوم "یون
نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

تَبْریزْ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال غرب کشور بوده و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود. تبریز به دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانه‌های مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به ‌شمار می‌رود و به دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود. این شهر قطب صنعت خودروسازی و قطعه‌سازی کشور بوده و با تولید سالانهٔ ۱۶ هزار دستگاه موتور دیزل، به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکنندهٔ این نوع دستگاه در سطح منطقهٔ خاورمیانه شناخته می‌شود. تبریز با ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد.

اولین چاپخانه، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد، اولین پستخانه و اولین خط انتقال پست و... در تبریز بوده‌اند و به‌ همین علت، تبریز شهر اولین‌ها نامیده می‌شود. در ذیل توضیحات بیشتری در مورد اولین های تاریخ ایران در تبریز را می خوانید ...

:: چاپ و چاپخانه


در مورد اینکه چه کسی ابتدا چاپخانه را در ایران دایر کرد اختلاف است اما اولین چاپخانه سربی با حروف فارسی و عربی توسط میرزا زین العابدین تبریزی در تبریز دایر شد. اولین کتاب منتشر شده توسط این چاپخانه رساله جهادیه میرزاعیسی خان قائم مقام بود. این چاپخانه در سال ۱۲۴۵ تعطیل شد. در آن زمان هنوز واژه چاپ متداول نشده بود و به این دلیل آن را باسمه‌خانه، بصمه‌خانه، مطبعه، دارالطباعه و دارالطبع می‌نامیدند.
بعد از دایر شدن چاپخانه سربی در تبریز، اولین روزنامه شهرستان‌های ایران به نام "روزنامه ملتی" نیز در تبریز منتشر شد که خبری از آن در شماره‌های سال ۱۲۷۵ هجری قمری وقایع اتفاقیه دیده می‌شود.
راجع ‌به محل چاپ اولین قرآن در ایران اختلاف نظر وجود دارد. به ‌عقیده برخی از مورخین در اواسط سال‌های ۱۱۹۹ هجری شمسی قرآنی توسط میرزاحسین خطاطی شده و توسط میرزا اسدالّله لیتوگرافی (چاپ سنگی) شد، در حالی که کمی قبل از آن میرزا عبدالوهاب به سال ۱۱۹۵/۱۱۹۶ هجری شمسی قرآنی را چاپ کرده بود. گزارش تاریخی دیگر حاکی از آن است که از بین چاپ‌های قرآن که با استفاده از روش لیتوگرافی انجام شده‌اند، اولین در سال ۱۲۱۲ هجری شمسی در تبریز انجام شد.

:: کتابخانه


کتابخانهٔ عمومی تربیت، نخستین کتابخانهٔ دولتی ایران است که در سال ۱۳۰۰ به همت محمدعلی تربیت در شهر تبریز ایجاد شد. این کتابخانه در ابتدا "کتابخانه و قرائتخانهٔ عمومی معارف" نامیده می‌شد که بعدها به احترام بنیانگذار آن، تربیت نامیده ‌شد. در سال ۱۳۳۵ به علت کمبود فضای مطالعه، کتابخانهٔ ملی تبریز تأسیس شد که نسخه‌های خطی کتابخانهٔ تربیت پس از انقلاب به آن منتقل شده ‌است. همچنین وقف‌نامه ربع رشیدی که اولین اثر ثبت‌شدهٔ ایران در حافظهٔ جهانی است، در این کتابخانه نگهداری می‌شود.

:: سینما


اولین سینمای عمومی ایران، به نام سینما سولی (خورشید) در سال ۱۲۷۹ در سالن نسبتاً بزرگی در طبقه دوم آموزشگاه کاتولیک فرانسوی در جنب کلیسای کاتولیک‌ها توسط آنان در تبریز تأسیس شد. تاسیس نخستین سالن سینمای عمومی تهران توسط میرزا ابراهیم خان صحاف باشی در سال ۱۲۸۴ به چهار سال بعد مربوط است.

:: مدرسه


نخستین مدرسه تحصیلات ابتدایی به شیوه نوین در ایران توسط میرزا حسن رشدیه در ششگلان تبریز بنیاد نهاده شد. میرزا حسن رشدیه در جوانی به بیروت رفت و در آنجا روش آموزش در دبستان‌ها را بررسی کرد پس از آن عازم استانبول شد آنگاه به مصر سفر کرد و پس از بازگشت به تبریز دبستانی به شیوهٔ آنها تاسیس کرد. مدرسه مموریال نیز از مدارس قدیم شهر تبریز است که توسط آمریکایی‌ها اداره می‌شد.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
دیپلم ولیقلی دیلفانیان از مدرسه مموریال تبریز


:: کودکستان و مدرسه کر و لال‌ها

نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر و لال‌های ایران نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد. جبار باغچه‌بان ابتدا در تبریز کودکستانی را تحت عنوان "باغچه اطفال" دایر کرد و به این دلیل خود را باغچه‌بان نامید. صمد سرداری‌نیا در کتاب "مشاهیر آذربایجان" در شرح زندگانی جبار باغچه‌بان می‌نویسد:
مدرسه کر و لال‌ها را جبار باغچه‌بان در سال ۱۳۰۳ با وجود مخالفت‌های زیاد از جمله رییس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد. این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه‌بان در کوچه انجمن در ساختمان معروف به عمارت انجمن تأسیس شد.
جبار باغچه‌بان اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است. او از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواری‌های وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتاب‌های ویژه کودکان را با نقاشی‌هایی که خود می‌کشید آغاز کرد. یکی از کتاب‌های وی با عنوان "بابا برفی" توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com
جبار باغچه بان



ادامه مطلب ...
نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، آزاد  است

.

.

ولی

.

.

راه به جائی نخواهد برد 


نویسنده: صدر - دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩

1. آلبرت اینشتین (Albert Einstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

2. توماس ادیسون (Thomas Alva Edison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!


ادامه مطلب ...
نویسنده: صدر - یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩

به گزارش سرویس حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس ، آن چه خواهید خواند متن بخشی از سخنرانی سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی فرمانده نیروی زمینی سپاه است که در جمع نیروهای لشکر 31 عاشورا بیان ایراد شده است:

بدون هیچ شکی همواره آقا مهدی عزیز و حمید آقا سرافراز و علی تجلایی و همه شهدای این لشکر نظاره گر اعمال ما هستند، بخصوص بر این لشکر که مردان بزرگی در آن فداکاری کردند و شهید شدند. لشکری که آقا مهدی سرافراز و مظلوم در آن سختی کشید و برای پیروزی این لشکر خون‌های زیادی ریخته شد. از آغاز لشکر تا عملیات بدر، لشکر، دوران پر از حماسه دارد و بعد از آن دورانی است که آقا مهدی شهید شده و لشکر در وضعیت دیگری قرار گرفت...
به خانواده مهدی مراجعه کنید واقعاً ببینید که مهدی کی بود. عظمت لشکر عاشورا را باید از ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی مهدی بر گرفت و در حمید و علی تجلایی و بقیه شهدا خلاصه کرد. واقعاً مهدی یک انسان فوق‌العاده بزرگی بود. من هر روز، روزی نیست - در محضر خدا دارم صحبت می‌کنم - که از چند شهید بخصوص دو شهید همواره یادی نبرم، یکی از آن شهدا مهدی است و همواره مهدی را در رفتار خودم، در زندگی خودم نظاره گر بر اعمال شخصی خودم و مسئولیت‌های خودم می‌دانم و شما بچه‌های لشکر عاشورا بدانید که اگر آقا مهدی بر اعمال ناظر هست، بر لشکر بیشتر ناظر است، بر اعمال تک تک شماها که شاکله این لشکر پرافتخار و پر شهید را تشکیل داده اید.

شهید احمد کاظمی - فرمانده لشکر نجف اشرف در کنار شهید مهدی باکری،  فرمانده لشکر 10 عاشورا

شهید احمد کاظمی - فرمانده لشکر نجف اشرف در کنار شهید مهدی باکری، فرمانده لشکر 10 عاشورا


چه می‌کنید؟ برای راه آقا مهدی چه تلاشی می‌کنید، برای حفظ عظمت مهدی و حمید و همه شهدایی که از این سرزمین پرافتخار شهید شدند. چه تلاشی دارید می‌کنید که این تلاش دو صورت دارد، یک تلاش بر می‌گردد به خودمان که ما ماهیتاً چه داریم می‌کنیم، در قلب و رفتار ما چه دارد می‌گذرد، یکی هم در رابطه مسئولیتی است که به ما سپرده شده است، قطعاً اگر خدای ناخواسته ما در راهی و مسیری که در راه و مسیر مهدی و شهدا و راه خدا نباشد، قدم برداریم، اولین کسی که در پیشگاه خداوند سرش زیر می‌شود، آقا مهدی و حمید است، چون رفتار شماها، رفتار ماها، باعث مباهات شهداست. باعث مباهات آقا مهدی است، یعنی آقا مهدی در محضر خدای متعال این افتخار را دارد که این لشکر جاودانه اثر آقا مهدی ست. اگر خدای نکرده در بین ماها و بخصوص شماها که شاکله این لشکر را شکل داده اید عملی انجام بشود که آن عمل خلاف امر خدای متعال باشد، آقا مهدی سر به زیر خواهد شد و ناراحت خواهد شد و ما پاسخی نداریم بدهیم و قطعاً بسیار سخت و ناگوار خواهد بود. این یک مسئولیت، که همواره ماها که مهدی و مهدی‌ها و لشکر عاشورای پرافتخار را در زمان حماسه و ایثار درک کرده‌ایم متوجه خودمان باشیم چه داریم می‌کنیم؟
در راه کمال و سربلندی چقدر قدم بر می‌داریم، در راه پیشرفت و نزدیک شدن به خدای متعال چقدر تلاش می‌کنیم و خدای نکرده راه خسران را چگونه طی می‌کنیم، این یکی از موضوعات بسیار مهم و مرتبط همیشگی ما با شهداست و آقا مهدی باکری همواره بر این موضوعات نظاره گر است و شکی هم بر این نیست. اعمال خوب و شایسته شما باعث سرافرازی آقا مهدی است، آقا مهدی را در پیشگاه خداوند سرافراز می‌کنید، هرچه عمل شایسته انجام بدهید، هرچه رشد بکنید. هر چه قلب هایتان بزرگ باشد، هر چه خودتان را به خدای متعال نزدیک بکنید، هرچه به سوی نور و کمال به پیش بروید باعث مباهات شهدا هستید. و دست آقا مهدی را پر می‌کنید، قدرت شفاعت آقا مهدی را می‌برید بالا که انشاءالله امیدوارم شماها از جنس باشید.
من لشکر عاشورا را به خوبی خوب می‌شناسم، من در مسائل درونی آقا مهدی آگاهی زیادی داشتم و از سختی‌های آقا مهدی مطلع بودم. مهدی همه چیز برایش فراهم نبود که فرماندهی بکند، مهدی را می‌شناسید، همه تان می‌شناسید.
شهید کریم طریقت یک جوان بیست و چند ساله بود تازه ازدواج کرده بود و خدا یک بچه بهش داده بود، دو، سه روز مانده به شهادتش در عملیات والفجر 8 آمد پیش من گفت که من دیگر نمی‌توانم دوری آقا مهدی را تحمل بکنم. و از تو که دوست آقا مهدی هستی می‌خواهم که دعا بکنی و از آقا مهدی بخواهی که مرا ببرد و همین اتفاق هم در عملیات والفجر 8 افتاد. ببینید برادرها! این رابطه هست.
من لشکر 31 عاشورا را خیلی خیلی خوب می‌شناسم، از گذشته تا حالا، پس این لشکر بعضی جاها فرق دارد، لشکرها بعضی هایشان با هم فرق دارند، این لشکر وجه تمایزی دارد چون مهدی مظلوم بود، چون مهدی خیلی فداکار بود، چون مهدی خیلی ایثارگر بود، مهدی باکری نمی‌خوابید یا اگر می‌خوابید خیلی کم می‌خوابید، مهدی غذا نمی‌خورد، اگر هم می‌خورد خیلی کم می‌خورد، مهدی باتمام وجودش کنترل می‌کرد که آیا لشکر غذا خورده، لشکر مسائلش حل شده و بعد خودش از کمترین‌ها استفاده میکرد، رابطه من با آقا مهدی را خوب می‌دانید. پس براین لشکر رعایت خیلی مسائل لازم‌تر است که یکی از این موضوعات مربوط به خود شماها بود که گفتیم، پس برادرهای عزیز همواره خودتان را در محضر خدای متعال و آقا مهدی و حمید و بقیه شهدا بدانید، بعد ببینید چه می‌کنید، قطعاً من می‌توانم قسم بخورم، آنهائیکه آن افرادی که با آقا مهدی مرتبط بودند و خیلی نزدیک بودند، اگر خدای ناکرده عمل غیر شایسته‌ای بکنند، یا شب اول یا شب دوم مهدی می‌آید سراغش، می‌گوید فلانی تو نکن. تو از مائی و همه شماها از آقای مهدی هستید، روح مهدی بر این لشکر و این لشکر متعلق به آقای مهدی است که در جنگ شهید شدند.
حمید و علی و همه اینها.
دوم، لشکر شما دارای یک نقش فوق‌العاده حساسی است، که همواره اقدامات شما باید اقتدارگرا، بازدارنده و پیش برنده باشد، یعنی لشکر عاشورا به مانند عقابی تیزچنگ، هوشیار، پرنشاط، بالنده در خروش باشد.
به فکر این باشید که این لشکر باید قهرمان باشد و این منطقه، در خودش یک لشکر قهرمان باشد و این منطقه، در خودش یک لشکر قهرمان پرنشاط و بالنده همیشگی دارد و انقلاب اسلامی به این لشکر افتخار می‌کند و شما تشکیل دهنده این لشکر و اداره کننده این لشکر هستید، با وجود شما در منطقه شمالغرب هیچگونه حادثه‌ای بر جمهوری اسلامی نباید اتفاق بیفتد. شما بودید که دشمن را زیر پای خودتان خرد کردید، خمیر کردید.
نگاه ما، به افراد اینجا نگاهی است به مانند مهدی باکری، امروز که این مسئولیت به عهده بنده گذاشته شده است، نگاهم به بچه‌های خوب، مومن و باتقوا است. محور انتخاب ما معنویت و آنهائیکه دلشون با شهداست می‌باشد آنها که اینجوری هستند عرضه دارند. آنها که اینجوری هستند به پیش می‌برند، باید دست تان را بدهید به دست هم، به بنده که همرزم فرمانده شما و افتخار شما آقا مهدی بودم کمک کنید و لشکر قدرتمندتر، پویاتر، با نشاط‌تر از گذشته باشد و این خواسته من از شماهاست که دل بدهید.
همه این چیزها، برادرها، همه این ساز و کار و تانک و توپ، همه اینها هیچ مفهومی ندارد، الا اینکه "دل " بالای سر آنها باشد، دلی که بر گرفته از خدای متعال باشد، دلی که سپرده شده باشد به حضرت مهدی(عج)، دلی که بتپد برای آن دلی که تپید دل مهدی و جانش را داد در آن راه، راه حسین، راه حسین شهید، راه فرزند زهرا، ما از آن جنسیم، ما آن لباس را به تن کردیم و ما آن نیت را کردیم. معنویت قوی، فارغ شدن از این دنیای بی ارزش، من نمی‌گویم زندگی را رها کنید، زندگی را باید به حد خودش به پیش برد ولی ما نباید اهل اینجا نیستیم، ما اهل جایی دیگر هستیم، باید برای آنجا خیلی تلاش بکنیم، دل‌ها را بسپارید به خدای متعال، متوسل شوید به ا ئمه اطهار، به امام حسین شهید عزیز، پرچمدار این حرکت ما و افتخار بکنید که ما سربازان فرزند او حضرت مهدی(عج) هستیم و امروز زیر پرچم حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای داریم این لشکر را، این سپاه را، این سازمان را اداره می‌کنیم، که تحویل بدهیم به حضرت مهدی انشاءالله.
مسئله سوم، سپاه و نیروی زمینی قهرمان و شهید داده قدرتمند که برگرفته از قدرت لایزال الهی است، باید زیباترین باشد. آحاد این نیرو باید زیباترین باشند، بهترین باشند، قدرتمندترین باشند. باید ما بهترین‌ها باشیم. ببینید که چه بهترینه، سربازها توی سازمان ما لذت ببرند از زندگی باما، سربازها باید در کنار ما از امنیت روحی و روانی برخوردار باشند، سربازها باید عدالت ما را ببینید، و مسئله چهارم در پادگان‌های ما باید به روی مردم، به روی بسیجی ها، به روی این قهرمان‌هایی که انقلاب و اسلام را بیمه کردند و باعث مباهات هستند برای همه، باز باشد. ما باید کاری بکنیم که بسیجی‌ها عجین باشند همواره در سازمان ما، باید این لشکر را مأمن خودشان بدانند. مثل جنگ که با چه مشکلی با بسیجی‌ها اداره کردیم. الان هم باید بیایند، بایستی پیوند و گره زندگی ما و روحیه ما باید با بسیج باشد. بسیج توده مردم است بسیج یک ارتباط بی واسطه‌ای است با خدا. بسیج برای رضای خدا می‌آید، هیچی ندارد و این یک نکته اتصال مهمی است، این قدرت لایزال الهی است. ما به هیچ وجه نباید کاری بکنیم که از این قدرت کم بهره‌مند شویم، باید خیلی بهره زیادی ببریم باید نسبت به این موضوع تلاشی زیادی بکنیم.
عزیزان، دوستان، همرزمان به شما عرض می‌کنم، عامل بازدارندگی، قدرت و آمادگی ماست، اگر در پی این هستیم که چه دفاع جانانه بکنیم، دفاع جانانه قبل از آغاز رزم است اگر ما آماده بودیم، اگر ما قدرتمند بودیم، اگر ما با صلابت بودیم، اگر ما خودمان را حفظ کردیم، اگر در مقابل حوادث روزگار و توفان‌های سخت به سمت نفس و دنیاطلبی نرفتیم و خودمان را حفظ کردیم، هیچ جنگی اتفاق نمی‌افتد. پارامترهایی که دشمن برای آن حساب می‌کند و تدارک می‌بینید، رفتار ماست نسبت به خودمان، آیا ما محکمیم، آِیا شیطان روی ما مسلط شده؟ آیا ما به دنیا .وصل شده ایم؟ آیا زیبایی های دنیا ما را در ربوده؟ چیزی که تا حالا دشمن را شکست داده، روحیه جهادی ما بوده، برادرها! این یک اصل هست، باید برای این اصل، اگر می‌خواهیم جنگی اتفاق نیفتد، اگر می‌خواهیم دشمن را قبل از هر اقدامی شکست بدهیم ما باید خودمان را در این راه محکم بکنیم، که به این می‌گوئیم حرکت بازدارندگی؟ حرکت بازدارندگی از خود فرد شروع می‌شود و می‌آید در سازمان تجلی پیدا می‌کند، دشمن اگر بخواهد بیاید سراغ ما باید جایی بیاید که با ما دست و پنجه نرم بکند، اگر با ما کاری داشته باشد و ما باید آنی باشیم که دشمن ببیند که هزاران بمب هم به این سرزمین بزند، هیچ اثری ندارد، الان ما بایستی خیلی هوشمند باشیم. خیلی آماده باشیم، خیلی قدرتمند باشیم، هدف و منظور ما این هست که گردان‌ها قوی، تیپ‌های قدرتمند، لشکر پاسخگو داشته باشیم این تو دهن دشمن خواهد زد. که این میسر نخواهد شد الا به اینکه ما دلهایمان را بسپاریم به خدا و توکل به خدا بکنیم، متوسل بشویم به ا ئمه اطهار و قطعاً شهدا هم به کمک ما خواهند آمد. همان تعریفی که در جنگ برای ما می‌کردند در ظهور حضرت مهدی شهدا می‌آیند، برادرها، همیشه شهدا، هستند، در ظهور حضرت مهدی، شهدا عینیت پیدا می‌کنند، صف شما، صفی است که در آن شهدا هست، فراموش نکنید، شماها همان شهدا هستید، شماها همان یاران شهدا هستید، در این راه و این فکر قدم بردارید و به پیش بروید، ان شاءالله که موید، موفق و سرافراز باشید.
تبریز - 1384

ویژه نامه دفاع مقدس در خبرگزاری فارس

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩

بسم الله الرحمن الرحیم
شیطان و نفس در جبهه بیشتر از پشت جبهه زور می‌زنند تا انسان را از خداوند دور نمایند کسی که در جبهه تابع نفس باشد در موطن خودش گمراهیش حتمی است و خوشا بحال مؤمنی که با اتکا به عبادات و تزکیه و صداقت و اجرای دقیق احکام الهی بطور همیشه از بند شیطان رهایی یابد و به توبه خو. التماس دعا دارم که خداوند همه را بخصوص خودم را از شر نفس رهایی بخشد و آنچه تا کنون در جبهه دیده‌ام همین مطلب است و بس و گرنه جنگیدن با شیطان خارج از جسم (کفار) آب خوردنی بیش نیست.
26/11/61 التماس دعا حمید باکری

یادداشتی از شهید حمید باکری جانشین فرماندهی لشکر 31 عاشورا

نویسنده: صدر - شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩

سوال: حکم استفاده از عمل جراحی پلاستیک برای زیبایی چیست؟

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر موجب ضرر قابل اعتنا و چشمگیر نباشد، فی نفسه منعی ندارد.‎ ولی توجه داشته باشید به‌طور کلى عمل جراحی زیبایی درمان بیماری محسوب نمی‏شود و نگاه کردن و لمسِ حرام به خاطر آن جایز نیست. مگر در مواردی که برای درمان سوختگی و مانند آن و ضرورى باشد و پزشک مجبور به لمس و نگاه کردن باشد و مراجعه به پزشک مماثل حاذق و متخصّص غیرممکن و یا خیلى سخت باشد.

آیت الله مکارم شیرازی:در صورتى که آمیخته با حرام یا ضرر مهمّ دیگرى نباشد ذاتاً اشکالى ندارد، ولى چنانچه مستلزم حرامى باشد (مانند لمس و نظر حرام) تنها در صورت ضرورت جایز است.

آیت الله نوری همدانی: اگر در جراحی مذکور غرض عقلائی داشته باشد و اسراف نباشد، اشکال ندارد.

آیت الله سیستانی: فی نفسه اشکال ندارد.

همچنین 2 تن از مجتهدین و مدرسین حوزه علمیه این گونه پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: از نظر ما جایز نیست.

آیت الله سید محمد شاهرودی: فی نفسه جایز است. لکن باید از تماس با نامحرم و نگاه اجنبی و محرمات دیگری که ممکن است همراه آن صورت گیرد، اجتناب نمود.

نویسنده: صدر - جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩

وزی در محضر آیت‌الله بهجت بودم که فردی خدمت ایشان رسید و گفت: بنده عادت کرده‌ام که قبل از غذا خوردن، به جای اینکه اول بگویم «الحمدلله»، ابتدا از پدر و مادر خود تشکر و سپس شکر خدا را انجام می‌دهم؛ آیا این عادت صحیح است؟! که آیت‌الله بهجت در پاسخ فرمود «صحیح است آقا! صحیح است آقا! انجام بدهید!» بنابراین شکر خداوند، بدون شکرگزاری از پدر و مادر میسر نیست.

آیت‌الله قرهی

یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند «خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند» است.

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩

همى بشنو که گوید هاتفى دنیا به یک ارزن نمى ارزد

به یکدم عمر این چندین ، به بر چیدن نمى ارزد

 

 

همى بشنو که گوید هاتفى دنیا به یک ارزن نمى ارزد

به یکدم عمر این چندین ، به بر چیدن نمى ارزد

 

به گل چینان این گلشن همى گوید چنین هاتف

که این گلزار و این گلشن ، به گل چیدن نمى ارزد

 

 

بگو اى باغبان بلبل ننالد زین سپس دیگر

که کوتاه است عمر گل ، به نالیدن نمى ارزد

 

مخند اى ترا تا هست فرصت ، فکر خود مى کن

اجل در پى عمر است ، به خندیدن نمى ارزد

 

مگردان دیده را در سیر این دنیاى بى حاصل

بحال خود دمى بنگر که این دنیا به یک دیدن نمى ارزد

 

لباس دنیوى بیرون کن و پشمینه مى پوش

لباسى را که باید کَند، به پوشیدن نمى ارزد

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩

روزى بهلول از در خانه ابوحنیفه مى گذشت . شنید با شاگردان خود مى گوید: امام صادق علیه السلام سه مطلب مى گوید که من آنرا نمى پسندم .
اول آنکه شیطان به آتش دوزخ عذاب خواهد شد، در حالى که خداوند شیطان را از آتش آفرید. چگونه ممکن است آتش بوسیله آتش بسوزد و عذاب شود.
دوم اینکه خدا را نمى توان دید. چگونه ممکن است چیزى موجود باشد و دیده نشود.
سوم : انسان فاعل فعل خویش است و حال آنکه نصوص بر خلاف آنست .
هنگامى که بهلول این سخنان را شنید، کلوخى برداشت و به سوى او پرتاب کرد.
شاگردانش بهلول را گرفتند و نزد خلیفه بردند.
بهلول گفت : از من چه شکایتى دارى ؟ من که کارى انجام نداده ام .
گفت : تو کلوخى بر پیشانى من زدى و سر مرا به درد آوردى .
بهلول : درد کجاست ؟ آن را به من نشان بده .
گفت : درد را نمى توان دید.
بهلول : اولاً تو خود گفتى آنچه را نتوان دید موجود نیست .
ثانیاً اینکه گفتى سرت بر اثر اصابت کلوخ درد آمده ، دروغ مى گوئى . زیرا تو معتقدى شیطان به آتش نمى سوزد. زیرا او از جنس آتش ‍ است . پس تو نیز که از جنس خاکى و از خاک آفریده شده اى ، نباید از خاک و کلوخ معذب شوى .
ثالثا تو گفتى انسان فاعل فعل خود نیست ، پس تو چه شکایتى از من دارى ؟ و چرا ادعاء قصاص مى کنى ؟

نویسنده: صدر - پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩

عابد زاهدى در میان بنى اسرئیل 180 سال به پرستش خداوند یکتا مشغول بود و لحظه اى او را معصیت نکرد. خبر عبادت آن عابد به ملائکه رسید. یکى ازفرشتگان از خداوند سبحان اجازه خواست تا این عابد را زیارت کند. خداوند اجازه داد. ملک از آسمان فرود آمد. شش روز در مقابل عابد ایستاد و عابد با او سخنى نگفت و توجه ننمود.

پس ملک به عابد گفت : مرا مى شناسى ؟
عابد پاسخ داد: معرفت پروردگارم مرا از شناخت تو باز داشت
.
ملک : آیا نمى خواهى بدانى من کیستم ؟ من فرشته اى هستم که مشتاق دیدار تو بودم . پس به خدمت تو آمدم و تقاضا دارم مرا موعظه کنى
.

عابد گفت : ترا به ده چیز توصیه مى کنم . پس خوب توجه کن تا آنها را بفهمى .
هم عالم باش و هم جاهل ، هم مبغض و هم محب ، هم راغب و هم زاهد، هم سخى و هم بخیل ، هم شجاع و هم عاجز
.


ملک : چگونه ممکن است هم عالم باشم هم جاهل ، هم سخى باشم و هم بخیل ؟


عابد پاسخ داد: عالم به خدا باش و به غیر او جاهل
.
دوستان خدا را دوست ، و دشمنان او را دشمن بدار

نسبت به دنیا زاهد باش ، و نسبت به آخرت راغب
.
نسبت به دنیا و ما فیها سخى باش و نسبت به دین خود بخیل
.
در طاعت خدا شجاع باش و از معصیت او عاجز
.

کشکول جبهه

 

نویسنده: صدر - دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩

اگر برای شما پیامکی آمد از شماره 30008951با این متن که:

" لطفا برای اصلاح کد پستی و پلاک خود، با شماره 9092301230 تماس بگیرید"


چه از این شماره باشد و چه از شماره ای دیگر، اگر شماره ای که باید با آن تماس بگیرید شماره ای است که با909 شروع می شود. این یک حقه جدید دفاتر خصوصی همراه برای سرقت پول خردهای جیب شماست که البته اگر آن را ضربدر یک میلیون مخاطب کنید برای خودش عددی می شود.


تماس شما با شمارههای 909دقیقه ای 500 تومان محاسبه می شود که به جیب کسی می رود که خط را از مخابرات اجاره کرده. این یک شیوه جدید سرقت از مردم است

به عنوان یک ایرانی مسوول، لطفا این متن را برای دوستان خود در ایران بفرستید و متنی را هم که خواهم نوشت حتما مطالعه کنید.
هر تماس شما حدود حداقل 1000 تا 2000 تومان پول به جیب اجاره کننده خط می ریزد و یک میلیون تماس می شود یک تا دو میلیارد تومان، آن هم به همین سادگی.

این پیام را برای دوستان خود بفرستید و به عنوان یک ایرانی تلاش کنید که جلوی این سرقت های خرد را که باب شده و ارزش شکایت هم ندارد بگیرید.

نویسنده: صدر - یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من !!!!!!!!!میگشتم

نویسنده: صدر - یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩

در حالی که نزدیک شدن به اجلاسیه اسفندماه خبرگان بحث‎های دامنه داری را در رابطه با ریاست این مجلس براه انداخته است و همن امر موجب شده تا جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی دست به طراحی‎های گسترده برای جلوگیری از تصمیم خبرگان ملت نسبت به تغییر ریاست آن شوند، علی محمددستغیب که اطرافیان او و رسانه‎های بیگانه از عنوان آیت الله و مرجع تلقید! برای خطاب قراردادنش استفاده می‎کنند، با انتشار نامه سرگشاده ای تلاش کرد تا در آستانه این اجلاسیه، خوراک مناسبی از مباحث ضد انقلابی در اختیار رسانه‎های مخالف نظام قرار دهد.

علی محمد دستغیب که به مدد استفاده از لقب دستغیب توانست به مجلس خبرگان راه یابد و پس از اظهارنظرهای ضد انقلابی خود و در حالی که اعضای خبرگان مصمم به اخراج وی از این مجلس بودند، به مدد التفاط رهبر معظم انقلاب در مسند نمایندگی این مجلس باقی ماند، در ماه‎های فتنه به عنوان یکی از مراجع تقلید ساختگی اهالی فتنه به ایفای نقش پرداخته است.
 
در همین زمینه نشریه 9 دی در شماره اخیر خود با انتشار گزارش مفصلی، به بیان نسبت علی محمد با شهید محراب سیدعبدالحسین دستغیب پرداخته و بنا بر پاره‎ای گزارشات محلی، از احتمال تغییر فامیل این خواهرزاده شهید محراب از "عزیز سربی" به دستغیب خبر داده است. در این گزارش با نقل خاطراتی از شهید محراب آیت الله دستغیب به ارسال نامه ایشان به آیت الله مشکینی و شکایت از  اقدامات مخوف باند علی محمد در استان فارس اشاره شده و به نقل از یکی از نزدیکان شهید محراب، از تهدید آن مرحوم مبنی بر ترک شیراز در صورت ادامه اقدامات علی محمد در دادستانی فارس خبر داده شده است. در ادامه این گزارش را می خوانید: 
 
این دستغیب آن دستغیب نیست
 
  ظهور در یک ظهر تابستانی
یک روز تابستانی سال 1387 بود که دو ادعای دوم خردادیها، نگاه تحلیلگران سیاسی را به خود جلب کرد. نخست؛ «در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تقلب خواهد شد!» دوم؛ «دفتر علی محمد شیرازی با ایجاد یک پایگاه مجازی و انتشار رساله عملیه وی، او را مرجع، معرفی کرد.»
 
طبیعی بود که از ابتدا کشف ارتباط مشخص بین «ادعای زودهنگام تقلب» و «ادعای ظهور یک مرجع تقلید» ساده نبود. "آیا اعطای انبوه لقب «آیت الله» و «مرجعیت» خط سیاسی مشخصی را دنبال میکرد؟ چند روز پیش از آن هم از اعلام مرجعیت «بیات زنجانی» گزارشهائی منتشر شده بود. همزمان رسانه های اجنبی با ولعی تمام، لقب «آیت الله» را به "محمد موسوی خوئینی ها"، "محمد موسوی بجنوری"، "حسین موسوی تبریزی"، "محمد تقی خلجی"، "فاضل میبدی"،"مصطفی محقق داماد" و "محسن کدیور شیرازی" و... اعطا میکردند.
 
«خط سیاسی» دریافت کنندگان این القاب، مشخص بود همه در سلک جناح اصلاح طلب بودند. همان جناحی که «ادعای زودهنگام تقلب» را نیز مطرح میکرد. پیوند دو ادعای «تقلب» و «مرجعیت دستغیب» 10 ماه بعد بر همگان عیان شد. افق این دو ادعا را پژوهشگرانی که از پیوندهای نانوشته گروهکهای همسوی چون «تبهکاران زنجیرهای» و «مهدی هاشمی معدوم»، «مجمع موسوی خوئینیها»، «سازمان بهزاد نبوی» و... مطلع بودند، حدس میزدند. 
 
  درباره نسب دستغیب    
 
علی محمد بن علی اکبر بن علی محمد بن هدایت الله در ۲۳ اسفند ۱۳۱۳ در شیراز به دنیا آمد. او خواهر زاده شهید محراب آیت الله سید عبدالحسین دستغیب است.  
 
هواداران وی در پایگاه مجازی او نکاتی را برای معرفی او ذکر کرده اند که قابل توجه است. از جمله در بخش زندگی نامه وی، با ارائه شجره نامه های، نسب وی را از طریق خاندان جلیل دستغیب به زید ابن امام زین العابدین میرسانند. اما برخی گزارشهای محلی درباره نسب وی روایت دیگری را ادعا میکنند و میگویند وی در نسب، اسم و حتی صنف، به خاندان جلیل دستغیب مرتبط نیست. بلکه وی فرزند "عزیز سُربی" است که پس از تغییر نام خانوادگی خود قصد بهره برداری از نام خاندان دستغیب را دارد. 
 
به نظر میرسد باید برای نقد رفتار افراطی اطرافیان آقای دستغیب به روایتهای مستند تکیه کرد. برای ادای حق مطلب در خصوص نسب وی به پایگاه مجازی آیت الله سید علی اصغر دستغیب، استناد میکنیم. این پایگاه در آبان ماه 1388 نوشت: 
 
«شهید بزرگوار... سید عبد الحسین دستغیب... دو همشیره داشتند که یکی از آنها با آقای سید علی اکبر دستغیب و دیگری با آقای عزیز سربی ازدواج کردند. مرحوم سید علی اکبر دستغیب و مرحومه سیده همدم (نصرت الشریعه) دستغیب پسر عمو و دختر عمو بودند... و حاصل ازدواج ایشان سه پسر- آقایان سید علی محمد، سید محمد و سید علی اصغر- و یک... دختر است. حضرات آیات سید علی محمد و سید علی اصغر دستغیب هم اکنون نمایندگان مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری هستند... بنابراین آقایان فوق الذکر هم از جهت پدری و هم از جهت مادری از سادات میباشند. مرحوم  آقای عزیز سربی سید نبود و فقط همسر ایشان از سادات دستغیبی بودند، بعدها بعضی از فرزندان ایشان فامیل خود را از سربی به دستغیب تغییر دادند، لذا آنان از سیادت برخوردار نیستند.» 
طرفداران علی محمد دستغیب در پایگاه او، وی را [تنها] مصداق ظهور مرجعیت پس از 80 سال در خاندان دستغیب قلمداد کردهاند. در واقع وی را سرآمد دیگر فضلای این خاندان شریف و حتی شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب، معرفی نمودهاند. (دستغیب دات آی آر. زندگینامه).   
 
در این مقال قصد مقایسه مقام علمی دیگر فضلای این خاندان جلیل با وی را نداریم. اما پرهیز او از برگزاری یک مناظره که بارها از سوی افرادی چون حجت الاسلام انجوی نژاد مطالبه گردید و بی پاسخ ماند، نکته قابل تاملی است.  
 
علی محمد دستغیب، از نوجوانی با ارشاد دائی خود شهید دستغیب به دروس حوزوی روی آورد.
 
  دو مسجد و یک انقلاب اسلامی
 
در جریان انقلاب اسلامی و نیز سالهای دفاع مقدس، دو مسجد در شیراز کانون فعال جوانان انقلابی بود. یکی مسجد «شیشهگرها» که با هدایت آیت الله شیخ عبد الحسین حائری شیرازی(ره) و سپس فرزندش آیت الله محی الدین حائری فعالیت میکرد و دیگری مسجد «آتشیها» بود که بعدها مسجد قُبا نامیده شد.
 
امامت مسجد اخیر با آیت الله سید ابوالحسن دستغیب - دائی دیگر علی محمد دستغیب - بود. وی در سال ۱۳۴۸ ش. امامت این مسجد را به علی محمد سپرد. در این شرایط گروهی تفرقه افکن با سوء استفاده از رقابتها و هیجانات جوانان انقلابی این دو مسجد، کوشیدند توانائی شگرف این دو سنگر توحیدی را مضمحل سازند. 
 
این تکاپو با تلاش شبکههای مخفی جاسوسی برای نفوذ در میان گروههای انقلابی و اضمحلال یا انحراف آنها ابعاد وسیعتری به خود میگرفت. با این وصف انقلاب اسلامی در سایه تفضلات الهی و مجاهدتهای حضرت امام(ره) و ملت انقلابی ایران به پیروزی رسید. بدیهی بود که بخش هائی از بازماندگان نامکشوف شبکههای جاسوسی، ارتباطات خود را با محافل انقلابی  تداوم بخشیدند تا فرصتهای مقتضی را برای مهار انقلاب اسلامی در یابند. 
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، علی محمد دستغیب مسئولیتهای مهمی را در استان فارس بر عهده گرفت. وی مدتی "سرپرست پادگان هوابرد شیراز" و نیز "سرپرستی حزب جمهوری اسلامی در فارس" بود. با حکم آقای منتظری به عنوان «رئیس دادگاه انقلاب استان فارس» و همزمان مسئولیت نمایندگی وی را در دانشگاه شیراز عهدهدار شد. وی سپس به مجلس خبرگان رهبری راه یافت. برای حضور در انتخابات اولین دوره این مجلس، اجتهاد وی از سوی چند تن از جمله جلال الدین طاهری- امام جمعه مستعفی اصفهان- تائید شد.
 
  امید و ناکامی
 
مناصب علی محمد دستغیب پس از انقلاب اسلامی، به "اطرافیان" وی میدان عمل وسیعی داد. زمانی که وی در دادگاه انقلاب بود، "اطرافیان" زد و خوردهای شتابزده وسیعی را به نام برخورد با ضد انقلاب و خوانین منطقه در پیش گرفتند و به تسویه حسابهای شخصی و تصاحب املاک و اموال مردم پرداختند. تندروی آنها، شکوائیههائی را در پی داشت و موجبات نگرانی شهید دستغیب را فراهم آورد. آیت الله شیخ علی موحدی در این خصوص میگوید:  
 
«سید علی محمد دستغیب در سال 1360 قاضی دادگاه انقلاب بود که گروهی از عناصر چپ دور او نفوذ کرده بودند و کارهای خلافی از جمله گرفتن زمینهای مردم را انجام میدادند که باعث ناراحتی و نگرانی شهید دستغیب شد و ایشان چند بار به سید علی محمد دستغیب تذکر دادند ولی او قبول نمیکرد و به راه خودش ادامه میداد.» 
 
موحدی شهادت شرعی میدهد که شهید دستغیب از فعالیت افراد مسجد قبا و خواهرزادهاش، راضی نبود و به آنها هیچ گاه روی خوش نشان نمیداد. آن شهید، با تداوم رفتار ظالمانه اطرافیان علی محمد دستغیب، طی نامهای خطاب به آیتالله مشکینی- مسئول وقت گزینش و اعزام قضات - خواستار برکناری وی از دادگاه انقلاب شد. موحدی که خود حامل این نامه بوده، تصریح میکند:
 
«من نامه را به قم بردم و وقتی نامه را به آیت الله مشکینی دادم ایشان پس از خواندن نامه گفتند که آقای عبدالحسین دستغیب (شهید آیت الله دستغیب) از عملکرد سید علی محمد دستغیب در دادگاه شیراز ناراحت هستند و تهدید کردند که اگر ایشان را تعویض نکنم از این جا(شیراز) میرود. سید علی محمد دستغیب وقتی از این واقعه اطلاع پیدا کرد زود استعفا داد و به مکه رفت.» 
 
چندی بعد سید عبدالحسین دستغیب، در 18 آذر 1360 در حالی که ریاست حوزه علمیه فارس، نمایندگی حضرت امام خمینی(ره) در این استان، امامت جمعه شیراز و تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ را بر عهده داشت، به شهادت رسید. 
 
آیا بین شهادت سومین شهید محراب و باندی که در اطراف علی محمد نفوذ کرده بودند، رابطه ای برقرار بود؟ در پی شهادت او، اطرافیان علی محمد دستغیب امیدوار بودند وی به جای دائی خود به عنوان نماینده حضرت امام(ره) در استان و امام جمعه شیراز منصوب گردد. اما آیت الله محی الدین حائری شیرازی به این مقام برگزیده شد. تولیت آستان مقدس حضرت شاهچراغ نیز پس از شهید دستغیب از سوی حضرت امام(ره) به آیت الله سید مهدی دستغیب-برادر شهید دستغیب- واگذار گردید. 
 
این انتصابات، باند مخوف اطرافیان علی محمد دستغیب را تا حدودی ناکام ساخت. اما چنانکه خواهیم دید آنها از مجرای دیگری برکشیده شدند.
 
فعالیتهای علمی و آموزشی دستغیب، محمل مناسبی برای تحکیم موقعیت اطرافیان وی بود. آنها با تکیه بر خلا نظارت بر تاسیس و مدیریت مدارس علمیه استان، به توفیقات قابل توجهی نیز دست یافتند.  البته موقعیت علمی و معنوی آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(ره) و برخی دیگر از فضلای شیراز نیز بیش از آن بود که علی محمد دستغیب در فارس موقعیت ممتازی داشته باشد. 
 
در سال 1368 ش. آیت الله نجابت، دارفانی را وداع گفت و پیکرش در جوار مضجع شهید دستغیب آرام گرفت. "اطرافیان" علی محمد دستغیب، وی را به گونهای وارث علمی و فقهی آیت الله نجابت توصیف کردند. 
 
از سال ۱۳۶۸  و همزمان با رحلت آیت الله نجابت وی به توصیه "اطرافیان" به تدریس خارج فقه و اصول نیز پرداخت. بازسازی مسجد قبا، تاسیس کتابخانه باقر العلوم(ع)، اداره مدارس علمیه ابوصالح(عج)، مکتب الاخلاص، بیت الزهراء(س)، امام صادق(ع) - در بخش گویم از توابع شهرستان شیراز- فعالیت آموزشی-فرهنگی وسیعی را برای اطرافیان دستغیب مهیا میساخت.  
 
آنها پذیرش الگو، سرفصلها و هدایت مرکز مدیریت حوزه علمیه قم را رد میکردند و شعار "استقلال مدارس علمیه خود از نفوذ حکومت" را سر میدادند.  آیت الله شیخ علی موحد عضو شورای ناظر بر حوزههای علمیه استان فارس در این باره میگوید:
 
«کسانی آمدند از این خلاء موجود در تاسیس مدارس حوزههای علمیه استفاده و طلبه هایی را جمع و مدارسی را تاسیس کردند و عقیده دارند که خودشان هم باید حاکم بر سیاستهای این مدارس باشند و تقریبا وضع حوزه علمیه سید علی محمد دستغیب اینگونه است و میخواهد خودش حاکم بر مدارس باشد. نماینده حوزه علمیه قم برای بررسی وضعیت حوزه علمیه وی به او مراجعه کرده و ایشان گفتند زیر بار مصوبات حوزه علمیه قم نمیروند.» 
 
اینگونه بود که طی سال گذشته حاصل نظارت گریزی "اطرافیان" علی محمد دستغیب  را در آشوبهای مهیب و تهاجمهای خونبار به مردم روزهدار در روز قدس عیان گردید. 
 
میتوانیم برای آشنائی بیشتر با دستغیب، خود را جای فتنه گران گذاشته تا ببینیم وی چه نقشی را میتوانست برای فتنهگران ایفا کند. 
 
صفحات تاریخ را به 8 سال پیش بر میگردانیم. در خرداد 1381 هاشم آغاجری، با توهم "خود لوتر پنداری"! طی سخنانی به ساحت مقدس ائمه هدی(س) و مراجع عظام اهانت کرد.  گروهک بهزاد نبوی-سازمان منافقین انقلاب اسلامی- به جای اینکه عضو خود را برجای خویش بنشانند، طی بیانیهای به حمایت از او برخواست. در پاسخ به این اقدام،  "جامعه مدرسین حوزه علمیه قم" طی اطلاعیهای "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" را فاقد مشروعیت توصیف و متدینین را از همکاری با آن برحذر داشت. این گروهک که خود را با بحران مشروعیت مواجه دید، برای انحراف افکار عمومی، ایجاد یک شوک خبری در امت اسلامی را تجویز کرد. 
 
در پاسخ به تجویز این گروهک، "جلال الدین طاهری" طی اعلامیهای "در اعتراض به نظام"(!) از امامت جمعه اصفهان استعفا داد. 
 
با استعفای طاهری، بازماندگان باند «بیت منتظری-سید مهدی هاشمی معدوم»، دست به آشوب در اصفهان زدند. اما مردم انقلابی اصفهان با حضور حماسی در صحنه، چشم فتنه را کور کردند. 
 
در حالی که انتظار میرفت طاهری مانند جمع کثیر مجتهدان جامعه مدرسین و علمای بزرگ به دفاع از اسلام و حقیقت تشیع برخیزد در اقدامی وارونه به دفاع از جسارت آغاجری برخواست! چند روز بعد "مصطفی تاجزاده" گفت: «خوب با طاهری، حالشون رو گرفتیم! ما چند تا از این عروسکها داریم. اگر بازم سر به سرما بذارن یکی دیگه، رو میکنیم!»
 
  نقش دستغیب برای گروهکهای همسو
 
آیا بین گروهکهای همسو و نیمهمخفی «سازمان منافقین انقلاب»، «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، «بیت منتظری-مهدی هاشمی» و... یک ارتباط انداموار و سازمانی برقرار است؟! بگذارید اطلاعات موجود را مانند قطعات یک جورچین(پازل) کنار هم بچینیم؛
 
1. دستغیب، با حکم آقای منتظری، رئیس دادگاه انقلاب فارس شد.
2. «تبهکاران زنجیرهای شیراز» با تکیه بر موقعیت او در دادگاه انقلاب، به مصادر اموال و املاک مردم، تسویه حسابهای شخصی و سیاسی و... پرداختند. وی به انتقاد شهید دستغیب اعتنائی نمیکرد و پس از مکاتبه ایشان با آیت الله مشکینی و در آستانه برکناری، استعفا داد. آیت الله دستغیب به شهادت رسید. 
3. مدارس علمیه دستغیب، تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیرهای شیراز»، نظارت حوزه علمیه قم را برنتافتند. در سال 1387 و همزمان با ادعای زودهنگام احتمال تقلب در انتخابات 1388، علی محمد دستغیب اعلام مرجعیت کرد.
4. طاهری که گروهکهای همسو او را یک عروسک میدانستند، با تائید اجتهاد، دستغیب را به حضور در مجلس خبرگان تشویق کرد. بیانیهها و خطابههای دستغیب در مقام عضو مجلس خبرگان و مدعی مرجعیت، آتش فتنه 1388 را شعلهور میساخت.
5. در فتنه 88 و به ویژه در روز قدس-همان روزی که گروهکهای همسو و قبائل فتنه شعار «جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان...» سر دادند، "اطرافیان دستغیب" تحت چتر مدیریتی «تبهکاران زنجیره ای شیراز»،  با آلات قتاله، قمه و... به جان مردم روزهدار شیراز افتادند.
به نظر میرسد؛ ارتباط انداموار «این چند گروهک نیمه مخفی» و چتر مدیریتی آنها بر علی محمد دستغیب تا حدودی روشن شد. 
 
  دستغیب در خبرگان
 
لقب مرجعیت دستغیب، بیش از عضویت او در خبرگان، برای قبائل فتنه جاذبه داشت. اما «تبهکاران زنجیره ای شیراز» پیش از فتنه 88 نیز علی محمد دستغیب را بر «جمل» مینشاندند. 
 
در پائیز 1377، و در آستانه برگزاری انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری، آقای منتظری طی سخنانی که به بهانه 13 رجب ایراد کرد، خاتمی را به صفآرائی در برابر ولایت فقیه تشویق کرد. سپس با نقش آفرینی گروهکهای همسو  در اصفهان، قم و تهران، غبار فتنهها برخواست. جهتگیری مشخص فتنه، همانند سخنان منتظری علیه ولایت فقیه بود. 
 
قبائل فتنه، با غوغاسالاری میخواستند نظارت کارآمد و موثر شورای نگهبان را در انتخابات، بی اثر کنند و عروسکهای خود را به خبرگان بفرستند. البته آنها به تعداد کافی، افرادی که مجتهد تلقی شوند، نداشتند. بنابراین گروهکهای همسو، در کنار حملات مستقیم به ولایت فقیه، با شعار «لزوم تخصص گرائی در خبرگان» میگفتند؛ باید تعدادی فن سالار و متخصص که ضرورتی هم ندارد، مجتهد باشند(!)، به خبرگان راه یابند. از اهداف دیگر آنها، حذف آیت الله مشکینی از ریاست خبرگان سوم بود. 
 
با این وصف انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری با دقت نظر شورای نگهبان و هوشیاری مردم برگزار و در اولین اجلاسیه خبرگان دوره سوم که در اسفندماه 1377 تشکیل شد آیت الله مشکینی مجددا به ریاست این مجلس برگزیده شد. 
 
در همین شرایط، دستغیب در 10 اسفند 1377 نامهای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت که محتوای آن همصدائی معنادار وی را با گروهکهای همسو نمایان میسازد و اهداف فضای ملتهب پائیز 1377 را روشن میکند: 
 
«حضرتعالی توجّه دارید که هر دو دسته ... ارادتمند شما بوده و... در صدد ضربه زدن و یا آشوب نیستند. اما بنا بر مصالحی... استعفای بعضی از متصدّیان امر در زمان حضرت امام(ره) را پذیرفتید و به تدریج اینطور وانمود شد که عنایت سرکار عالی به گروه دیگر بیشتر است که قهراً در جریانات پیش آمده... یک قشر... از عرصه سیاست کنار شدند و تا حدّی مردم از اندیشه و تجربیات آنان محروم گردیدند. تا اینکه به دعای حضرتعالی مردم از همه قشر در انتخابات دوم خرداد 76 شرکت کردند و به رئیس جمهور... رأی دادند و شما هم تنفیذ فرمودید... عدّهای ... جهت خبرگان شرکت کردند که... با اجراء نظارت استصوابی بجز معدودی بقیه برکنار شدند... حقیر در نامههای متعدّد به محضر شریف نوشتم که... دستور شرکت در انتخابات را به ایشان بدهید که مثل اینکه صلاح ندانستید، و بالاخره آن عدّهای هم که مورد قبول واقع شدند انصراف دادند که... این بار هم حقیر طی نامهای به محضر شریف خواستار شدم که عنایت کنید آقایان انصراف خود را پس بگیرند، دیگر اطّلاع ندارم که نظر شریفتان چه بوده و چه شد.»
 
وی سپس با فهرستی از ادعاها که به دروغپردازیهای گروهک «بیت منتظری-مهدی هاشمی معدوم» و مکاتبات جسارت آمیز آقای منتظری به حضرت امام(ره) نزدیک است، میافزاید:
 
«گزارش دهنده از... کنترل تلفن و یا رخنه در مجالس خصوصی... شنیده شده که بعضاً با ارعاب و ضرب که به عنوان تعزیر قلمداد میشود، اقرار گرفتهاند... در هر شهری که امام جمعه و نماینده ولیفقیه قدرت بیشتری پیدا کرده ... مخالفین خود را به نام «ضدّ ولایت فقیه» به دادگاه کشانیده... شنیده شده که مایه اصلی نظرات ردّ صلاحیت کاندیداها (در انتخابات مجلس خبرگان) از طرف شورای نگهبان همان گزارشات... است که... مبنای حکم نمیتواند باشد.... در بین طلّاب و فضلاء و علماء خوانده شده به دادگاه ویژه، افراد باطناً صالحی هستند... بالاخره قدرت... دست شما است و آنچه سزاوار حاکم قدرتمند اسلام است، عفو و بخشش است بالاخص نسبت به کسانی که همسنگر شما بودهاند... توجّه دارید که نظارت بر کار منصوبین حضرتعالی که به آنها قدرت حکم و مال و سپاه و ارتش سپردهاید بسیار لازم است.» 
 
در این مجال بنای نقد نفصیلی محتوای این نامه را نداریم اما به دو نکته کفایت میکنیم. نخست آنکه استفاده مکرر از تعابیری مانند «شنیده شده، گزارش شده، قلمداد میشود، بعضاً و...» و بدون اشاره صریح به مصادیق و مستندات، تأثیرپذیری نویسنده از دروغپردازان را تقویت میکند. دوم آنکه اساسا «تبهکاران زنجیرهای شیراز» در دوران ریاست علی محمد دستغیب در دادگاه انقلاب استان فارس، آن قدر از همین دست اقدامات که مورد نقد اوست مرتکب شدند که شهید دستغیب در نامهای به آیت الله مشکینی خواستار برکناری وی از این مسئولیت شد.

 

نویسنده: صدر - شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩

امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز در هراس است، چگونه به چهار چیز پناه نمی‏برد:

 1- در شگفتم از کسی می‏ترسد، چگونه به سخن خدا «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی‏برد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ ام که در پی آن می‏فرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسیده بود.» (آل عمران ایه 171)

2- و در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به سخن خدای بزرگ «لا إله إلّا أنت سبحانَک إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» پناه نمی‏برد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خواسته‏ی او را پذیرفتم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را این‏گونه رهایی می‏بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

-3-  و در شگفتم از کسی که با او مکر و نیرنگ شده است، چگونه به این سخن خداوند «و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» پناه نمی‏جوید؟! زیرا از خدای بزرگ شنیده ‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خداوند او را از بدی‏های نیرنگشان نگاه داشت.» (سوره غافر آیه 44)

4-. و در شگفتم از کسی که خواهان دنیا و زینت‏های آن است، چگونه به سخن خدای بزرگ «ما شآء الله لا قوّةَ إلّا بِالله» روی نمی‏آورد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: « ... پس امید است که پروردگارم بهتر از بوستان تو به من عطا کند.»

نویسنده: صدر - شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩

اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم

پرویز شاپور

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩

 

1. لذت ها و شادی های کاذب
روایت اول: "أَوَّلُ الشَّهَوَاتِ طَرَبٌ "، اول شهوت خوشی است. عجب فیلمی، عجب صحنه ای، "أَوَّلُ الشَّهَوَاتِ طَرَبٌ وَ آخِرُهَا عَطَبٌ "[11] آخرش حزن است، زحمت است، گرفتاری است. "حَلاوَةُ الشَّهْوَةِ ینْقَضُها مَارَة "؛ مرارت و تلخی که بعد از آن می آید حلاوت شهوت را نقض می کند و از بین می برد. کسی که پای این فیلم نشسته، فلان مکان بوده، این دیگر شب احیاء می تواند راحت "بِکَ یا الله " بگوید؟ اگر هم بگوید لق لقه زبان است. آیا می تواند شیرینی نماز را حس کند؟ می تواند "ایاکَ نَعْبُد " را با حال بگوید؟! می تواند آن گونه ای که انبیاء، اولیاء و بزرگان ما از عبادت لذت می برند او نیز لذت ببرد. اینها ذائقه را خراب می کند. ذائقه ای که باید شیرینی را بچشد، "إلهی أذِقْنِی حَلاوَتَکَ " این ذائقه خراب می شود. ما در تاریخ نمونه های فراوانی می بینیم.

 

2. توقف خلاقیت و موفقیت
اثر دوم: برادر من، خواهر گرامی، جوانان عزیز! در روایت داریم علی علیه السلام می فرمایند: "لاَ تَسْکُنُ الْحِکْمَةُ قَلْباً مَعَ شَهْوَةٍ "[12]؛ حکمت و علم و درایت در قلب شهوت ران جا نمی گیرد. شهوت ران فهم ندارد، شهوت ران قدرت تشخیص را از دست ئداده است. حکمتی که خداوند به داود و لقمان داد. حکمتی که خداوند می فرماید: به هر که بدهیم خیلی چیزها به او داده ایم؛ "خَیراً کَثیراً "[13] حکمتی که گمشده مؤمن است. علی علیه السلام می فرماید: "الْحِکْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤمِنِ "[14] شهوت با حکمت در تعارض است، و یک جا جمع نمی شود. حکمت و علم و موعظه بر انسان شهوت ران و چشم چران اثر نمی کند. می خواهی قرآن بر او تأثیر بگذارد؟! می خواهی دانشجو درس بخواند؟! معلوم است که افت تحصیلی، افت دانش و مرتب در جا زدن گریبان گیرش می شود. هم به خودش لطمه می زند و هم به دیگری. بیشتر این رفاقت ها که خیلی از اینها منجر به ازدواج نمی شود، این تفریحات قبل از ازدواج لطمه های جبران ناپذیری می زند. برخی دانشجوها صریحاً به خودم گفتند که اینها تفریح قبل از ازدواج است. می خواهیم پیش از ازدواج مشغول باشیم. آیا این گونه دوستی ها، این رفاقت ها درست است. آیا این دانشجو حکمت را می گیرد؟! مخترع می شود؟!

جوان دانشجو! بیشتر متفکرین و مخترعین و همه کسانی که در المپیاد مطرح هستند، کسانی که رتبه های بالا دارند، جوان های عفیفی هستند. کسانی هستند که فکرشان را به این مسایل آلوده نکرده اند. این مسایل نمی گذارد درس بخوانی، نمی گذارد فقه، اصول، شیمی و فیزیک را بفهمی.

این هم اثر دوم که در روایات نبی مکرم اسلام محمد صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام آمده است.

3. ناجوانمردی و بی مروّتی
اما اثر سوم: در حدیث داریم علی علیه السلام می فرماید: "مَنْ زَادَتْ شَهْوَتُهُ قَلَّتْ مُرُوَّتُهُ "[15] هر کس شهوت ران شد بی مروت می شود. یک چنین شخصی ممکن است آدم بکشد، مادرش را به قتل برساند. روزنامه ها را ببینید! یکی برادرش را کشته، فرزندش را کشته، همسر قانونی کسی را به قتل رسانده که بتواند با او ازدواج کند. آدم کشی کار بسیار مشکلی است خیلی شقاوت می خواهد، خیلی قساوت می خواهد. چه می شود که یک زن حاضر می شود همسر اول یک مرد را به قتل برساند؟! سال هاست پرونده اش در دادگاه مطرح است، نه دادگاه نتیجه می گیرد و نه او. کسی که مروتش از میان برود، احترام پدر و مادر را نگه نمی دارد. رو در روی پدر و مادر می ایستد. "قَلَّتْ مُرُوَّتُهُ "، زحمات مادر را نادیده می گیرد، زحمات همسر را نادیده می گیرد. همه این زندگی را با این همسر داشتی. ندار بودی دارا شدی، بی شغل بودی شاغل شدی. ماشین دار شدی. خانه دار شدی. حالا دیگر این همسر برایت تکراری شده. نگاهت به جاهای دیگر است؟! همسر را رها می کنی، بیرون می کنی و بدخلقی می کنی.

آقایان، خواهران! قرآن کریم می فرماید: وقتی بهشتی ها دور هم جمع می شوند با هم سخن می گویند، می گویند: در دنیا چه کردیم که بهشتی شدیم؟ هر یک چیزی می گوید: قرآن می فرماید: در دنیا چه کردیم که بهشتی شدیم؟ هر یک چیزی می گوید. قرآن می فرماید: بهشتی ها می گویند: "کُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ "،[16] ما در بین خانواده نگران بودیم نسبت به آنها بی توجه نبودیم.
از این بهتر می خواهید؟ چرا محیط خانواده ات را به جهنم تبدیل کرده ای؟ این خانم روزی که وارد زندگی ات شد همه هستی ات بود، حالا که پیر و فرتوت شده برایت بد جلوه می کند؟! حالا نگاهت دنبال افراد دیگر و همسران دیگر است؟! فرمود: شهوت که بیاید اول مروت از بین می رود؛ دوم اینکه سختی می آید، حزن و اندوه می آید؛ "کَمْ مِنْ شَهْوَةِ سَاعَةٍ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِیلا ".[17] و سوم اینکه حکمت و علم از تو سلب می شود. همه اینها که بیان شد درد بود. حال درمانش چیست؟


[11] . مستدرک الوسائل، ج 11، ص 434؛ قال عل (ع).
[12] . غررالحکم، ح 609.
[13] . بقره، 269.
[14] . امال شخ طوس، ص 625.
[15] . غررالحکم، ح 6987.
[16] . طور، 26.
[17] . کافی، ج2، ص 451 (قال عل (ع)).

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩

لان در برخی کشورهای اروپایی مراکزی هست به نام همخانه [ترجمه واژه انگلیسی است] آقا می‌رود آنجا می‌نشیند خانم هم می‌آید می‌نشیند. آقا چند روز حاضری خانه ما بیایی؟ پنج روز، ده روز.

شما را به خدا، آیا این دیگر پایداری و پایبندی به خانواده می‌آورد؟ آیا این نسل صالح می آورد؟ استمرار در جامعه می آورد؟ این نظریه فروید غرب را از هم پاشیده است. صدای خودشان هم درآمده است. این نظریه را قرآن در سوره مبارکه نساء آیه 27 مطرح کرده است، می فرماید: "یرِیدُ الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ "، آدم های شهوت ران، شهوت پرست "أَن تَمِیلُواْ مَیلاً عَظِیمًا "[10] می گویند میل جنسی را باز بگذارید تا هر که هر کاری می خواهد بکند. آیا این نظریه درست است؟! قرآن رد می کند و می فرماید: این باعث پایداری جامعه نمی شود، بلکه آن را از هم می پاشد و باعث بی اعتمادی در خانواده ها می شود.

عزیزان! قرآن کریم در سوره عنکبوت می فرماید: قوم لوط کارشان به جایی رسیده بود که پارتی های منکر داشتند.

امروزه می گویند: پارتی. قرآن می فرماید: نادی. در کشورهای غربی، بالای باشگاه ها می نویسند "نادی "؛ یعنی باشگاه. این کلمه در قرآن آمده، می فرماید: "تَأْتُونَ فی نهادیکُمُ الْمُنْکَرَ "، در نادی هایشان یعنی پارتی هایشان زن و مرد دور هم جمع می شوند و مرتکب منکر می شوند.
این داستان در سوره عنکبوت آیه 29 است. می فرماید: اینها در نادی هایشان یعنی باشگاه هایشان جمع می شوند و مرتکب منکر می شوند (در عربی نادی به معنای جمع؛ اجتماعی که دور هم جمع می شوند و همدیگر را صدا می زنند). حاج شیخ عباس قمی در سفینة البحار این منکرها را شمرده، بعضی هایش را من شرمم می شود نام ببرم. بعضی از منکرات در جلسات اینها در قوم لوط صورت می گرفت. اینها پدیده های تازه ای نیست. این اندیشه تازه ای نیست. قرآن این نظریه را معرفی می کند و فروید سال ها بعد این مسأله را مطرح کرد که عده ای دلشان می خواست "تَمِیلُواْ مَیلاً عَظِیمًا ".

نویسنده: صدر - پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩

وانی آمد پرسید: شما چرا این قدر روی حجاب و عفاف تأکید می‌کنید؟! قضیه را باز و آزاد بگذارید. در کشورهای غربی وقتی یک زن بدحجاب رد می‌شود کسی نگاه نمی‌کند چون این مسأله عادی شده است اگر در کشور ما هم این مسأله عادی شود دیگر کسی نگاه نمی‌کند. چادر و مانتو که پوشیده می‌شود تحریک بیشتری ایجاد می‌کند. در پاسخ این جوان گفتم: من یک سؤال از شما می‌کنم آیا این کار قبح این مسأله را هم از بین می‌برد؟ اگر در بازاری همه دروغ گفتند، درست است که دروغ گفتن عادی می‌شود ولی آیا قبحش هم از بین می‌رود؟!

اگر خلافی عمومی شد مثلاً نمره صفر آوردن در کلاسی عمومی شد، دیگر کسی خجالت نمی‌کشد چون نفر جلویی هم صفر آورده، بغل دستی و پشت سری هم صفر آورده است؟ اگر در یک کلاس چهل نفر مردود شدند، کسی غصه نمی‌خورد می‌گوید همه مثل هم هستیم اما آیا صفر مثبت می‌شود؟! آیا امروز غرب با باز گذاشتن مسایل جنسی به موفقیت رسیده است!؟ بلکه اگر عادی شدند به سراغ شیوه‌های برتر مسایل جنسی می‌روند.

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩


مفهوم هوش هیجانی نشان می‌دهد که چرا دو نفر با IQ یکسان، ممکن است به درجات بسیار متفاوتی از موفقیت در زندگی دست یابند. هوش هیجانی یک عنصر بنیادین از رفتار انسان است که جدا و متفاوت از هوش شناختی (عقل) عمل می‌کند.
بین IQ و EQ هیچ رابطه شناخته شده‌ای وجود ندارد. شما اصلا نمی‌توانید از روی هوش شناختی یا IQ یک نفر هوش هیجانی او را حدس بزنید. این یک خبر خوب است زیرا هوش شناختی یا IQ انعطاف پذیر نیست. IQ از همان لحظه تولد ثابت است یا دستکم ثبات نسبی دارد. مگر اینکه یک تصادف، مثلا آسیب مغزی آن را تغییر دهد، هیچ کس با یادگیری واقعیت‌های جدید یا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر باهوش نمی‌شود، هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری. اما برعکس، هوش هیجانی، مهارتی انعطاف پذیر است که به آسانی آموخته می‌شود، با اینکه بعضی مردم، نسبت به دیگران، به طور طبیعی هوش هیجانی بالاتری دارند، کسی که حتی بدون هوش هیجانی به دنیا آمده است باز هم می‌تواند در خود، EQ بالا به وجود آورد.
هوش هیجانی یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند. هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها و استفاده از آنها در زندگی است.
هیجان‌ها، شامل حالات خوشایند و ناخوشایند احساسات ما هستند مانند:
▪ خشم: تهاجم، اوقات تلخی، پرخاش، خصومت، تند مزاجی
▪ اندوه: غصه، دلتنگی، عبوسی، ناامیدی، دل شکستگی
▪ ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، وحشت، شوک (ترس ناگهانی)
▪ نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، بیزاری، اکراه
▪ شرم: احساس گناه، حسرت، احساس پشیمانی، افسوس
▪عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، پرستش
▪ شادمانی: شادی، لذت، سعادت شوق، تفریح، آسودگی، وجد، خشنودی
▪ شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب
هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل می‌شود:
۱) خودآگاهی: توانایی شناسایی دقیق هیجان‌های خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید. خودآگاهی، کنترل تمایلات خود در نحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل می‌شود. فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی‌واسطه و بدون وقفه دارد. به عبارت دیگر، او در همان زمان که احساسی را تجربه می‌کند، نسبت به آن آگاه است و بدان اعتنا دارد. او می‌‌تواند به خود بگوید، وای، من واقعا احساس حسادت، ترس، خودخوری، قدردانی، غرور، دفاع از خود در برابر انتقاد و ... می‌کنم. در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قورباغه‌ای خواهیم بود که نمی‌داند چه وقت از آبی که آرام به نقطه جوش می‌رسد بیرون بپرد. قورباغه با اینکه به راحتی می‌تواند از آب بیرون بپرد، اگر تغییر درجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد در آب باقی می‌‌ماند. اگر ما بتوانیم احساسات را از قبل پیش‌بینی کنیم، قادر به اتخاذ تصمیماتی خواهیم بود که ما را به شادکامی برساند مانند؛ می‌دانم که پشیمان می‌شوم، می‌دانم احساس گناه خواهم کرد و ... احساسات، صدای درونی ما هستند که ما را راهنمایی می‌کنند. تنها نیاز به گوش دادن به آنها است.
۲) خود- مدیریتی: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجان‌ها» به منظور انعطاف پذیر ماندن و رفتارها را مثبت هدایت کردن، یعنی اینکه بتوانید واکنش‌های هیجانی خود را در مقابل همه مردم و شرایط مختلف کنترل کنید. کنترل هیجان‌ها سبب:
۱) افزایش تحمل کافی و کنترل خشم
۲) کاهش اهانت، زد و خورد و ایجاد مزاحمت
۳) توانایی ابراز خشم به شیوه‌ای مناسب و بدون زد و خورد
۴) کاهش تعلیق و اخراج
۵) کاهش رفتار پرخاشگرانه یا آسیب رساننده به خود
۶) افزایش احساسات مثبت نسبت به شخص خود و دیگران
۷) بهتر کنار آمدن با فشار روانی و کاهش اضطراب و احساس تنهایی می‌شود.
۳) آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درک اینکه دقیقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک می‌کنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید و این همان همدلی است. پس همدلی به معنای درک احساسات دیگران است یعنی خود را جای دیگران گذاشتن، توانایی همدلی، مستقیما وابسته به توانایی تشخیص احساسات و درک آنهاست.
۴) مدیریت رابطه: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجانات دیگران» به منظور موفقیت در کنترل و مدیریت تعامل‌ها، همچنین این توانایی، ارتباط واضح با شرایط و کنترل موثر تعارض‌های دشوار را شامل می‌شود.
بی‌شک همه افراد دوست دارند توسط اطرافیان خود مورد تائید، تقدیر، تشویق، تحسین و قدردانی قرار بگیرند. با هوش هیجانی بالا شما می‌توانید افراد را جذب کنید و برای خود نگه دارید زیرا، به جای اینکه در مورد آنها قضاوت کنید آنها را قبول می‌نمایید، احساساتتان را بیان کرده، آنها را نیز تشویق می‌کنید که اینکار را انجام دهند. مسئولیت احساساتتان را به عهده می‌گیرید و هیچ‌گاه تقصیر را به گردن دیگران نمی‌اندازید، نسبت به احساسات آنها همدلی و مهربانی نشان می‌دهید و آنها را درک می‌کنید، در مورد احساسات و نیازهای آنها حساس هستید ولی خود را مسئول برآورده کردن آنها نمی‌دانید چون هر شخص مسئول احساسات خود است و از این‌رو هرگز احساس سربار بودن نمی‌کنید، آنها را ملامت نمی‌کنید و به آنها حمله نمی‌نمایید، بنابراین نیازی نیست که آنها حالت تدافعی یا ضد حمله به خود بگیرند. آنها را نصحیت نمی‌کنید و به آنها نمی‌گویید چه کاری را انجام دهند، چرا که می‌دانید این کار حس استقلال آنها را از بین می‌برد و خشم آنها را برمی‌انگیزد. نسبت به آنها صادق هستید حتی وقتی که مجبورید چیزی را که برای آنها ناخوشایند است بگویید



فهیمه اسناوندی

روزنامه رسالت

نویسنده: صدر - چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.» همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هر بار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: «یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

نویسنده: صدر - دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩

او را جعفر نامگذاری کرده‌اند و در این نامگذاری از سخن رسول خدا در بیش از هفتاد سال قبل از او الهام گرفته‌اند. از رسول خدا در مورد نام و لقب او سخنها و روایاتی است. از جمله این سخن است که فرمود: "خداوند از صلب امام باقر(علیه السلام) فرزندی پدید می آورد که کلمه حق و زبان صدق و راستین اسلام است." و هم از وی نقل شده است که فرموده: "آنکس که دوست می‌دارد خدای را ملاقات کند در حالیکه کتاب عمل او در دست راست او باشد، باید جعفربن محمد الصادق(علیه السلام) را دوست بدارد."

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، 17 ربیع‌الاول سالروز میلاد باسعادت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) و فرزند بزرگوارشان امام جعفر صادق(ع) است، هم او که بقای مذهب شیعه بر منهج محمد مصطفی(ص) در کوران تندباد حوادث و شبهه‌افکنی‌ها و افراط و تفریط‌ ها، بیش از همه، مدیون تلاش‌های سترگ ایشان و پدر بزرگوارشان، امام باقر(ع) است.

امام پنجم شیعیان، امامی است که تمام نحله‌های فکری در حوزه فقه با واسطه یا بدون واسطه به این شخصیت عظیم جهان اسلام برمی‌گردد و تفکر شیعی هم به دلیل وابستگی شدید فکری به آن امام، فقه خود را فقه جعفری نامیده است. هم‌چنین ایشان تاکیداتی بر انجام به موقع فریضه نماز داشتند و نماز را بهترین کارها نزد خداوند و از آخرین وصیت‌های پیامبران الهی می‌دانستند، لذا بر آن شدیم تا در این گفتار به چند نمونه از احادیث آن حضرت اشاره کنیم، به ‏این امید که درس‏های سودمند زندگی سالم و سازنده را از شیوه زندگی درخشان آن ‏بزرگمرد فضایل بیاموزیم؛

* سلام بر نمازگزار

امام صادق(ع) می‌فرمایند:

هنگامی که داخل مسجد شدی و مردم مشغول نماز هستند، بر آنها سلام نکن، بلکه بر رسول خدا(ص) سلام کن و مشغول نماز شو، ولی زمانی که بر گروهی وارد شدی که صحبت می‌کنند، بر آنها سلام کن.(بحارالنوار، ج 76، ص 8)

* اقتدا به سه گروه ممنوع است

پشت سر سه گروه نماز نخوانید؛ 1- پشت سر شخص ناشناخته، 2- مردمی که غلو می‌کند، هر چند که هم عقیده تو باشد، 3- شخص متظاهر به فسق و گناه، اگر چه مردی میانه‌رو و معقول باشد. (خصال صدوق، ص 154)

* خواب قبل از نماز عشا

از امام صادق(ع) نقل شده که پیامبر خدا(ص) فرمود: آنگاه که مرا به آسمان بردند، بر جماعتی گذشتم که سرهای آنها با سنگ کوفته می‌شد، گفتم ای جبرئیل اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها افرادی هستند که قبل از نماز عشاء می‌خوابند. (بحارالانور، ج 2، ص 213)

* نماز آخرین توصیه انبیاء

نماز بهترین کارها نزد خداوند و از آخرین وصیت‌های پیامبران الهی است. (میزان الحکمه، ج 5، ص 397)

* نماز و خدمت

پیروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمین است و هیچ چیز در خدمت به پروردگار معادل نماز نیست. (میزان الحکمه، ج 5، ص 318)

* بهترین اعمال در قیامت

همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند نماز است.

* آخرین سفارش رسول خدا

بر تو باد به نماز! زیرا آخرین چیزی که رسول خدا(ص) به آن سفارش نمود (و انسان) را بر انجام آن تاکید نمود، نماز است.(بحارالانوار، 84 ص 236)

* ارزش نماز

هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل می‌شود و ملائکه اطرافش را احاطه می‌کنند و فرشته‌ای می‌گوید: اگر ارزش این نماز را می‌دانست هیچگاه از نماز منصرف نمی‌شد. (اصول کافی، ج 3، ص 265)

* دو رکعت نماز و بخشش گناهان

هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می‌گوید، از نماز فارغ می‌شود، در حالیکه میان او و میان خدای عزوجل گناهی نیست، مگر اینکه خداوند برای او می‌بخشاید. (بحارالنور، ص 84، اصول کافی، ج 2، ص 100)

* امتحان شیعه از طریق نماز

شیعیان و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید: 1- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپا می‌دارند یا خیر؟ 2- حفظ اسرار، یعنی در حفظ اسرار و مسائل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟ 3- و از حیث توانمندی‌های مالی، یعنی آیا در مال خود برای برادران دینی سهمی قائلند و دست آنها را می‌گیرند یا خیر؟ (بحارالنوار، ج، ص 511)

* عادت به نماز

به رکوع و سجده‌های طولانی افراد نگاه نکنید، زیرا ممکن است به آنها عادت کرده باشند و برای او یک امر عادی شده باشد، و اگر آن را ترک کنند وحشت آنها را برمی‌دارد و باید به راستگویی و امانتداری او بنگرید. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 496)

* محبت خداوند و محبت مومنین در دل

به خداوند توجه کند، مگر اینکه خداوند به او رو می‌کند، و بعد از محبت خداوند عزوجل در دل، قلوب مومنین را به سوی او متوجه می‌کند. (مستدرک الوسائل، ج 1، ص 265)

* تسریع در نماز جماعت

روزی رسول خدا نماز ظهر و عصر را به جا می‌آوردند، ناگهان دو رکعت آخر نماز را تحفیف (تسریع) دادند. اصحاب پس از نماز از حضرت سوال کردند، که آیا دستور جدید آمده است: فرمودند: برای چه؟ اصحاب گفتند: چرا دو رکعت آخر نماز را سبک‌تر خواندید؟ رسول فرمودند: مگر صدای فریاد گریه کودک را نمی‌شنوید. (وسایل الشیعه، ج 5، ص 395)

نویسنده: صدر - دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩

اسلام، شوخی را تا زمانی تأیید کرده است که با گناه دیگری مانند تحقیر،‌ تمسخر، افترا، غیبت و مانند آن همراه نباشد. رسول گرامی اسلام با سفارش یاران خود به شوخ طبعی، به مقدار ضرورت، خود نیز با آنان شوخی می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، آنچه در پی می‌خوانید بخشی از شوخی‌ها و مزاح‌های پیامبر اسلام(ص) است که به مناسبت فرارسیدن هفته‌ وحدت و ولادت با سعادت آخرین فرستاده خدا،‌ تقدیم می‌شود.

* دشمن خدا

حضرت علی(ع) می‌فرماید: رسول الله(ص) هرگاه مردی از اصحابش را غمگین می‌یافت، او را با شوخی، خرسند می‌ساخت و می‌فرمود: خداوند دشمن دارد، کسی را که به روی برادرش چهره درهم کشد.(1)

* سفیدی در چشم

زنی خدمت رسول اکرم(ص) آمد و نام شوهرش را برد. حضرت فرمود: شوهرت همان است که در چشمانش سفیدی است؟ گفت: نه در چشمانش سفیدی نیست. آن زن به خانه آمد و جریان را برای شوهرش تعریف کرد. مرد گفت: آیا نمی‌بینی که سفیدی چشم من از سیاهی آن بیشتر است.(2)

* سیاهان به بهشت نمی‌روند

پیامبر به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: پیرزنان وارد بهشت نشوند. بلال حبشی که سیاه چهره بود، آن پیرزن را ناراحت دید و جریان را به رسول الله(ص) باز گفت. پیامبر(ص) فرمود: سیاه هم به بهشت نمی‌رود. بلال و پیرزن هر دو ناراحت بودند که ناگهان عباس، عموی پیامبر که پیرمرد بود، آن دو را دید و حال آن دو را برای پیامبر بازگو کرد. رسول خدا(ص) فرمود: پیرمرد هم به بهشت نمی‌رود. همه غمگین شده بودند. پیامبر(ص) که چنین دید، همه آنان را فراخواند، دلشان را نرم کرد و فرمود: “خداوند، پیرزنان، پیرمردان و سیاهان را به نیکوترین شکل بر می‌انگیزاند و آنان جوان و نورانی شده به بهشت می‌روند(3 )“.

* عسل و پیامبر(ص)

سیره رسول الله(ص) به گونه‌ای بود که به یارانش اجازه می‌داد تا در حضور مبارکش، گفته‌های طنزآمیز ادا کنند. آنان نیز به پیروی از پیامبر اکرم(ص) از شوخی‌های ناپسند پرهیز داشتند، ولی از شوخی‌های پسندیده دریغ نمی‌کردند. از جمله، نعیمان، مرد شوخ طبعی بود. روزی عربی را با یک خیک عسل دید. آن را خرید و به خانه عایشه برد. رسول خدا(ص) پنداشت که به عنوان هدیه آورده است. نعیمان رفت و اعرابی بر در خانه پیامبر(ص) ایستاده بود. چون انتظارش طولانی شد، صدا زد: ای صاحب خانه! اگر پول ندارید، عسل را برگردانید. رسول خدا(ص) جریان را دریافت و قیمت عسل را به آن شخص پرداخت. پیامبر چون زمانی دیگر، نعمیان را دید، فرمود: چرا چنین کردی؟ گفت: دیدم رسول خدا(ص) عسل را دوست دارد و اعرابی هم یک خیک عسل داشت. پیامبر(ص) خدا از کار نعیمان خندید و به او هیچ گونه درشتی نکرد(4).

* بهترین نشانه شادی چیست؟

تبسم، بهترین نشانه شادی و نشاط است. چهره رسول الله(ص) نیز هنگام دیدار یاران بیش از دیگران شاداب و خندان می‌نمود و گاه چنان می‌خندید که دندان‌های مبارکش نمایان می‌شد. ابوالدرداء می‌گوید: “رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هرگاه سخنی می‌فرمود، سخنش با لبخند همراه بود. رسول خدا(ص) هم کلام خویش را با تبسم می‌آمیخت و هم چهره‌ای خندان داشت و هم به چهره دیگران لبخند می‌زد. در حدیث است: «کان اکثر الناس تبسماً و ضِحکا فی وجوه اصحابه»(5). بیش از همه، لبخند داشت و بر روی یارانش لبخند می‌زد.

* کاش آن اعرابی می‌آمد

امام موسی بن جعفر(ع) می‌فرماید: “عربی بدوی نزد پیامبر(ص) می‌آمد و هدیه و سوغاتی به پیامبر اهدا می‌کرد. بعد همان ساعت می‌گفت: پول هدیه و سوغات ما را بدهید. رسول خدا(ص) نیز می‌خندید. پس از آن جریان هر وقت غمگین می‌شد، می‌فرمود: آن اعرابی کجاست. کاش پیش ما می‌آمد(6)“.

شوخی و مزاح ظریف و زیبای رسول اکرم(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) درباره خوردن خرما نیز معروف است. گفته‌اند روزی آن دو گرامی با هم خرما می‌خوردند که پیامبر، هسته‌ها را جلوی علی(ع) می‌گذاشت و در پایان فرمود: هر که هسته‌اش بیشتر باشد، پر خور بوده است! امیرمؤمنان در پاسخ گفت: هرکه با هسته خورده باشد، پرخورتر بوده است(7).

همچنین از شوخ طبعی پیامبر اکرم(ص) چنین نقل می‌کنند که حضرت برخی از یاران را از پشت سر بغل می‌گرفت و دو دستش را بر چشمان آنان می‌گذارد تا آنان را بیازماید که آیا می‌توانند با چشم بسته، طرف مقابل را تشخیص دهند یا نه(8).

* غذا بخورم یا نه؟

رسول خدا(ص) نه تنها خود، شوخی را آغاز می‌کرد، بلکه زمینه فرح را برای یاران خود فراهم می‌آورد.

روزی مرد عربی بر آن حضرت که بسیار اندوهگین می‌نمود وارد شد. وی می‌خواست چیزی بپرسد. اصحاب گفتند: نپرس! چهره پیامبر چنان گرفته است که جرئت پرسیدن نداریم. چهره پیامبر هرگز گرفته نبود، مگر هنگام نزول آیات موعظه یا آیات قیامت. او گفت: مرا به حال خود واگذارید. سوگند به خدایی که او را به پیامبری برانگیخت، هرگز رهایش نمی‌کنم تا خنده بر لبانش ظاهر شود. آنگاه به پیامبر(ص) گفت: ای رسول خدا! شنیده‌ام دجال با نان و غذا نزد مردم گرسنه می‌آید. پدر و مادرم به فدایت. آیا باید غذا نخورم تا از لاغری بمیرم یا بهتر است نزد دجال غذای کافی بخورم و چون سیر شدم، به خدا ایمان آورم؟ پیامبر اکرم(ص) آنقدر خندید که دندان‌های مبارکش نمایان شد. سپس فرمود: خیر! خداوند تو را به وسیله آنچه دیگر مؤمنان را بی‌نیاز می‌کند، بی‌نیاز می‌سازد(9).

* خرما را با طرف دیگر می‌خورم!

نقل است روزی حضرت محمد(ص) به صهیب بن سنان فرمود: در حالی که از چشم درد رنج می‌بری، خرما می‌خوری؟ صهیب گفت: این چشم من درد می‌کند و من خرما را با طرف دیگر می‌خورم(10).

سیره رسول الله(ص) به گونه‌ای بود که به یارانش اجازه می‌داد تا در حضور مبارکش، گفته‌های طنزآمیز ادا کنند. آنان نیز به پیروی از پیامبر اکرم(ص) از شوخی‌های ناپسند پرهیز داشتند، ولی از شوخی‌های پسندیده دریغ نمی‌کردند. در مکتب رسول الله(ص) شوخی باید به اندازه‌ای باشد که مایه تخریب شخصیت گوینده آن نشود. قیس بن سعد، یار جوان پیامبر(ص) پس از توصیف شوخ طبعی پیامبر می‌گوید: “به خدا سوگند! آن حضرت با آن شگفتی و خنده، هیبتش از همه افزون‌تر بود(11)“.

زیاده روی در شوخی، ابهت انسان را در هم می‌شکند و اسلام هم برای شخصیت پیروان خود ارزش والایی قائل شده است. بنابرین، رسول خدا(ص) افراط در شوخی را نکوهش می‌کرد: «لا تَمزَحْ فیُذهب بهاؤُک»؛ از شوخی [زیاد] بپرهیز؛ زیرا ارزش و قداستت شکسته می‌شود(12)“.

* شوخی و دروغ

در شوخی نباید از وسایل نامشروعی چون دروغ، برای خنداندن دیگران بهره گرفت. رسول گرامی اسلام در هشداری می‌فرماید: "وَیلٌ للذِی یُحَدِّثُ فَکذب لِیَضْحَکِ به القوم ویل له، ویل له (13)."،‌ "وای بر کسی که کلام دروغی را نقل کند تا دیگران بخندند. وای بر او، وای بر او."

* شوخی در چارچوب حق

مزاح باید از زشتی گفتار و نادرستی عاری باشد. پیامبر(ص) می‌فرمود: "انی لاامزح و لااءقول الا حقا(14)."، "من شوخی نمی‌کنم و سخنی نمی‌گویم، مگر آنکه در چارچوب حق باشد."

یکی از یاران پیامبر از ایشان پرسید: آیا در اینکه با دوستان خود شوخی می‌کنیم و می‌خندیم، اشکالی هست؟ پیامبر در پاسخ فرمود: “اگر سخنی ناشایست در میان نباشد، اشکالی ندارد(15)“.

* پرهیز از شوخی زیاد

از سوی دیگر، خنده زیاد و قهقهه نیز عظمت و متانت آدمی را از بین می‌برد. از این رو، پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «ایّاک و کثرة الضِحک فِانّه یمیتُ القلب»؛ از خنده بسیار بر حذر باش که دل را می‌راند.(16)

رسول خدا(ص) خطاب به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: یاعلی، مزاح نکن، زیرا ارزش تو زائل می‌شود.(17)

* پیامد مزاح با نامحرم

رسول خدا (ص) فرمود: هر کس با زن نامحرم شوخی کند،‌ برای هر کلمه‌ای که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانی کنند.(18)

* مزاح از خوش‌اخلاقی است

در «مکارم» از یونس شیبانى روایت شده که امام صادق علیه السّلام بمن فرمود: چطور است شوخى کردنتان با یکدیگر؟ گفتم: کم است. فرمود: چرا با هم مزاح نمی‌کنید؟ مزاح از خوش اخلاقى است، همانا با شوخى مى‏توانى برادر دینیت را مسرور نمائى، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با مردم شوخى مى‏کرد و منظورش این بود که مسرور سازد.(19)

در کتاب «اخلاق» ابى القاسم کوفى از امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمود: مؤمنى نیست مگر اینکه از مزاح بهره‏اى دارد. و رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مزاح مى‏فرمود ولی جز مطالب حق چیزى نمى‏گفت.

در «کافى» از معمر بن خلاد روایت شده که گفت: از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم قربانت گردم انسان در میان جمعى قرار گرفته سخنى پیش مى‏آید، مزاح مى‏کنند و مى‏خندند! فرمود: مانعى نیست، اگر نباشد- راوى گوید من یقین کردم منظور حضرت فحش دادن و ناسزا گفتن است- بعد فرمود: مرد عربى پیش رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏آمد و براى حضرت هدیه مى‏آورد، و همان جا مى‏گفت: پول هدیه مرا مرحمت کن.

رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله مى‏خندید و آن حضرت هر وقت غمناک مى‏گردید، می‌فرمود: اعرابى چه شد، کاش مى‏آمد.

----------------------------------------

پی نوشت‌ها:

1 - سنن النبی، ص 60

2- بحارالانوار، ج 16، ص 294

3- همان، ص 295

4- همان ص 296

5- المحجه البیضاء، ج 4، ص 134

6- اصول کافی، ج 2، ص 663

7- ملامحسن فیض کاشانی، التحفه السنیه، ص 323

8- سیدنعمت‌الله جزایری، زهرالربیع، ص 7

9- محجة البیضاء، ج 4، ص 134

10- زهرالربیع، ص 7

11- منتهی‌الامال، ج 1، ص 151

12- بحارالانوار، ج 74، ص 48

13- همان، ص 88

14- همان، ج 66، ص 7

15- کافی، ج 2، ص 192

16- بحارالانوار، ج 74، ص 285

17- اداب الدینه ص 146، من لا یحضره الفقیه، ج 4،‌ ص 355

18- ثواب الاعمال ص 158

19- سنن النبى صلى الله علیه و آله ص 49

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز خبر حوزه

نویسنده: صدر - یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩
خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.

این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:
 
   جز راست نباید گفت                        هر راست نشاید گفت
 
* • دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند. فرض کنید که شما به دلایلی از مادر شوهرتان رفتار ناخوشایندی دیده اید و هنوز از او دلخورید. بعد همان زمان همسرتان شروع به تعریف و تمجید از مادرش می کند که چقدر زن فهمیده، درستکار و محترمی است.
 
ازدواج
در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.
 
• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!
 
یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.
 
برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.
مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد
 

گفت وگو
• اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت.
اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.
 
• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.

قلب بانمک
• این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.
 
• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.
نویسنده: صدر - یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩

آیت الله نوری‌همدانی در دیدار جمعی از مسوولان کنگره ارتقاء فرهنگ دینی در ورزش ضمن تأکید بر اهمیت و جایگاه ورزش در اسلام، اظهار داشت: در آیین اسلام همه امور بشری با معنویت و روحانیت همراه بوده؛ به گونه‌ای که قدرت هم با عدالت و اخلاق توأم است.

این مرجع تقلید، ورزش را امری مهم در زندگی روزمره دانست و تاکید کرد: ورزش امری بسیار مهم است به طوری که بنده شخصا بیش از 50 سال است، ورزش روزانه‌ام ترک نشده است؛ چرا که ورزش را برای خود واجب می‌دانم.

آیت الله نوری همدانی ورزش را یک فعالیت علمی دانست و افزود: ورزش فقط با افزایش معلومات ورزشی حاصل نمی‌شود، بلکه فواید آن وقتی در جامعه حاصل می‌شود که مردم در عمل به انجام حرکات ورزشی اهتمام بورزند.

وی ادامه داد: کسی با دیدن برنامه‌های ورزشی به نتایج مطلوب ورزش دست نمی‌یابد، همان‌طور که با خواندن کتاب آموزشی رانندگی، نمی‌شود راننده شد.

این مرجع تقلید ورزش را موجب شادابی و نشاط روح و جسم افراد عنوان کرد و گفت: من از 40 سال قبل از نظر هوش و حافظه فرقی نکرده‌ام و علت آن را هم ورزش می‌دانم.

وی افزود: تداوم فعالیت ورزشی اثر عجیبی در سلامت انسان‌ها دارد و هیچ دارویی جای آن را نمی‌گیرد.

آیت الله نوری‌همدانی در ادامه سخنان خود از مسوولان خواستند مردم را به نسبت ورزش‌های همگانی تشویق و ترغیب کرده و امکانات ورزشی را برای اقشار مختلف مردم نیز فراهم سازند.

کنگره ارتقا فرهنگ دینی در ورزش با همکاری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه و سازمان تربیت بدنی کشور، پنجم اسفند سال جاری در سالن همایش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار خواهد شد.

نویسنده: صدر - شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩

پیش از اینها فکر می کردم خدا، خانه ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها، خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور، بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او، هر ستاره، پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان، نقش روی دامن او کهکشان،

 رعد و برق شب، طنین خنده اش، سیل و طوفان، نعره توفنده اش

دکمه ی پیراهن او، آفتاب، برق تیغ خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست، هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود، از خدا در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین، خانه اش در آسمان، دور از زمین

بود اما در میان ما نبود، مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت، مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا، از زمین از آسمان از ابرها

زود می گفتند: این کار خداست، پرس و جو از کار او کاری خطاست

هرچه می پرسی، جوابش آتش است، آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم، کورت می کند، تا شدی نزدیک، دورت می کند

کج گشودی دست، سنگت می کند، کج نهادی پای، لنگت می کند

با همین قصه، دلم مشغول بود، خوابهایم، خواب دیو و غول بود

خواب می دیدم که غرق آتشم، در دهان اژدهای سرکشم

در دهان اژدهای خشمگین، بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم، بی صدا، در طنین خنده ی خشم خدا

نیت من، در نماز و در دعا، ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم، همه از ترس بود، مثل ازبر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه، مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ، مثل خنده ای بی حوصله، سخت، مثل حل صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود، مثل صرف فعل ماضی سخت بود،

...

تا که یک شب دست در دست پدر، راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه، در یک روستا، خانه ای دیدم، خوب و آشنا

زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟، گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت: اینجا می شود یک لحظه ماند، گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی، دست و رویی تازه کرد، با دل خود، گفتگویی تازه کرد

گفتمش، پس آن خدای خشمگین، خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟

گفت: آری، خانه او بی ریاست، فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است، مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی، نام او نور و نشانش روشنی

خشم، نامی از نشانی های اوست، حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی، شیرین تر است، مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست، معنی می دهد، قهر هم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست، قهری او هم نشان دوستی است

تازه فهمیدم خدایم، این خداست، این خدای مهربان و آشناست

دوستی، از من به من نزدیک تر، از رگ گردن به من نزدیک تر

آن خدای پیش از این را باد برد، نام او را هم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود، چون حبابی، نقش روی آب بود

می توانم بعد از این، با این خدا، دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد، سفره ی دل را برایش باز کرد

می توان درباره گل حرف زد، صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد

چکه چکه مثل باران راز گفت، با دو قطره، صد هزاران راز گفت

می توان با او صمیمی حرف زد، مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند، با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد، با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان درباره ی هر چیز گفت، می توان شعری خیال انگیز گفت،

 

مثل این شعر روان و آشنا:

"پیش از اینها فکر می کردم خدا ..."
نویسنده: صدر - شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩

سراب، تنها تشنگان را می‌دواند

سیراب که باشی حقه‌اش از جا تکانت نخواهد داد . . .

نویسنده: صدر - شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩

پنج عامل می‌تواند باعث سکته قلبی شود. برای روی دادن یک سکته به همه پنج عامل نیازی نیست.

مبتلا شدن به سه مورد کافی است.

این پنج نام را فراموش نکنید: «تری گلیسیرید بالا» - «کلسترول بالا» - «فشار خون بالا» - «قند خون بالا» - «HDL» پائین و «LDL» بالا.

نویسنده: صدر - جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩

رهبر انقلاب، سیاست‌های کلی نظام در امور ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد و ساماندهی امور ایثارگران، شهرسازی، مسکن، تشویق سرمایه‌گذاری، پدافند غیرعامل و امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات (افتا) را ابلاغ فرمودند.



متن کامل این سیاست‌های کلی ابلاغ شده به شرح زیر است:

سیاست­های کلی امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات و ارتباطات(افتا)

1 ـ ایجاد نظام جامع و فراگیر در سطح ملی و سازوکار مناسب برای امن­سازی ساختارهای حیاتی و حساس و مهم در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، و ارتقاء مداوم امنیت شبکه های الکترونیکی و سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی در کشور به منظور:

- استمرار خدمات عمومی.

- پایداری زیرساخت های ملی.

- صیانت از اسرار کشور.

- حفظ فرهنگ و هویت اسلامی- ایرانی و ارزش­های اخلاقی.

- حراست از حریم خصوصی و آزادی­های مشروع و سرمایه­های مادی و معنوی.

2 ـ توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات با رعایت ملاحظات امنیتی.

3 ـ ارتقاء سطح دانش و ظرفیت­های علمی، پژوهشی، آموزشی و صنعتی کشور برای تولید علم و فناوری مربوط به امنیت فضای اطلاعاتی و ارتباطی (افتا)

4 ـ تکیه بر فناوری بومی و توانمندی­های تخصصی داخلی در توسعه زیرساخت­های علمی و فنی امنیت شبکه­های الکترونیکی و سامانه­های اطلاعاتی و ارتباطی.

5 ـ پایش، پیشگیری، دفاع و ارتقاء توان بازدارندگی در مقابل هرگونه تهدید در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات.

6 ـ تعامل موثر و سازنده منطقه ای و جهانی و همکاری و سرمایه گذاری مشترک در حوزه های دانش، فناوری و امور مربوط به امنیت شبکه های الکترونیکی و سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی با حفظ منافع و امنیت ملی.

7 ـ تعیین نهاد متولی و هماهنگ کننده زیر نظر دولت به منظور هدایت، نظارت و تدوین استانداردهای لازم برای حفظ و توسعه امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات و ارتباطات و تهیه پیش نویس قوانین مورد نیاز.

8 ـ فرهنگ­سازی، آموزش و افزایش آگاهی و مهارت­های عمومی در حوزه افتا.

9 ـ رعایت موازین شرعی و مقررات قانونی مربوط به حفظ حقوق فردی و اجتماعی در اجرای این سیاست­ها.

سیاست های کلی پدافند غیرعامل

1- تأکید بر پدافند غیرعامل که عبارت است از مجموعه اقدامات غیرمسلحانه که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب پذیری، تداوم فعالیت های ضروری، ارتقاء پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن می گردد.

2- رعایت اصول و ضوابط پدافند غیرعامل از قبیل انتخاب عرصه ایمن، پراکنده سازی یا تجمیع حسب مورد، حساسیت زدایی، اختفاء، استتار، فریب دشمن و ایمن سازی نسبت به مراکز جمعیتی و حائز اهمیت بویژه در طرح­های آمایش سرزمینی و طرح های توسعه آینده کشور.

3- طبقه بندی مراکز، اماکن و تاسیسات حائز اهمیت به حیاتی، حساس و مهم و روزآمدکردن آن در صورت لزوم.

4- تهیه و اجرای طرح های پدافند غیرعامل (با رعایت اصل هزینه – فایده) در مورد مراکز، اماکن و تاسیسات حائز اهمیت (نظامی و غیرنظامی) موجود و در دست اجراء بر اساس اولویت بندی و امکانات حداکثر تا پایان برنامه ششم و تامین اعتبار مورد نیاز.

5- تهیه طرح جامع پدافند غیرعامل در برابر سلاح­های غیرمتعارف نظیر هسته­ای، میکروبی و شیمیایی.

6- دو یا چندمنظوره کردن مستحدثات، تاسیسات و شبکه های ارتباطی و مواصلاتی در جهت بهره گیری پدافندی از طرح­های عمرانی و بویژه در مناطق مرزی و حساس کشور.

7- فرهنگ سازی و آموزش عمومی در زمینه به کارگیری اصول و ضوابط پدافند غیرعامل در بخش دولتی و غیردولتی، پیش‌بینی مواد درسی در سطوح مختلف آموزشی و توسعه تحقیقات در زمینه پدافند غیرعامل.

8- رعایت طبقه­بندی اطلاعات طرح­های پدافند غیرعامل.

9- ممانعت از ایجاد تاسیسات پرخطر در مراکز جمعیتی و بیرون بردن این­گونه تاسیسات از شهرها و پیش­بینی تمهیدات ایمنی برای آن دسته از تاسیساتی که وجود آنها الزامی است و ممانعت از ایجاد مراکز جمعیتی در اطراف تاسیسات پرخطر با تعیین حریم لازم.

10- حمایت لازم از توسعه فناوری و صنایع مرتبط مورد نیاز کشور در پدافند غیرعامل با تاکید بر طراحی و تولید داخلی.

11- به کارگیری اصول و ضوابط پدافند غیرعامل در مقابله با تهدیدات نرم­افزاری و الکترونیکی و سایر تهدیدات جدید دشمن به منظور حفظ و صیانت شبکه­های اطلاع­رسانی، مخابراتی و رایانه­ای.

12- پیش‌بینی سازوکار لازم برای تهیه طرح­های مشترک ایمن­سازی و ایجاد هماهنگی در سایر طرح­ها و برنامه­ها و مدیریت نهادهای مسئول، در دو حوزه پدافند غیرعامل و حوادث غیرمترقبه در جهت هم­افزایی و کاهش هزینه­ها.

13- ایجاد مرکزی برای تدوین طراحی، برنامه­ریزی و تصویب اصول و ضوابط، استانداردها، معیارها، مقررات و آیین نامه های فنی پدافند غیرعامل و پیگیری و نظارت بر اعمال آنها.

سیاست‌های کلی تشویق سرمایه گذاری

1- حمایت از مالکیت و کلیه حقوق ناشی از آن از جمله مالکیت معنوی.

2- تقویت و حمایت از توسعه سرمایه­گذاری بخش خصوصی و تعاونی در فعالیت­های اقتصادی کشور برابر با سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی.

3- تنظیم سیاست‌های پولی، مالی و ارزی با هدف دستیابی به ثبات اقتصادی و مهار نوسانات و تقویت تولید ملی.

4- افزایش بهره‌وری اقتصاد کشور با اصلاحات و اقدامات لازم بویژه اصلاحات ساختاری و مدیریتی و کاهش هزینه های مبادله و رفع موانع.

5- افزایش توان رقابت اقتصادی در داخل و صحنه­های بین­المللی از طریق لغو انحصارات غیرضرور و تقویت ساختار رقابتی و زیرساخت­های لازم و حمایت از کارآفرینی و ارتقاء خلاقیت و نوآوری.

6- اصلاح نظام مالیاتی در جهت تقویت سرمایه گذاری از طریق ثبات مالیات­ها، شفافیت درآمدها، صراحت در مقررات و منطقی کردن معافیت ها.

7- تجهیز پس‌انداز ملی، تقویت نظام پولی و هدایت بازارهای پول و سرمایه در جهت حمایت از سرمایه­گذاری.

8- توجه به کسب دانش فنی، دسترسی به بازارهای بین المللی، رشد اقتصادی، توسعه اشتغال و ارتقاء مدیریت و بهره وری، در جذب سرمایه گذاری خارجی، با اولویت سرمایه گذاری مستقیم و بلند مدت.

9- تنظیم فعالیت مجاز سرمایه گذاری خارجی در بورس اوراق بهادار به نحوی که ثبات و تعادل بازارهای مالی و ارزی حفظ شود.

10- سازماندهی رفتار تقنینی، اداری، قضایی، بازرسی، نظارت، حسابرسی و تخصصی کردن امور در جهت حمایت از سرمایه گذاری و تولید.

11- توانمندسازی بخش های خصوصی و تعاونی بر ایفای فعالیت­های گسترده و اداره بنگاه­های اقتصادی بزرگ.

سیاست‌های کلی مسکن

1- مدیریت زمین برای تامین مسکن و توسعه شهر و روستا در چارچوب استعداد اراضی و سیاستها و ضوابط شهرسازی و طرح­های توسعه و عمران کشور و ایجاد و توسعه شهرهای جدید.

2- احیای بافت های فرسوده شهری و روستایی از طریق روش های کارآمد.

3- برنامه­ریزی دولت در جهت تامین مسکن گروه های کم درآمد و نیازمند و حمایت از ایجاد و تقویت موسسات خیریه و ابتکارهای مردمی برای تامین مسکن اقشار محروم.

4- برنامه‌ریزی جامع برای بهبود وضعیت مسکن روستایی با اولویت مناطق آسیب­پذیر از سوانح طبیعی و متناسب با ویژگی­های بومی.

5- ایجاد و اصلاح نظام مالیات­ها و ایجاد بانک اطلاعاتی زمین و مسکن.

6- حمایت از تولید حرفه­ای، انبوه و صنعتی مسکن.

7- اجباری کردن استانداردهای ساخت و ساز مقررات ملی ساختمان و طرح های صرفه جوئی انرژی.

8- رعایت ارزش­های فرهنگی و حفظ حرمت و منزلت خانواده در معماری مسکن.

9- تقویت پژوهش و ارتقاء سطح دانش علمی در حوزه مسکن.

سیاست‌های کلی بخش شهرسازی

1- مکان­یابی توسعه شهرها در چارچوب طرح آمایش سرزمینی و بر اساس استعدادهای اقتصادی و با رعایت معیارهای زیست محیطی و مراقبت از منابع آب و خاک کشاورزی، و ایمنی در مقابل سوانح طبیعی و امکان استفاده از زیرساخت­ها و شبکه شهری.

2- تعیین ابعاد کالبدی شهرها در گسترش افقی و عمودی با تاکید بر هویت ایرانی- اسلامی و با رعایت ملاحظات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، حقوق همسایگی و امکانات زیربنایی و الزامات زیست محیطی و اقلیمی.

3- هماهنگ سازی مقررات و ایجاد هماهنگی در نظام مدیریت تهیه، تصویب و اجرای طرح های توسعه و عمران شهری و روستایی.

4- تامین منابع پایدار برای توسعه و عمران و مدیریت شهری و روستایی با تاکید بر نظام درآمد- هزینه­ای و در چارچوب طرح های مصوب.

5- حفظ هویت تاریخی در توسعه موزون شهر و روستا با احیاء بافت های تاریخی و بهسازی یا نوسازی دیگر بافت های قدیمی.

6- جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی در شهرها و ساماندهی بافت­های حاشیه ای و نامناسب موجود.

7- تقویت و کارآمد کردن نظام مهندسی.

ـ ایمن سازی و مقاوم سازی محیط شهری و روستایی.

8- رعایت هویت تاریخی و معنوی شهرها در توسعه و بهسازی محیط شهری بویژه شهرهایی از قبیل قم و مشهد.

9- سطح­بندی شهرهای کشور و جلوگیری از افزایش و گسترش بی رویه کلان شهرها.

10- رعایت نیاز و آسایش جانبازان و معلولان در طراحی فضای شهری و اماکن عمومی.

سیاست های کلی ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد و ساماندهی امور ایثارگران

به منظور ترویج و تحکیم فرهنگ پایداری و ایثار و جهاد در کشور و تکریم و پاسداری از حق ایثارگران اعم از شهیدان، جانبازان، آزادگان و رزمندگان و خانواده­های آنان و سهمی که در عزت، امنیت و اقتدار ملی و نظام اسلامی دارند، سیاست­های کلی نظام در این امور به شرح ذیل تعیین می گردد:

1- اعتلاء، ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار، جهاد، شهادت و تفکر بسیجی در جامعه و نهادینه ساختن آن در اندیشه، باور، منش و رفتار مردم و مسئولان و مقابله با عوامل بازدارنده و تضعیف کننده آن.

2- تعظیم و تکریم ایثارگران و پاسداری از منزلت و حق عظیم آنان بر مردم و کشور و تبیین نقش برجسته آنان در انقلاب­اسلامی و دستاوردهای آن و دفاع مقدس و امنیت ملی.

3- بسترسازی، ایجاد و توسعه ظرفیت­های لازم در رسانه­ها بویژه صداوسیما، نظام آموزشی کشور و دستگاه­های فرهنگی هنری به منظور تحقق بندهای یک و دو و ترویج اهداف، آرمان­ها، وصایا و آثار ایثارگران و ارائه الگوهای جهاد و حماسه و فداکاری و معرفی قهرمانان عرصه جهاد و شهادت به جامعه.

4- حمایت از تولید آثار ارزنده فرهنگی و هنری در جهت اشاعه فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت در جامعه.

5- تحقیق، شناسایی و ترویج مستمر عوامل تقویت کننده فرهنگ جهاد، ایثار و شهادت و مشارکت دستگاه­ها و ارکان نظام و لایه­های مختلف اجتماعی در اجرای سیاست های مربوط به ایثارگران.

6- توانمندسازی فردی و جمعی و اهتمام به پرورش استعدادها و ارتقاء سطح علمی، فنی و فرهنگی ایثارگران و فرزندان آنها به منظور نقش­آفرینی فعال و موثر در عرصه­های مختلف و اولویت دادن به استفاده از ایثارگران در بخش های مدیریتی در شرایط مساوی.

7- اولویت دادن به ایثارگران در سیاستگذاری­ها، برنامه­ها، قوانین و آئین­نامه­های کشور و نیز در تخصیص و توزیع امکانات و حمایت­های دولتی و فعالیت­ها در زمینه­های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور به تناسب ایثار و جهاد در راه آرمان های اسلام و اهداف­ انقلاب­اسلامی.

8- شناخت نیازهای واقعی و ارائه خدمات موثر به ایثارگران و خانواده­های آنان در ابعاد مختلف فرهنگی، علمی، آموزشی، اجتماعی، بهداشتی، درمانی، بیمه­ای، معیشتی، اشتغال، مسکن، حقوقی، اداری، رفاهی و استخدامی با حفظ اصول عزتمندی، عدالت و روحیه خود اتکایی و شؤون ایثارگری.

9- مناسب­سازی بناها و مراکز خدمات عمومی، معابر شهری، مراکز اداری، تفریحی و ورزشی و وسائط نقلیه عمومی با وضعیت جسمی جانبازان و ناتوانان جسمی و حرکتی، منطبق بر معیارهای مطلوب.

10- توسعه مراکز علمی و پژوهشی و ارتقاء ظرفیت­ها، توانمندی­ها و فناوری­ها و اهتمام به تامین تجهیزات و آموزش­ها و مراقبت های لازم برای پیشگیری، درمان و کاهش آسیب­های فردی و جمعی، ناشی از جنگ و تهدیدات.

11- حمایت قضایی از ایثارگران و خانواده آنها و صیانت و حفاظت از حریم ایثارگری، با ایجاد سازوکارهای مناسب توسط قوه قضائیه.

12- حفظ و ترویج آثار، ارزش­ها، حماسه ها و تجارب انقلاب اسلامی و دفاع­مقدس با ایجاد، توسعه و نگهداری موزه­ها، یادمان­ها، نمادها و نشان­های جهاد، مقاومت و ایثار و پاسداشت قداست و منزلت تربت پاک شهیدان و ساماندهی و نگهداری مناسب آنها به صورت مراکز فرهنگی.

نویسنده: صدر - دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را که در خیابان افتاده بود شوت می‌کردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملاً مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می‌کردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا، و همین کارها را بکنید.» بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند. تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فکر می‌کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.

 

شما چه تفسیر مدیریتی یا سازمانی از این حکایت دارید؟
نویسنده: صدر - یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩

عارف مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در بیانی، معنای غیبت حضرت ولی عصر(عج) را اینگونه تشریح می‌کنند:

سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟

بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.

بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.

امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.

برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص 30

نویسنده: صدر - شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از این که نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام علیه السلام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

 بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.

حکومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام علیه السلام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.

مسأله خلافت و امامت در اسلام، تنها بر اساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام، علی علیه‏السلام را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد .

عثمان بن سعید، نائب اول امام علیه السلام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام نامه های حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص،امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

نویسنده: صدر - شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩

امام حسن عسکرى(علیه السلام) یازدهمین امام شیعیان، در روز جمعه هشتم ربیع الثانى، سال ۲۳۲ ه.ق (۱) در مدینه منوره دیده به جهان گشود،(۲) و عالم را با نور جمال خویش روشن نمود. پدر بزرگوار آن حضرت، امام هادى (علیه السلام) و مادرش بانویى پارسا و شایسته است که از او به نامهاى «حُدیثه»، «سلیل» و «سوسن» یاد شده است. این بانوى گرامى از زنان نیکوکار و داراى بینش اسلامى بوده در فضیلت او همین بس است که پس از شهادت امام حسن عسکرى(علیه السلام) پناهگاه و نقطه اتکاى شیعیان در آن دوره بحرانى و پراضطراب به شمار مى‏رفت.(۳) مدت امامت امام حسن عسکرى(علیه السلام) شش سال، و با سه نفر از خلفاى عباسى که هر یک از دیگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود. 

امامت حضرت از سال ۲۵۴ شروع شد و در ۲۶۰ ه.ق با شهادت آن حضرت پایان یافت. به مناسبت سالروز شهادت  آن امام همام، در این مجال نگاهى داریم به برخى «انتظارات حضرت» از شیعیان خویش، امید که ره توشته‏اى باشد براى همه آنهایى که بر خط امامت و ولایت سیر مى‏کنند. 

شیعه از دیدگاه امام حسن عسکرى (علیه السلام)
از دیدگاه امام یازدهم ....


ادامه مطلب ...
نویسنده: صدر - چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد:"لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی."مرد پرسید:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم.

اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنیده ام."سقراط گفت:"بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست.

حالا بیا پرسش دوم را بگویم،"پرسش خوبی"آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟"مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتیجه گیری کرد:"اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت داردونه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

نویسنده: صدر - سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله وحید خراسانی: دختر مجردی هستم که با وجود خانواده خوب و رعایت کامل حجاب تا به حال برایم یک خواستگار نیامده و از این بابت بسیار مورد تمسخر اطرافیان و آشنایان و حتی برادرهایم قرار گرفته ام و از بابت این موضوع بسیار در رنج و عذابم ، توسلاتی به ائمه (ع) نموده ام و زیارت عاشوراء و نماز حاجت هم خوانده ام ولی هنوز نتیجه نگرفته ام لطفاً مرا راهنمایی بفرمائید؟

پاسخ ایت الله وحید خراسانی :
شاید دعاها مستجاب شده، ولى زمان و ظرف استجابت در آینده است، شما مأیوس نشوید (و لا تقنطوا من رحمة الله).
دعاهاى شما و زیارت عاشورا و اعمال مذکور همه مؤثّر و مأجور است و انشاء الله در زمان مقدّر همسر مناسب نصیب شما خواهد شد، به خداوند متعال امیدوار باشید و به توسل به اهل بیت (علیهم السلام) ادامه دهید و مراقب باشید که در تکالیف خود نسبت به واجبات و محرّمات کوتاهى نشود. 

در ضمن، توسّل زیر را انجام دهید: دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخوانید، بعد از نماز تسبیحات حضرت زهراء علیهاالسلام را بگوئید و بهتر است سر به سجده بگذارید، و ۱۴ مرتبه صلوات و ۱۰۰ مرتبه (الّلهمّ خـِرْ لی و اخْتَرْ لی) و بعد ۱۴ صلوات. انشاء الله هرچه زودتر دعاى شما مستجاب شود.

نویسنده: صدر - دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩

سوال:آیا پزشک معالج به مریض مَحرم است؟

پاسخ رهبر معظم انقلاب:

محرم نیست و فقط در موارد ضرورت می تواند با او تماس داشته باشد.

پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی:

پزشک، به مریض محرم نیست، ولی در مواقعی که معالجه متوقف بر نگاه یا لمس مریض است، به مقدار ضرورت می‎تواند نگاه یا لمس کند و در صورتی که لمس با دستکش یا از روی حایل دیگری‌کافی باشد، لمس مستقیم جایز نیست.

پاسخ آیت الله مکارم شیرازی:

در صورت وجود پزشک همجنس و دسترسی به او رجوع به پزشک غیر همجنس هرگاه مستلزم لمس یا نظر حرام گردد جایز نیست.

برای کسب اطلاع بیشتر درباره احکام آموزشها و معاینات پزشکی می توانید به آدرس سایت های مراجع مذکور مراجعه نمایید.

نویسنده: صدر - دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩

بعد از پیام عربی رهبر انقلاب به مردم مصر، رسانه‌های ضدانقلاب سعی کردند با جنجال و هیاهو و استناد به یک خبر غیررسمی، اصل پیام و توصیه‌های آن را به حاشیه ببرند. این رسانه‌ها مدعی واکنش منفی اخوان به پیام رهبری شدند، با اینکه رهبر انقلاب در پیام خود به طور خاص از گروهی نام نبرده بودند. البته بعدا مشخص شد که خبر مطرح شده در سایت انگلیسی اخوان، نظر شخصی سردبیر آن سایت بوده که حتی گاهی به نظرات آدمی چون مریم رجوی هم استناد می‌کند!

در مطلب قبلی هم نوشتم که برای شناخت گروه‌های اسلامی منطقه، باید همه جوانب و حساسیت‌ها را در نظر داشت. اولا این گروه‌ها براساس منافع خودشان تاسیس شده‌اند نه منافع ایران. بنابراین ممکن است حتی مخالفان شیعه و ایران در آنها حضور داشته باشند و گاهی علیه ایران هم حرفی بزنند  که اصلا عجیب نیست، چون آنها براساس اهدافی مشترک دور هم جمع شده‌اند. ثانیا فشار وهابیون و مخالفان ایران و مخصوصا حکومت مصر را برای بدنام کردن این گروه‌ها نباید فراموش کرد.

این روزها که نام اخوان المسلمین روی زبان‌ها افتاده و رسانه های ضدنظام هم به آن علاقه پیدا کرده‌اند، بد نیست نگاهی داشته باشیم به سوابق این گروه و روابط پر فراز و نشیب آن با ایران. شاید مرور گذشته، به ما کمک کند تا معنای اختلاف نظر در جماعت اخوان، معنای آن خبر کوتاه سایت انگلیسی اخوان، معنای سکوت اخوان و در نهایت معنای «امام خامنه‌ای» گفتن حامد الحلباوی را در بی‌بی‌سی بهتر درک کنیم. جالب اینجاست که مجری بی‌بی‌سی دست به هر کاری زد (حتی تحریف سخنان رهبری) تا عضو ارشد اخوان را وادار به اتخاذ موضعی منفی کند که موفق نشد. (فیلم این مصاحبه در سایت تریبون)

حسن البنا پایه گذار اخوان المسلمین

اخوان‌المسلمین در سال ۱۹۲۸میلادی در مصر، توسط شیخ حسن البنا تاسیس شد. حسن‌البنا، از مؤسسان اولیه و اصلی حرکت تقریب بین مذاهب اسلامی در قاهره بود که به همت شیخ محمدتقی قمی شکل گرفت. یکى از اهداف اولیه اخوان المسلمین تاسیس حکومتى بر مبناى اصول اسلام بود. حسن البنا براى دستیابى به این هدف ، پیروانش را به تلاش در تحقق حکومت اسلامى تشویق مى کرد. به عقیده حسن البنا اگر مسلمانان به چنین تلاشى مبادرت نکنند، در پیشگاه خداوند، گناهکار و مقصر خواهند بود. البته سیستم حکومتی حزب حاکم مصر به گونه‌ای بود که رهبران بعدی، کمتر به سراغ این هدف اصلی رفتند.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: صدر - جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩



1. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

«ستدفن بضعه منی بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»

پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏کاری اورا زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشاید.

2. امام رضا علیه السلام:

«ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم.»

هر امام و رهبری، عهد و میثاقی بر پیروان و دوستدارانش داردو همانا یکی از اعمالی که نمایانگر وفاداری و ادای میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.

3. امام رضا علیه السلام:

«اللهم انک تعلم انی مکره مضطر فلا تؤاخذنی کما لم تؤاخذ عبدک‏و نبیک یوسف حین وقع الی ولایة مصر»

بار خدایا تو می‏دانی که من بر پذیرفتن ولایتعهدی مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همان گونه که بنده و پیامبرت یوسف‏را به هنگام پذیرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردی.

4. امام رضا علیه السلام:

«قد علم الله کراهتی لذلک، فلما خیرت بین قبول ذلک و بین‏القتل اخترت القبول علی القتل»

ریان گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم مردم می‏گویند شمابا این که اظهار بی‏رغبتی به دنیا می‏کنید ولایتعهدی راپذیرفته‏اید؟ امام فرمود: خداوند خود می‏داند که من این امر راناپسند می‏داشتم ولی چون بین پذیرش آن و مرگ مخیر شدم، قبول آن‏را بر مرگ ترجیح دادم.

5. امام رضا علیه السلام:

«من زارنی علی بعد داری و مزاری اتیته یوم القیامه فی ثلاثة‏مواطن حتی اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا وعند الصراط و عند المیزان»

کسی که با دوری راه سرا و مزارم را زیارت کند، روز قیامت درسه جا [برای دستگیری] نزد او خواهم آمد و او را از بیم وگرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه‏ها [ی‏اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد میزان [هنگام‏سنجش اعمال].

6. امام رضا علیه السلام:

«من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله تعالی من حقی و طاعتی فاناو آبائی شفعائه یوم القیامة و من کنا شفعائه نجی»

هر که مرا زیارت کند در حالی که حق و طاعت مرا که خدا بر اوواجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت‏شفیع او هستیم وهر که ما شفیع وی باشیم نجات یابد.

7. امام رضا علیه السلام:

«انی ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقی... غفر الله‏ما تقدم من ذنبه و ما تاخر»

من به زودی مظلومانه با سم به قتل خواهم رسید. پس هر که باشناخت‏حق من زیارتم کند خداوند گناهان گذشته و آینده او راببخشاید.

8. امام رضا علیه السلام:

«... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائکة لا یزال‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الی ان ینفخ فی الصور»

این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.

9. امام رضا علیه السلام:

«و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهما السلام اذقبل کل واحد منهما الولایة من طاغیة زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایة الا من قبلک فوفقنی لاقامة دینک و احیاء سنة‏نبیک... .»

من [به این کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف ودانیال علیهما السلام مجبور شدند چه هر یک از آن دو، ولایت رااز خودکامه زمان خویش پذیرفتند، خدایا پیمانی نیست مگر پیمان‏تو و ولایتی نیست مگر از سوی تو، پس مرا در برپا داشتن دینت وزنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان.

10. امام رضا علیه السلام:

«قد نهانی الله عز و جل ان القی بیدی الی التهلکة فان کان الامرعلی هذا... اقبل ذلک علی انی لا اولی احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنة»

خداوند مرا بازداشته از این که خویش را با دست‏خود به نابودی‏افکنم، پس اگر قرار چنین است آن را می‏پذیرم به شرط آن که نه‏کسی را به کار گمارم و نه کسی را از کار کنار گذارم و نه رسم‏ و سنتی را نقض کنم.

نویسنده: صدر - جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩

شاه عبدالعظیم حسنی فرمود: به حضرت جواد علیه السلام عرض کردم که به زیارت قبر حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف شوم یا به زیارت پدرتان. فرمود: اندکی درنک کن؛ سپس داخل اندرون شد بعد - در حالی که اشکهایش بر رخسارش جاری بود - خارج شد و ... سپس فرمود: زائران امام حسین علیه السلام بسیارند؛ امام زائران پدرم کمند.

در روایت دیگر فرمود: زیارت پدرم افضل است زیرا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را همه مردم زیارت می‌کنند؛ اما پدرم را، جز خواص شیعه زیارت نمی‌کنند. زیرا هر فرقه‌ای از شیعه، امام حسین علیه السلام را از جهات مختلفی از قبیل، شهادت آن حضرت، مخصوصا فرزند بی واسطه حضرت زهرا علیهاالسلام بودن محترم می‌شمارند و فرق دیگر شیعه، از قبیل: کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه و واقفیه و...امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را پذیرفته‌اند؛ اما در این میان، حضرت رضا علیه السلام دارای ویژگی خاصی است که اغلب انشعابات تشیع، قبل از ایشان بوده و باقیمانده از فرق مختلف همین خواص شیعه هستند که به ولایت حضرت رضا علیه السلام معتقدند و شمارشان نسبت به بقیه کمتر است؛ لذا در روایات عارفا بحقه قید شده یعنی ایشان را امام واجب الاطاعه بداند.

نویسنده: صدر - جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩

 در بین امامان معصوم ما، هیچ کدام به اندازه امام علی (ع) اسامی ولقب های متعدد ومتنوع ندارد. بعد از ایشان اما رتبه دوم برای امام رضا(ع) است که شاید به علت ماجرای ولایتعهدی وشاید به خاطر حضور دربین ایرانیان ، صاحب القاب و عناوین متعدد است، از آن حضرت علاوه بر القابی که به همه ائمه معصومین (ع) گفته می شود (مثل ابن رسول الله؛ حجت الله ، امین الله و... خود امام) صاحب حداقل 50 لقب اختصاصی هستند.

هر کدام از این عناوین والقاب ، داستان و تاریخچه جداگانه ای دارند وبه یک وجهه از وجهه های حضرت اشاره می کنند. در ادامه داستان هشت لقب معروف تر از القاب امام هشتم آمده است.

  


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :

داغ کن - کلوب دات کام